در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ :
الْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ
أَلَا وَ إِنِّی مُعَسْکِرٌ فِی یَومِی هَذَا
فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَى اللَّهِ
فَلْیَخْرُجْ .

طبقه بندی موضوعی

۴۲ مطلب با موضوع «در عالم مبارزه» ثبت شده است

۰۶
تیر

حمایت از روحانی یا حمایت از داعش؟!


یک

قال مولانا امیرالمومنین :

قل الحق، و لو علی نفسک

ننوشتن این یادداشت را شرافتم، اقتضاء نمی‎کرد. 


دو

قضاوت کار بدی نیست، وظیفۀ هر انسان اخلاق‌مداری در بسیاری از مواقف قضاوت است، آنچه نکوهیده است قضاوت شتاب‌زده و برداشت سریع، بی‎تأمل و بی‎تحقیق است. در ماجرای «آتش به اختیار» ابتدا دیدیم بعضی از دوستان روشنفکر و در نهایت بعضی از حضرات ظاهرا حزب‎اللهی هم سخن رهبری را حتی یک‎بار کامل گوش نداده بودند و اقدام به قضاوت، برداشت شخصی، مخالفت‎های آتشین و موافقت‎های شدید کردند. امری که باعث شد روز گذشته، آیت‎الله خامنه‎ای رهبر فرزانۀ انقلاب در خطبه‎های نماز جمعه این استعاره را دوباره توضیح دهد، و فرصتی از فرصت‎های جهان اسلام به خاطر این کژفهمی‎ها محدود شود، در حالیکه ایشان در سخنرانی اولشان هم منظور فرهنگی خود را واضح بیان کرده‎بودند.

بدا به حال جامعه‎ای که پیش از تامل و تفکر و تحقیق، اقدام به موضع‎گیری و اعلام نظر می‎کند. بدا به حال گروهی که تلاشی برای فهم حقیقت نمی‎کند و علیهش موضع می‎گیرد. شاید مشکل این است که اظهارنظر سریع و به‎روز، به‎خودیِ خود در جامعۀ رسانه‎زدۀ ما فضیلت انگاشته شده است. شاید هم مشکل به خاطر دشواری‎های زندگی و معیشت است که از ما فرصت تفکر و تحقیق را گرفته، و البته مشکل بعضی هم همان مشکلی قدیمیِ همرنگی با جماعت از ترس رسوایی‎ست: و بدا به حال گروهی که حقیقت و مظلومیتش را می‎فهمد اما از بیان آن و دفاع از آن می‎هراسد.


سه

هنگام شعرخوانی صبح عید فطر آقای دکتر مطیعی من هم در مصلی امام خمینی حضور داشتم و شعر را با دقت گوش کردم. در شنیدن نخست، شعر بسیار تحسین‌برانگیز بود و مرا به وجد آورد، چنانچه بارها و بارها تحسین و تشویق نمازگزاران تهرانی را هم برانگیخت. وقتی پس از مراسم نماز به خانه آمدم و سراغ جهانِ شلوغ رسانه رفتم، دیدم صفحات و افراد زیادی با عصبانیت و توهین و فحاشی، از "توهین‎های شنیع و تندِ مداح عید فطر به رئیس جمهور" گفته‎اند!  با شناختی که از ادب، تقوا و فرهیختگی آقای مطیعی داشتم واقعا شگفت‎زده شدم. گفتم یعنی ایشان در صفحه‎ای مصاحبه‎ای چیزی مثل بعضی‎ها شروع به فحاشی کرده است؟! یا آیا در شعرخوانی ابیات توهین‎آمیزی بوده که من متوجه نشدم!؟ طبیعتا حدس نخستین که درست نبود، اما برای سنجش حدس دوم بارها متن کامل شعر را از ابتدا تا انتها خواندم. هنوز هیچ بیتی پیدا نکردم که توهین به رئیس جمهور باشد و در شگفتم از نمازها و روزه‎های کسانی که هنوز یک روز از ماه رمضان نگذشته، روزه خود را با دروغ، بدگمانی و افترا به یک مومن افطار کردند.

البته این شعر، بیت‎های خیلی تند و محکمی هم دارد، یک احتمال هم این است که کسانی که آن برداشت‎ها و دعواها را شروع کرده‎اند، آنقدر با خوانش و فهم شعر بیگانه بوده‎اند که بیت‎های تندِ ضدّ داعش آقای مطیعی را ضدیت با آقای روحانی و دولت برداشت کرده‎اند؛ بیت‎های صریح و البته زیبایی چون:

این قدَر بمب مچسبان به کمر ای نامرد!

صبر کن، موشک ما منفجرت خواهد کرد!

اما این شعر توهین به رئیس جمهور ندارد. بله این شعر نقد دارد، نقد جدی هم دارد، اما نه در قالب توهین و بی‌ادبی. نکند کسانی که این غائله را راه انداخته‎اند بر این باورند که کسی حق نقد دولت و دولت‎مردان را ندارد؟! کدام اندیشۀ اسلامی، کدام باور شیعی و کدام نحلۀ اخلاقی می‎گوید انتقاد از حاکمان، مسئولان و صاحبان قدرت و ثروت و رسانه، آن‌هم برادرانه، آن‌هم دربرابر اشتباهات فاحش و رنج‎های بیشمار مردم ممنوع است؟ چه کسی به اینان اجازه داده است منتقد را (ولو مشفق و مودب) تحقیر و سرکوب کنند؟ و برفرض که بعضی چنین باورهایی را داشته باشند، آیا فکر می‎کنند می‎توانند دهان حقیقت‎گو را بدوزند؟!


چهار

اگر بخواهیم از لحاظ ادبی این شعر را بررسی کنیم،  مثنوی عید فطر قطعا در ژانر و گونۀ ادبی خودش امتیاز بالایی می‎گیرد. زیبایی‎شناسی و ارزش‎گذاری شعرهایی که برای اجرا در یک مراسم مداحی آن‎هم با تم و درونمایۀ اجتماعی سروده می‎شوند، قطعا با شعرهای ادیبانه و ساختارمحور متفاوت‎اند، این شعرها باید ساده، معنامحور و  قابل‎فهم برای عموم مردم باشند. با این‎حال شگفت‎آور بود که ابیات بسیاری از این شعر کاملا فنی و با ارزش ادبی بالا سروده شده بودند. البته همین شعر اگر با سایر شعرهای فنی و ادبی منتشر شده در کتاب شاعرانش مقایسه شود نمرۀ کم‎تری می‎گیرد؛ به همین خاطر من این شعرها را بیشتر «خطابه‎شعر» می‎دانم و نه «شعر محض»، اما مهم این است که این خطابه‎شعرها حتی در مقایسه با خیلی شعرهای مدعی، نمرۀ بالاتری می‎گیرند. مهم‎ترین ویژگی این مثنوی برای یک منتقد ادبی، ارزش ساختاری و پیوستگی روایی آن در عین تعدد معانی و مضامین مطروحه در اثر است. شعر عیدفطر96 هم تم (درون‎مایه) عرفانی دارد، هم تم زاهدانه، هم تم تعلیمی، هم تم اجتماعی، هم تم سیاسی و هم تم حماسی. همچنین، مضامین و سخن‎های فراوانی از موضوع شب قدر، عید فطر، ماه رمضان، تا موضوع عدالت اجتماعی و رنج‎های کارگران، تا موضوع آسیب‎شناسی سیاست‎های فرهنگی و «بیست‎سی»، تا موضوع اخلاقی کسب رزق حلال و پرهیز از مال شبهه، تا موضوع سیاست خارجی و «برجام»، تا موضوع مقابله با جریان‎های تکفیری و فتنه‎های آل سعود، تا  موشک‎های انتقامی ایران به سوی داعش و نیز موضوعات دیگری را درخود دارد؛ اما نکته اصلی اینجاست که همۀ این مفاهیم و مضامین در یک شعر است و همه هم هنرمندانه با ساختاری واحد، اندام‌وار و پیوسته به هم بیان شده‎اند.

دومین زیبایی و ارزش‎مندی مهم این شعر برای یک پژوهشگر ادبیات، تک‎بیت‎های درخشان و نیمه‎مستقل در بینابین سطرهای چنین شعری است. وقتی با یک مثنویِ قصیده‎وارِ سیاسی اجتماعی مواجهیم طبیعتا اصل انتظارات ما در محور عمودی شعر است، نه محور افقی. طبیعتا منتظر استفاده از ظرفیت‎های میراث شعر سبک خراسانی هستیم، نه شعر سبک هندی. اما شگفتی این شعر این بود که بین این دو عالم و این دو فضای دیگرگون حرکت کرده بود و زیبایی‎های فراوانی را آفریده بود. به این تک‎بیت‎ها دقت کنید:

رقص شمشیر چو در خیمه دشمن برپاست

سپر انداختن و طعنه به شمشیر خطاست

بعضی از این بیت‎ها به تنهایی یک شعر کاملند. 

یا این بیت:

کارزار است، قدم قاطع و محکم بردار

سخن از صلح بگو، اسلحه را هم بردار!

همچنین بیت‎هایی چون:

به عمل کار برآید به سخندانی نیست 

پینۀ دست کم از پینۀ پیشانی نیست!

کارگر، گرچه عرق، آب وضویش باشد

عرق شرم مبادا که به رویش باشد

این سطر «پینۀ دست کم از پینۀ پیشانی نیست» را انگار خود صائب تبریزی یا کلیم کاشانی در ظهور دوبارۀ خود سروده باشد!

و یا این بیت زیبا:

سیلی از کوخ‎نشین، کاخ‎نشین خواهد خورد

و زمین‌خوار سرانجام زمین خواهد خورد!

جناس‎ها و ایهام قدرت‎مند این بیت می‎تواند به عنوان شاهد مثالی به یادماندنی در کتاب‎های بلاغی و آرایه‎های ادبی بیاید

و نیز بیت‎هایی از این دست:

دل به لبخندش اگر باخته‌ای، باخته‌ای!

گر ز اخمش سپر انداخته‌ای، باخته‌ای!


(شنیدم ترانه‎سرای ترانۀ ضعیف سریال «نفس» هم به تازگی درباره این شعر اظهار لحیه کرده‎اند و این شعر سخته و زیبا را «سُست» و «شتا‎بزده» خوانده‎اند. از طرف من به ایشان سلام برسانید بگویید آقای کاکایی شما یک نفر دیگر لطفا درمورد ساختار و ادبیت متون نظر ندهید! شما لطفا فقط درمورد محتوا اظهار نظر بفرمایید، ما می‎شنویم، بالاخره هرکس در کاری استاد است، فلذا نقد را به اهلش بسپارید، شما همان فحشتان را بدهید طبق معمول. یا دست‎کم بگذارید چندسالی از خاطرۀ «کجا رفته بودی که از رد تو | یه رویای نزدیک با من نماند » در ذهن اهالی ادبیات بگذرد، بعد وارد گود نقد دیگران شوید!)


پنج

زین‎پیش چندبار پیش آمده بود که یک مداح به خاطر خطایی کوچک یا بزرگ مورد فحاشی و توهین و انتقادهای فراوان قرار گیرد، راستش را بخواهید در اکثر آن موارد، جدا از انتقادهای نامنصفانه و فحاشی‎ها، من خود مداح را مقصر می‎دانستم، چه اینکه کسی که قرار است زبانِ ذکرِ اهلِ بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) باشد، باید بسیار پاکیزه‎سخن، منصف و اخلاق‎مدار باشد و هیچ قصوری از او در این‎باب نباید سر بزند. اما امروز فهمیدم بسیاری از آن انتقادها و فحاشی‎ها علیه فلان مداح، واقعا به خاطر اشتباه آن مداح نبوده، بلکه برخاسته از حنجرۀ افراد، جریان‎ها و قدرت‎هایی‎ بوده‎است که می‎خواستند صدای مکتب اهل بیت (علیهم اسلام) و حنجرۀ یادآوری‎کنندۀ تعالیم ایشان در جامعه خاموش شود. چون این گروه حتی مداح فرهیخته، اهل ادب و اخلاقی چون میثم مطیعی را که همواره از حاشیه‎آفرینی و حتی وابستگی به یک حزب سیاسی خاص دوره بوده است را هم نمی‎توانند تحمل کنند و انتقادهای برادرانه و نصیحت‎های دیروز او را فحاشی و توهین عنوان کردند. در حالیکه در متن شعرخوانی او این اتفاق نیفتاده است. یادمان نرود، میثم مطیعی یک مداح بی‎چاک و دهان و چاله میدانی نیست، میثم مطیعی، میثم مطیعیِ مناجات‌خوانِ مرحومِ آیت‎الله حاج‎‌آقامجتبی تهرانی است، میثم مطیعیِ فرهنگ‎سازِ مراسم بزرگ اربعین است، میثم مطیعی استاد و مدرس مسلط دانشگاه با دکترای علوم قرآن و حدیث است، میثم مطیعی حماسه‎خوان علیه تهدیدهای داعش و اسرائیل و دشمنان این سرزمین است؛ کسی که در هیچ انتخاباتی از هیچ نامزدی حمایت نکرد، وابسته و بلندگوی هیچ حزب خاصی نشد و همواره صدای گویای مردم ایران و انقلاب اسلامی در بیان رنج‎های مستضعفین و در مواجهه با دشمنان خارجی بوده است. تحقیر و تحریف کردن چنین سرمایه‎های ارزشمندی برای یک جامعۀ ایمان‎گرا و انقلابی، البته از سوی دشمنانش طبیعی است اما از سوی دوستانش بی‎گمان ناشی از جهالت و کوته‎فکری است. کسانی که از دین، این حنجرۀ متین و منطقی را هم نتوانند تحمل کنند، با این مداح و آن مداح و این حزب و آن حزب مشکل ندارند، می‌خواهند صدای اسلام و اخلاق در جامعه خفه شود.


شش

چه با نگاه «تحلیل محتوا» و چه از منظر «نشانه‎شناسی» این شعر را بی پیش‎داوری و غرض مطالعه و بررسی کنیم می‎بینیم گوینده سه خطاب و دیالوگ اصلی دارد. یکی خطاب معنوی و عرفانی است که با مخاطب نفس و خدا و برادر ایمانی است و عموما با تمنا و تحسر همراه است، در این خطاب گوینده خود و دیگران را به معنویت و اخلاق دعوت می‎کند، دوم خطابی اجتماعی و ناظر به سیاست داخل است که مخاطبش عموم مسئولان قوا است و در بعضی موارد به‌طور اختصاصی دولت‌مردان است، در این خطاب گوینده از زبان یک فرد مسلمان در جامعه اسلامی مسئولان را نصیحت می‎کند و به آنان در قبال خطرات و اشتباهات تذکر می‎دهد؛ و سوم که خطابی حماسی است و مخاطبش دشمن خارجی به ویژه تکفیری‎ها، داعش و حامیان آن‎هاست، در این خطاب گوینده با تلخی و تندی با مخاطب خود سخن می‎گوید و رجزگونه به آنان در قبال تجاوز و بدخواهی‎شان هشدار می‎دهد. وقتی این سه خطاب را در کنار هم بگذاریم، مخصوصا در چنین عید فرخنده و روز مهمی، می‎توانیم سیر اصلی شعر در درون‎مایه و محتوا و پیام اصلی آن را تفسیر و تحلیل کنیم. با کنار هم قراردادن این دیالوگ‎ها پیام اصلی شعر «رفع مشکلات فردی و داخلی و سرانجام اتحاد و استحکام در برابر دشمن خارجی» است. یعنی نوک حملۀ اصلی، لحن تند و هشدارهای ناهمدلانۀ شعر به سوی دشمن خارجی، به ویژه داعش است (البته پیش از شروع تحلیل‎های سریع و زنجیره‎ای رسانه‎های مغرض و به تبع آن چهره‎های سیاسی یا سیاست‎زده که با بهترین احتمال از سر بی‎اطلاعی آن تحلیل‎ها را ادامه دادند) حال اگر کسی (ولو با بهانۀ حمایت از دولت و اهتمام به مظلوم‎ساختن آقای روحانی) نوک همۀ این حملات نشانه رفته به دشمن خارجی را به سمت داخل برگرداند و لحن تند ضد داعش را ضد آقای روحانی تفسیر کند، به نظر شما دارد از آقای روحانی حمایت می‎کند؟

یا در حقیقت دارد از داعش حمایت می‎کند؟!

اتفاقی که امروز افتاد چنین بود. چند انتقاد معمول از دولت‌مردان انجام شد و چند موشک به سمت داعش شلیک شد، اما گروهی با ادعای حمایت از آقای روحانی و نفرت از تفرقه، مسیر موشک‎ها را از دیرالزور به سمت پاستور هدایت کردند! کاری نداریم که آیا این موشک‎ها به آقای روحانی اصابت می‎کند یا نه (در حالیکه در متن شعر هیچ توهینی نسبت به رئیس جمهور حضور ندارد) مهم این است که قطعا دیگر تعدادی از این موشک‎ها به داعش نمی‎خورد و اتفاقا موجب تفرقۀ داخلی می‎شود! حال به من حق بدهید درمورد مبدأ داعشی-اسرائیلی آغاز این تحلیل‎های مبتنی بر دروغ، افترا و تحریف مطمئن باشم.


هفت

و قال الله فی کتابه:

«من الذین هادوا یحرّفون الکلم عن مواضعه»

صدق الله العلی العظیم


  • حسن صنوبری
۰۳
تیر


پست اینستاگرامی دیروزم برای روز قدس + همه تصاویری که نشد در اینستا بگذارم :


نمی‌شود روز قدس فرا برسد و آدم یاد  هنرمند قهرمان و مبارز فلسطینی و درخشان‌ترین کاریکاتوریست ضداسرائیلی جهان  یعنی شهید «ناجی العلی» نیفتد.


«کاریکاتورهای ناجی‌العلی» عنوان کتابی است که سال 1371 توسط سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با مقدمه «طلال سلمان» منتشر شد. کتابی که دربرگیرنده گزیده‌ای از بهترین کاریکاتورهای سیاسی این هنرمند بی‌نظیر فلسطینی است. کتابی که دیگر منتشر نشد و قطعا دیگر منتشر نخواهد شد و خیلی از شما هم مثل من به آن دسترسی نداشتید. چندی پیش بود که یک فرزند شهید محترم این کتاب را برای مطالعه به من داد. بسیاری از کاریکاتورهایی که از ناجی العلی در این کتاب وجود دارد هم‌اکنون در اینترنت حضور ندارند (چه فارسی، چه عربی و چه انگلیسی جستجو کنید) . ناجی العلی آنقدر بزرگ بود که نمی‌توانستند انکارش کنند و نامش را به کلی به فراموشی بسپارند؛ اما با بازنشر پیاپی بعضی از آثار او و جلوگیری از انتشار آثار دیگرش سعی کردند چهره‌ای مخدوش و سانسورشده از او به ما ارائه دهند. به همین‌خاطر از تعدادی از کاریکاتورهای این کتاب تصویربرداری کردم و در ادامه مطلب گذاشتم.

در تماشای کاریکاتورهای این کتاب، جالب‌تر از جنگ هنری ناجی العلی با  اسرائیل و  آمریکا ،برایم  هوشیاری او و هجوهای طنزآمیزش نسبت به خیانت رژیم‌های عربی فاسد و وابسته جالب بود. ناجی العلی در این کتاب اعراب فاسد و خائن را به صورت انسان‌های ناقص‌الخلقه، نیمه انسان نیمه حیوان، با چهره‌ای گنگ و ابله و بدنی فربه، ناتوان و بدون پا تصویر کرده است. چه آن‌هایی که با خیانتشان به فلسطین و آرمان قدس ضربه می‌زنند، چه آنان که با جهالت خیانت‌آمیزشان. چنانچه انگار این کاریکاتورها همین امروز کشیده شده‌اند و نمایانگر وضعیت حکام کشورهایی چون #عربستان_سعودی ، مصر ، بحرین و  امارات است.


«ناجی العلی» خود جایی در  مورد حکام عرب گفته بود:

 «رژیم های عرب، مرتکب جرم هایی علیه ما و علیه انقلاب فلسطینیان شده اند. این شرایط، بسیاری از آن چه در طول تهاجم اسرائیل به لبنان رخ داد را هم توضیح می دهد.... رژیم های عرب و دیگر احزاب، بخشی از یک توطئه برای پاک سازی جنوب لبنان بودند، برای نابود کردن قدرت نظامی فلسطینی و برای تحمیل راه حل «صلح آمیز». این، همان «هویج»ی بود که ما را دنباله‌روی راه حل آمریکایی نمود. من معتقدم که ما می توانستیم ضربه‌های جدی‌ای را به نیروی نظامی اسرائیل تحمیل کنیم، اما اردوگاه ها رهبری نداشتند. مردم اردوگاه ها چه گونه می توانستند با ماشین نظامی اسرائیل و بمباران هرروزه از زمین، هوا و دریا مقابله کنند؟»

  • حسن صنوبری
۲۵
خرداد

 

دریافت

 

آنچه می‌بینید، بخش پایانی سخنرانی مهم و حماسی سیدحسن نصرالله در روز قدس سال 2013 (1392) در اوج روزهای اختلاف‌افکنی بین مذاهب اسلامی، شیعه‌هراسی و شیعه‌کشی، و فریب‌خوردن و خیانت  بعضی گروه‌های فلسطینی (از جمله بعضی از سردمداران حماس مثل «خالد مشعل») به مقاومت است. روزهایی که اخوان المسلمین در مصر به قدرت رسیدند و تا به قدرت رسیدند هم‌پیمانان روزهای سخت را فراموش کردند و همراه با ترکیه متوهم شدند، حماس و بعضی جریان‌های فلسطینی را هم جذب کردند و هر سه همصدا با داعش و گروه‌های تکفیری علیه ایران، سوریه و شیعه موضع گرفتند. امری که از همان ابتدا معلوم بود فتنه‌ای اسرائیلی است برای به حاشیه رفتن موضوع فلسطین و دفع شر وحدت مسلمانان علیه اسرائیل، مخصوصا وقتی بزرگ‌ترین حامی مقاومت یعنی ایران از همراهی با مبارزان اهل تسنن دل‌سرد شود. مسئله‌ای که با ترکیدن حباب مصر بیش از پیش آشکار شد و سیلی‌های محکمی را بر دهان اخوان المسلمین، حاکمان ترکیه و نابخردانِ حماس زد...

و اما در آن مقطع حساس که از طرفی شیعیان و حامیان مقاومت مظلوم واقع شده بودند و از طرفی همه این‎ها بازی اسرائیل و آمریکا برای تفرقه بود، سیدحسن نصرالله این چهره بی‌نظیر جهان مبارزه، برای نخستین‌بار نه از موضع انسانی یا اسلامی یا وطنی، که از موضع مذهبی و شیعی سخن گفت، اما باز همان حرف اصلی را زد. این فیلم چند دقیقه پایانی و اوج حماسه و خطابه سید است، تماشای فیلم کامل لذت خود را دارد. این فیلم از آن فیلم‌هاست که هر مسلمان و هر مجاهدی باید لااقل سالی یک‌بار مرورش کند. اینجا سیمای بی‌سانسور یک قهرمان را می‌بینیم.

  • حسن صنوبری
۲۸
ارديبهشت

شهید یعنی گواه. گاهی خدا شهیدانش را به عنوان و گواه و شاهد به سوی ما می‌فرستد تا برای آنچه انجام می‌دهیم نزد او حجتی داشته باشیم.
و این گواهان نیز با پیراهن سرخ خود روزی گواهی خویش را یادآوری می‌کنند

به نظر من، انتشار فیلم «دوئل حسن روحانی با شهید چمران» در ساعات آخر تصمیم‌گیری خود یکی از این گواهی‌هاست. به شرطی که گوشی برای شنیدن، چشمی برای دیدن و انصافی برای فهمیدن باشد در ما.  شهیدان هنوز با ما در گفتگو هستند.

 
 
* پیشنهاد حسن روحانی : به دارآویختن مخالفان در نمازجمعه
حمله روحانی به شهید چمران : ارتشی ها را اخراج کن! ارتش توطئه گر است.
حقوق بازنشسته ها قطع شود
 
*دفاع شهید چمران از ارتش و انتقاد از افراطی‌گری روحانی
شهید چمران: این رفتارها خواسته استعمار است
 
 
  • حسن صنوبری
۲۶
ارديبهشت
  • حسن صنوبری
۲۴
ارديبهشت
تا نباشم بعد از این از زمرۀ بی‎حاصلان
نیمه‎شب خواهم شدن زی صوفیان و بیدلان

درس و دفتر را بسوزم مدرسه ویران کنم
علم را هرگز نباید جست نزد جاهلان

جام از ساقی بگیرم، دور با ساغر زنم
می‌گریزم بعد از این از قیل‎وقال قائلان

می‎نشاید بود سر در آخور اهل خرد
می‎نخواهم بود دیگر در شمار عاقلان

دعوی عقل است ایشان را و لاف عدل و داد
داد از این عاقلان، فریاد از این عادلان

بندۀ پیر مغانم، ساکن کوی دلم
کی شوم بازیچه دست کودکان و بزدلان؟

در خرابات قلندر با خمینی بسته عهد
رسته از دیو و ددان، پیوسته با صاحبدلان

شیخ اگر دستار رهن وعدۀ بیگانه کرد
کی مرا زنّار باشد نذر تیغ قاتلان؟!

هم‌زبانی می‌توانم گر تو می‌خواهی، ولی
هم‌دلی دشوار خواهد بود با ناهمدلان

نیست یاران، بعد از این تزویرشان تقدیر ما
گر که با بیگانه شد تدبیر بهمان و فلان

سفرۀ بیگانه رنگین است اگر، ناقابل است
هُش! که ننگین است و چرکین است ای ناقابلان!

شکر از بازوی خود دارم که آزاریش نیست
لیک سعیش نیست هم با عاطلان و باطلان

از تنور رنج نان خویش می‌آرد برون
کی خورد از سفرۀ آماده همچون کاهلان؟

دستِ مردِ پیشه‎ور، بوسیده خورشیدِ سحر
جز همین سکه سیاهی نیست دست سائلان


**
دور می‌‎افتد دریغا، کعبه را گم می‎کند
قافله افتد اگر چندی به دست غافلان

  • حسن صنوبری
۱۰
ارديبهشت

این سه یادداشت کوتاه را پشت سر هم پس از مناظره نخست نوشتم:

  • حسن صنوبری
۲۹
فروردين
 ابراهیم رئیسی


بخش نخست

از جدی‌ترین گزینههای باورمندان به اندیشهی سیاسی اسلام و حضور سیاسی اجتماعی اسلام برای انتخابات ، آقای رئیسی است.  اما کدامشان، آیتالله رئیسی؟ دکتر رئیسی؟ حجه الاسلام رئیسی؟ 

  • حسن صنوبری
۲۰
فروردين

« ...اینجانب روزهاى آخر عمر را مى‎‏گذرانم، و مع‎الأسف نتوانستم خدمتى به اسلام عزیز و مسلمین بنمایم؛ ملت‎هایى که با جمعیت بسیار انبوه و اراضى بسیار وسیع و ذخایر بسیار گران‎بها و سوابق بسیار درخشان و فرهنگ و قوانین آسمانى در تحت اسارت استعمار با گرسنگى و برهنگى و فقر و فلاکت و عقب‎ماندگى دست به گریبان و در انتظار مرگ نشسته‎اند، و دولت‎ها که به دست استعمار تشکیل مى‎شوند، جز در خدمت آن‎ها نمى‎‏توانند باشند. اختلافات موجوده در بین سران دوَل اسلامى- که میراث ملوک‎الطوایفى و عصر توحش است و با دست اجانب براى عقب نگاه‌داشتن ملت‎ها ایجاد شده است- مجال تفکر در مصالح را از آن‎ها سلب نموده است. روح یأس و ناامیدى که به دست استعمار در ملت‎ها حتى در رهبران اسلامى دمیده شده است آنها را از فکر در چاره‏‎جویى بازداشته است. امید است طبقه جوان که به سردی‎ها و سستی‎هاى ایام پیرى نرسیده‎‏اند با هر وسیله‌‏اى که بتوانند ملت‎ها را بیدار کنند؛ با شعر، نثر، خطابه، کتاب وآنچه موجب آگاهى جامعه است؛ حتى در اجتماعات خصوصى از این وظیفه غفلت نکنند، باشد که مردى یا مردانى بلند همت و غیرتمند پیدا شوند و به این اوضاع نکبت بار خاتمه دهند. باید جوان‎هاى تحصیل‎کرده از این هیاهوى اجانب خود را نبازند، و سرگرم بساط عیش و نوشى که به دستور استعمار براى آن‎ها و عقب نگه‎داشتن آن‎ها فراهم شده است نگردند. باید اشخاص بیدار، تولید مثل کنند و هر چه بیشتر هم‎فکر و هم‎قدم پیدا کنند و صفوف خود را فشرده کنند، و در ناملایماتْ پایدار و جدى و قوى‎الاراده باشند، و از تواصى به حق و تواصى به صبر، که دستورى است الهى، غفلت نکنند. از خداوند تعالى عظمت اسلام و مسلمین را خواهانم. سلام این جانب را به آقاى آزرم و هر کس که در فکر چاره است ابلاغ نمایید.»


بخشی از نامه امام خمینی در سال 1348 به محمدرضا حکیمی


امام خمینی و محمدرضا حکیمی

  • حسن صنوبری
۰۴
فروردين

http://bayanbox.ir/view/8079905996891722546/booshehr.jpg
«عمارت کازرونی در بوشهر»

اولین‌بارم بود که به بوشهر می‌رفتم. شهر بسیار دوست‎داشتنی‎ای بود و از ته دل مرا دوست‎دار و هوادار خود کرد. هوادار مردمش، خون‎گرمی و مهربانی بی‎مانند مردمش، دریایش، آرامش و بی‎کرانی شگفت دریایش، عمارت‎های تاریخی‎اش، موسیقی‎اش، نوحه‎خوانی‎اش و... به نظرم بوشهر برای زندگی شهر خیلی خوبی‎ست...

  • حسن صنوبری
۱۶
اسفند

http://bayanbox.ir/view/429332450967501868/Motiee.jpg

 

نوحه‌ای که برای رزمندگان مظلوم فاطمیون سرودم و شام شهادت حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) توسط جناب آقای میثم مطیعی در محضر رهبر انقلاب اجرا شد

  • حسن صنوبری
۲۱
دی

درباب یکی از مهم‌ترین رفاقت‎های پنجاه سال اخیر

 

 

هرچه پیش‎تر برویم، جعبه‌ها و کاغذ‎ها را بیشتر با سخنان متعارف و تکراری پر خواهند کرد. تا کنون هم سراسر صفحات نوری و  کاغذی‎‎  را انبوه داده‌های بی‎تأمل فراگرفته است. ترس عقب‎ماندن و حرص سخن‎راندن جماعت مرده‎خوران و مرده‎پرستان را‎‎‎‎ به تکاپو انداخته است برای گفتن و نوشتن. بی‎فکر، بی‎ذکر، بی‎گوشی برای شنیدن صدای زمان و بی‎هوشی برای درک آن. کفِ حرف‎هایشان از منظر تار سیاست است و خیلی بالا بروند، سقف را با خاطرات نمور تاریخ آجرچینی می‎کنند. فراتر از تاریخ و سیاست چیزی در بساط ندارند.

  • حسن صنوبری
۰۷
آذر


فیدل کاسترو مسلمان نبود ولی آزاده بود.

  • حسن صنوبری
۰۱
آبان
  • حسن صنوبری
۰۹
شهریور

پیشخوان: 38سال پیش، امام موسی صدر رهبر ایرانی الاصل شیعیان لبنان در لیبی ربوده شد. 9شهریور 1357. او متولد 1307 است و بنابر این او اکنون 88سال دارد. 

  • حسن صنوبری
۲۳
مرداد
  • حسن صنوبری
۱۱
تیر
  • حسن صنوبری
۲۷
خرداد
  • حسن صنوبری
۱۴
خرداد
آن لحظه‎ای که ابروهایش را در آینه مرتب می‎کرد، آن شمد مربع مربع هنگام نماز، آن مجلس افطاری خاص، آن دست‎مال اشک سفید و بزرگ وقتی کوثری می‎خواند، آن توحیدیه‎های طولانی پیش از شروع مطالب سیاسی، آن چند کلمه حرف سیاسی موثر پس از یک توحیدیۀ طولانی،
  • حسن صنوبری
۲۸
ارديبهشت

بنا به آنچه دوستان و آشنایان و خانواده و همچنین دوستان دایی مدام دربارۀ این مستند سه قسمتی  از بنده می‎پرسند ...

  • حسن صنوبری