در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ :
الْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ
أَلَا وَ إِنِّی مُعَسْکِرٌ فِی یَومِی هَذَا
فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَى اللَّهِ
فَلْیَخْرُجْ .

طبقه بندی موضوعی

۳۹ مطلب با موضوع «در عالم شعر» ثبت شده است

۱۲
بهمن


http://bayanbox.ir/view/3327075246710644930/0369df7d-aff2-45b8-a490-6703343511e2.jpg

سال‌ها عمرم تلف شد در خیالی کودکانه:
ماهی تُنگی که مانده محوِ عکسِ رودخانه

خواستم آزاد باشم، پاک باشم، شاد باشم
از سیاهی‌ها گریزان رو به آبی‌ها روانه

رفته تا اعماق دریا، خفته در آغوش رؤیا
غرق در امواجِ لطفِ آب‌های بی‌کرانه

خواستم با اجتماع ماهیان مأنوس باشم
اهل اقیانوس باشم تا قیامت جاودانه

ظرف دل‌تَنگی شکستم، از طلسم تُنگ رستم
شاد جستم رو به دریا عاشقانه...
                                                 _احمقانه_


***
چیست آزادی ورای شیشه‌ی تُنگِ شکسته؟
ماهیِ مرده کنارِ قاب عکسِ رودخانه!

  • حسن صنوبری
۰۹
آبان
  • حسن صنوبری
۰۶
آبان
  • حسن صنوبری
۰۳
آبان

نوحه‌سُرای حریم قدس تو هستی

مویه‌کنانند انبیا و ملائک

مهدی صاحب‌زمان! یگانۀ هستی!

آجرک‌الله فی مصیبت جدّک


پرچم سرخی به یاد جد تو در باد:

زلف به خون آشنای حضرت یحیی

گریه‌کنان حسین بوده و هستند:

آدم و موسی و مصطفی و مسیحا


رنج تو دید و ز دست رفت شکیبش

صبر جمیلت کجا و طاقت ایوب؟

داغ تو دید و گذشت از غم یوسف

موج سرشکت کجا و دیدۀ یعقوب؟


هرچه از آن ظهر داغدار شنیدیم

اشک تو فرموده بود و چشم تو دیده:

"هم سر از تن جدا و هم تن بی‌سر

هم رخ خونین و هم گلوی بریده


خیمۀ آتش‌گرفته، چادر خاکی

گریۀ بیوه‌زنان و نالۀ طفلان

قاری قرآن، فراز منبر نیزه

پیکر صدپاره زیر سمّ ستوران"


از پس آن عصر سوگوار، هماره

یکه‌سوار غروب‌های صحاری!

آه نه، آتش گرفته است دلت را

اشک نه، خون است از نگاه تو جاری


صبحِ ظهورت کجاست منتقم عصر؟!

عصر تو کی می‌رسد؟ که منتظرانیم

تشنۀ آن‌دم که لب ز آب ببندیم

زخمیِ آن‌دم که سر به پات فشانیم


  • حسن صنوبری
۰۷
مهر


قصیده‌ای ناقابل، برای حضرت آیت الله جوادی آملی که کاش اینقدر یگانه نبود


  • حسن صنوبری
۳۰
شهریور
 

سرود عید غدیر. سرودۀ بنده، با اجرای حاج میثم مطیعی در جشن عید غدیر دانشگاه امام صادق (ع)

 

دانلود با کیفیت اصلی

 

  • حسن صنوبری
۰۷
شهریور

گرامی میدارم جایگاه او در شعر و رباعی معاصر را؛
این مجلس گرامیداشت‎ها فارغ از قوت و ضعف‎هاشان، بهانه‎های خوبی هستند برای بازنگری در جایگاه واقعی شاعران امروز

  • حسن صنوبری
۰۹
مرداد

نشسته بر لب ساحل، شکسته‎زورقِ عاشق:
که‎راست زهرۀ دریا؟ کجاست باد موافق؟

به موجِ اشک، کِی آخر توان به اوج رسیدن؟
کجا حریفِ تو باشد دلِ شکستۀ قایق؟

*
نه فهمِ رنج تو آسان، نه درکِ اوج تو ممکن
زبان ناطقه الکن؛ سکوت، یک‎سره ناطق

مگر که اذنِ جنونم دهی چو «جابر جعفی»
وگرنه عقل ندارد رهی به کوی حقایق

تویی که علم یقینی، به دین اول و آخر
تویی که معنی دینی، به علم سابق و لاحق

چو طفل مکتب تو «بوحنیفه» است چه گویم
ز حلقۀ تو بجویم اگر مشایخ واثق

به حکم توست اگر زد «هشام» تیغ تکلّم
ز کیمیای تو «جابر»، حکیم گشته و حاذق

چه داشت خرقۀ «سفیان» به جز ریا -و چه عریان-؟
تو خرقه‎پوشِ خدایی نهان ز چشم خلائق

زبان گشودی و آنک شکست حقّۀ کافر
نگاه کردی و آنگه پرید رنگ منافق 

عیار عقل تو بودی به گفتگوی مکاتب
مراد علم تو بودی ز جستجوی دقائق

تویی تو چشمۀ جوشان، تویی تو بحر خروشان
شکسته‎زورقِ ساحل، منم، به سوی تو شائق

*
ز خویش می‎روم امشب به سوی غربت دریا
سیاه‎پوش عزای امام جعفر صادق




1. دیشب سروده شد
2. آنچه داخل گیومه آمده، اسامی تعدادی از شاگردان امام جعفر صادق (علیه السلام) است: جابر جعفی، ابوحنیفه، هشام بن حکم، جابر بن حیان و سفیان ثوری.

  • حسن صنوبری
۱۱
تیر
  • حسن صنوبری
۰۷
تیر

قصیدۀ مشترک بنده و جناب مهدی‎نژاد در ستایش و سوگ حضرت مولی الموالی علی (علیه السلام)


کی می‌شود شبیهِ تو پیدا؟ علی علی
بعد از تو خاک بر سر دنیا، علی علی

  • حسن صنوبری
۰۱
تیر

+ فیلم شعرخوانی


   طی چندسال قبل هم به دیدار رهبری دعوت شده بودم اما هربار شاعران دیگری را معرفی کردم به جای خودم. امسال توفیقی شد و برای نخستین بار خودم هم حضور پیدا کردم. با اینکه هنوز باور دارم شاعرانی بهتر از من هم هستند که هنوز در آن دیدار دعوت نشده‎اند.

   دیدار امسال دیدار خاص و مهمی بود. مخصوصا بخش سخنان رهبری که شاید بیش از همیشه صریح بود. تا حدی که حدس می‎زنم بخشیش منعکس و منتشر نشود.

   شعرخوانی‎ها هم تا آنجایی که من به خاطر دارم و حواسم جمع بود در جلسه خوب بودند. من بین استاد محمدکاظم کاظمی نشسته بودم و آقا سید محمدمهدی شفیعی. شاید پرآفرین‎ترین شعرخوانی جلسه شعرخوانی شفیعی بود. غزلی تحسین‎برانگیز و مناسب حال و مقام در موضوع مدافعان حرم. امید است که این شاعر توانا و جوان اهوازی بیش از پیش موضوع انتشار کتاب را جدی بگیرد. جناب کاظمی قرار بود طبق تصویب گروه کارشناسی شعرشان برای حضرت خدیجه (س) را بخوانند، اما وقتشان رابه یک شاعر خوب و جوان افغانستانی دادند و اول قرار شد شعر نخوانند. بعد رهبری خودشان خواستند ایشان شعر بخوانند و تاکید کردند هر شعری که دوست دارند را بخوانند. آقای کاظمی هم غزل معروف و زیبای «قصۀ سنگ و خشت» که دربارۀ کودکان کار افغانستانی‎ست را خواندند. آقای محمدمهدی سیار هم مثل آقای کاظمی در اواخر جلسه با تاکید خود رهبری شعر خواندند (حالا کاری نداریم جناب قزوه گفتند آقای سیار را در لیست داشتند و تقصیر آقای فاضل نظری شده و او گفته وقت نیست ...) از دیگر شعرهای خوب جلسه شعر طنز عالی استاد ناصر فیض، غزل اجتماعی خانم نیلوفر بختیاری و شعر یک خانم کاشمری که اسمشان در خاطرم نماند را اکنون درخاطر دارم. از دیگر اساتید و مشایخ هم آقایان موسوی گرمارودی، مجاهدی، انسانی و زکریا اخلاقی شعر خواندند. شعر آقای اخلاقی شعر خوبی بود و البته ایشان در همین فضا شعرهای بهتری هم دارند، اما مهم این است که پیش از شعرخوانی ایشان رهبری تقدیر ویژه‎ای را درمورد ایشان و شعرهایشان انجام دادند.

   من طبق تصویب شورای کارشناسی و به اصرار اکثر دوستان شاعر قرار بود همان شعر «ابراهیم» برای حضرت شیخ ابراهیم زکزاکی را بخوانم. اصلا آن شعر مجوز حضور و شعرخوانیم بود. اما لحظات آخر نظرم عوض شد. چه اینکه اولا شعر ابراهیمم به نظر خودم در زمان خودش منتشر شد و تا حدی هم شنیده شد. در ثانی، در این دیدار هیچکس با موضوع امروزی آمریکای همیشه همراه، شعری نداشت. لذا در دقایق پایانی علی رغم مخالفت همه، این نیمایی را برای خواندن برگزیدم

  • حسن صنوبری
۲۷
خرداد
  • حسن صنوبری
۱۱
خرداد
http://bayanbox.ir/view/1861714681707498138/Zakaria-Akhlaghi.jpg


بگذار با ترنّم مستانه بگذرد
این چند کوچه تا جبروتی که پیش روست

امروز در تهران می‎خواهند بزرگداشتی برای شاعر بزرگ یزدی «زکریا اخلاقی» بگیرند. من هم به نوبۀ خودم و با همین قلم نارسای خودم می‎خواهم او را بزرگ بدارم. یادداشتی مفصل دیشب برایش نوشتم و منتشر شد در سایت شهرستان ادب: «مانیفست شعر عرفانی امروز».

نخستین‎بار در کتاب درسی دوران راهنمایی یا دبیرستان بود که با نام و شعری از زکریا اخلاقی آشنا شدم. پانزده سالی از آن روز گذشته و بلکه بیشتر...

  • حسن صنوبری
۰۲
خرداد

یه روز اون مرد قدیمی برمی‎گرده توی میدون

رو لبا خنده می‎کاره، گل می‎ذاره توی گلدون


وا میشه پیلۀ چشما واسۀ سیر و تماشا

پسرا میان تو کوچه دخترا میان تو ایوون


پهلوونا دم می‎گیرن : «صلوات بر محمد»

پیرمردا گل می‎پاشن تو گذر، توی خیابون


تو دلا شادی میاره، واسه اون فرقی نداره

دل مردم داهاتی با دل مردم تهرون


از جوون‎مردای قصاب جلدی پُر میشه محلّا

گذر لوطیِ صالح زودی میوفته به شمرون


گناهی نداره گندم، نون خودش میاد تو سفره

ناز نداره دیگه بارون، آسمون میاد تو ناودون


جای جبر، توی کلاسا درس عشق میشه برپا

رسم تنبیه میشه تعطیل، امتحانا میشن آسون


واسه دعوا نمیاد اما بدونن اهل دعوا:

دعوا با مرد قدیمی هیچ موقع نبوده آسون


اونایی که آس‎و‎پاسن از یقه‎گیری خلاصن

اونارو که ناسپاسن می‎نشونه سرجاشون


ای خدا به حق مردیش نبینه هیچ‎کسی نارو

نباشه یه دل شکسته، نباشه یه مو پریشون



مثِ فردای قیامت، یادتون نره جماعت!

یه روز اون مرد قدیمی برمی‎گرده توی میدون

  • حسن صنوبری
۰۲
خرداد

الذی یملأ الأرض عدلاً و قسطا

کما ملئت ظلما و جورا

  • حسن صنوبری
۰۸
ارديبهشت

http://bayanbox.ir/view/3721423827735360134/Boat.jpg


ما را با خود به دورها خواهد برد؟

یا اینکه به نزدیک خدا خواهد برد؟

ما قایق دل‎سپرده بر امواجیم

دریا ما را تا به کجا خواهد برد؟

  • حسن صنوبری
۰۱
ارديبهشت
به جز این دو غزل شتاب‎زده شعرهای دیگری هم نوشته‎ام برای دایی حسنم. ولی شاید هنوز فاصلۀ لازم را با موضوع نگرفته‎ام. در بعضی حادثات و وقایع زندگیم هم ابتدا چند شعر می‎نوشتم ولی سرانجام یک شعر حرف آخر را برایم می‎زد. هنوز منتظر آن شعر نهایی هستم.

1

نبرده است مرا صبح، رنگ شام هنوز

که ماتم تو مرا هست ناتمام هنوز


هنوز گریه نکردم شبانه یک دل سیر

امیدوار به تسکینِ گریه‎هام هنوز ...

  • حسن صنوبری
۱۳
فروردين


http://bayanbox.ir/view/5105818524652050855/PoemBook.png

در سوال سوم این نظرسنجی من این پنج کتاب را به عنوان ۵ کتاب شعر خوب پیشنهادی برای بهار نوشتم:

۱- چقدر دیر رسیدم، عباس چشامی
۲- تبسم‎های شرقی، زکریا اخلاقی
۳-بی‎هم‎شدگان، بیژن ارژن
۴-حق‎السکوت، محمدمهدی سیار
۵- شمشیر و  جغرافیا، محمدکاظم کاظمی

این نظرسنجی‎ها خیلی خوبند. مخصوصاً وقتی رقابتی و دعوایی نباشند. اینکه همه به‎هم دیگر کتاب خوب پیشنهاد کنند. پیشنهاد می‎کنم حتما آن مطلب و پیشنهادهای دیگران (که همه از من بهتر و آدم حسابی و شاعر درست درمان هستند) را هم بخوانید. کتاب‎های خوبی معرفی شده. البته کتاب‎های بد هم معرفی شده. ولی خواندن و دانستن همه‎اش جالب است. مخصوصا دانستن پاسخ‎های همان پرسش سوم نظرسنجی خیلی جالب و جذاب است...

  • حسن صنوبری
۲۳
اسفند

این غزل را سعی کردم به عنوان روضه و مرثیه از زبان فرزندان حضرت فاطمه زهرا (سلام‎الله علیها) بنویسم.
  • حسن صنوبری
۲۲
اسفند

پس از گفتگوی عجیب اخیر آقای کاکایی (صفحه گفتگو)، من خیلی صبر کردم تا ایشان متن گفتگو را تکذیب کنند. یا کسی مردانه جوابی بدهد به آن حرف‎ها. ولی نه ایشان سخنشان را تکذیب یا اصلاح کردند، نه کسی پاسخ ایشان را داد. لذا یادداشت زیر را با نهایت ادب و مهربانی ممکن و البته منطق و استدلال نوشتم (صفحه فارس). ادب و منطقی که پاسخ خوبی نگرفت و با واکنش تند ایشان مواجه شد. (عکس صفحۀ آقای کاکایی)

  • حسن صنوبری