در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ :
الْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ
أَلَا وَ إِنِّی مُعَسْکِرٌ فِی یَومِی هَذَا
فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَى اللَّهِ
فَلْیَخْرُجْ .

طبقه بندی موضوعی

«سربرنیتسا» را به یادآور

سه شنبه, ۲۳ تیر ق.ظ

تیتر دو: بوسنی را فراموش مکن

و روسیه را، و آمریکا را


سربرینتسا

 

چندروز پیش در اخبار خواندم روسیه قطعنامۀ «به رسمیت شناختن نسل‎کشیِ سربرنیتسا» را وتو کرد. خبری که در ایران خیلی واکنشی را در پی نداشت. این وتو دو سه روز قبل از سالگرد این نسل‎کشی بزرگ روزگار انجام شد. داستان داستان غم‎انگیز و وحشتناکی است. تازه بعد از بیست سال سازمان ملل تصمیم گرفت جنایت بزرگی را که خودش هم در آن آشکارا مقصر بود را فقط به رسمیت بشناسد. همین. اما حتی همین ...


ابعاد فاجعۀ جنگ بوسنی و قتل عام سربرنیتسا

محض یادآوری چند سطر از ابعاد جنایت بوسنی به ویژه موضوع نسل‎کشی سربرنیتسا را می‎نویسم (به نقل از رسانه‎ها و اخبار رسمی)

 

در این جنگ برای اولین بار تجاوز به زنان و حتی دختران خردسال و کشتار کودکان، به عنوان یک تاکتیک نظامی برای پیروزی قلمداد شد.

بنا بر گزارشات مستند در سازمان ملل: در جنگ صرب ها علیه بوسنی، بیش از ۳۰۰ هزار غیرنظامی کشته و هزاران زن مورد تجاوز قرار گرفتند .

بنا بر همین مستندات، در کشتار جولای ۱۹۹۵، بیش از ۸۰۰۰ غیر نظامی بوسنیایی (مسلمان) که اغلب آنان را پیرمردان و جوانان تشکیل می دادند، در داخل و اطراف شهر سربرنیتسا توسط یگان نظامی «Srpska (VRS) » به فرماندهی ژنرال راتکو ملادیچ (Ratko Mladić ) قتل عام شدند. و دبیر کل سازمان آن را بدترین و وحشتناک ترین قتل عام در دنیا، پس از جنگ جهانی دوم خواند.
...

به گزارش انجمن حمایت از زنان صدمه دیده در جنگ بوسنی، تا کنون پرونده ۲۵۰۰۰ زن آسیب دیده به سازمان ملل ارائه شده است.
...

در سال ۲۰۰۴ و در طی برگزاری دادگاه جنایات جنگی، قاضی (Prosecutor v. Krstić ) تصریح کرد: ۲۵۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ زن و کودک بوسنایی (مسلمان) را به انتقال اجباری واداشته اند و تعداد کثیری از آنان در طی انتقال مورد تجاوز و قتل عام قرار داده اند و شواهد دال بر کشتار هدفمند و سازماندهی شده است

 

جنگ بوسنی

 

در پی اعلام استقلال بوسنی و هرزگوین صرب‌ها هزاران نیروی نظامی را روانه سارایوو کردند و این شهر را به محاصره درآوردند. محاصره‌ای که بیش از ۱۱۵۴۱ هزار نفر کشته به جا گذاشت. محاصره سارایوو که حدود چهار سال طول کشید، طولانی‌ترین محاصره یک پایتخت در تاریخ مدرن به شمار می‌رود

 

طبق آمار رسمی تعداد کشته های نظامی و غیرنظامی در این جنگ از ۱۵۰ هزار تا ۲۶۰ هزار نفر تخمین زده می شود. شمار مفقودان نیز ۱۷ هزار و ۶۸۹ نفر اعلام شده است. شمار کودکان به قتل رسیده اعم از صرب، مسلمان و کروات ۱۷ هزار نفر ذکر می شود

 

با حمله صرب ها به روستاهای بوسنی که با ویرانی و قتل و تجاوز همراه بود تا فوریه 1994 حداقل دویست هزار بوسنیایی قتل عام شدند که هشتاد و پنج درصد آن ها افراد غیرنظامی بودند. به جای ماندن چهار میلیون آواره , ابعاد گسترده این جنگ را نشان می داد.

 

جنگ بوسنی

 

- در سربنیتسا، در ژوئیه 1995 ، 8372 مرد مسلمان غیرنظامی به طرز فجیعی به قتل رسیده اند.

- کشته شدگان جنگ بوسنی به طور کل 66 درصد مسلمان، 25 درصد صرب، و 8 درصد کروات بوده اند.

- کشته شدگان غیر نظامی 83 درصد مسلمان (30 درصد این رقم زن و کودک بوده اند.)، 10 درصد صرب، و 5 درصد کروات بوده اند.

 

جنگ بوسنی

 


چند نکته

یک: اعداد وقتی از صد بیشتر می‎شوند مخصوصاً درمورد کشته‎ها، برای ما خیلی واضح نیستند. چون کم پیش می‎آید کسی شاهد مرگ صد نفر باشد. یعنی ما تصوری از عظمت و حقیقتِ صد نفر کشته هم نداریم. مخصوصاً وقتی در زمانه‎ای زندگی می‎کنیم که روزی نیست که خبر قتل و کشتار مسلمانان را نشنویم. زین‎رو وقتی می‎خواهیم به این اعداد نگاه کنیم و بفهمیمشان باید اول اعداد کمتر را مورد توجه قرار دهیم. کمترین عددی که اینجا می‎بینیم «۸۰۰۰»نفر است که موضوع یادداشت ما هم هست. اما ما از ۸۰۰۰ نفر کشته هم تصوری نداریم، بگذارید با یک عدد دیگر مقایسه‎اش کنیم: اسرائیل در جنگ آخرش که خودش را کشت تا تمام مردم غزه را بکشد و تمام کند و با حمایت غرب هرروز بمباران هوایی داشت می‎دانید چند نفر را کشت؟ دوهزار نفر. این تعدادِ شهدای غزه در جنگ ۲۰۱۴ بود که فلسطین و امت اسلامی را سوگوار و تمام جهان را بهت‎زده کرد. حالا ۸۰۰۰ را مدنظر بگیرید و حالا به این فکر کنید که این هشت هزار فقط در یک روز کشته شدند. و کاری نداریم که بیش از هشت هزار نفر بوده‎اند.

دو: هر بار که سیلی چیزی در بوسنی هرزگوین راه می‎افتد، باز یک گور دسته جمعی دیگر کشف می‎شود. «و اخرجت الارض اثقالها».

در همین سالگرد اخیر هم حدود صد و سی جنازۀ تازه‎یافته تشییع و دفن شد.

 

سربرینتسا

 

سه: آقای یوسف اسلام (کت استیونس سابق) هم هم‎زمان با این سالگرد اخیر، یک قطعۀ موسیقیِ بی‎کلام و کوتاه را به یاد سربرنیتسا منتشر کرده است، که می‎توانید از اینجا گوش کنید و دانلود:

 


دانلود آهنگ یوسف اسلام برای سربرنیتسا

 

چهار: چرا غرب در سربرنیتسا هم مقصر است؟

غرب (یعنی قدرت‎های اروپایی + آمریکا + سازمان ملل متحد) به بهانۀ صلح و مذاکره با صرب‎ها، مسلمانانِ سربرنیتسا را خلع سلاح کردند. از طرفی غربی‎ها از قصد صرب‎ها برای حمله به سربرنیتسا خبر داشتند. از طرفی موقع وقوع جنایت در محل حاضر بودند. می‎گویند سربازان هلندیِ سازمان ملل در پنج متری صرب‎هایی که در حال قتل عام بودند ایستاده بودند اما مداخله نمی‎کردند. در حالیکه اصلاً ناتو و آمریکا برای مقابله با نسل‎کشی و مبارزه با صرب‎ها رفته بودند آنجا. اما خب همه می‎دانیم جان مسلمان خیلی ارزشی ندارد، مخصوصاً مسلمانانی که در قلب اروپا با تکیه به رفراندوم و اکثریتِ جمعیتی‎شان می‎خواستند کشور خودشان را داشته باشند. یک کشور اسلامی در قلب اروپا که قطعاً چیز خوشایندی نیست.



سربرینتسا


 

پنج: با این وجود، مخالفت غربی‎ها با صرب‎ها سر چی بود؟ الآن چرا استثنائا این یک جنایت را آمریکا و اروپا در رسانه‎هایشان پوشش می‎دهند؟

اولاً حجم جنایت‎ها خیلی بیشتر از آنی بود که بتوانند بوی مردار و رنگ خون را از دیوارهای اروپا جمع کنند. به گفتۀ خودشان بزرگترین جنایت پس از جنگ جهانی. ثانیاً یوگسلاوی (و پس از فروپاشی‎اش، صربستان) از همپیمانان شوروی و روسیه بود (و هست). به همین خاطر الآن هم که بعد از بیست سال که فقط می‎خواهند نسل‎کشی را به رسمیت بشناسند، روسیه _این آمریکای جوان_ قطعنامه را وتو می‎کند. غربی‎ها به خاطر خدا یا انسانیت نمی‎خواستند این جنایت را به رسمیت بشناسند، چون اگر چنین بود به وقتش جلویش را می‎گرفتند و مشابهش را در جاهای دیگر انجام نمی‎دانند، بلکه آن‎ها برای گرفتن حال روسیه و تقابل با روس‎ها این قطعنامه را نوشتند و روسیه هم از آنجایی که مثل آن‎ها بیگانه با اخلاق و اسلام است وتویش کرد.

شش: ایران چه موضعی داشت؟

ایران مخصوصاً در دورۀ پایانیِ جنگ بوسنی وارد حمایت جدی از مسلمانان شد. به همین خاطر نیمۀ دوم جنگ وضعیت عوض شد و مسلمان‎ها کم کم قدرت گرفتند. و البته که غرب همانطور که خوش نداشت صرب‎ها پیروز باشند، خوش نداشت پیروزی‎های مسلمان‎ها آن‎هم با حمایت ایران را ببیند. به همین خاطر یکهو یادشان افتاد موضوع صلح را جدی بگیرند. لذا صلح با وسط بازی کردن آمریکا انجام شد و به شرط اخراج همۀ نیروهای ایرانی از بوسنی.

البته به جز سلاح و دارو و پول و آموزش، ایران آن زمان اقدامات فرهنگی‎هنری هم انجام داد که شاخص‎ترین‎هایش «خنجر و شقایق» نادر طالب‎زاده و شهید آوینی و همچنین «خاکستر سبز» حاتمی‎کیا بود. مهم این است که ما اولین بودیم و همان موقع که بوسنی به کمک احتیاج داشت به کمکش رفتیم و اولین آثار هنری و تبلیغات فرهنگی را برایش ساختیم. آنهم بی هیچ چشم‌داشت. و اِلّا الآن بعد بیست سال، دایناسورهای عالم هم برای بوسنیایی‎ها اشک تمساح (اشک دایناسور) می‎ریزند تا لج طرف مقابل را درآورند. گفتنی‎ست ما همان موقع هم مجبور بودیم یک اتحادکی با روسیه داشته باشیم، اما آن اتحاد استراتژیک ما را برای دفاع سیاسی و حتی نظامی از بوسنی در رودروایسی نینداخت. یعنی آن زمان ما هم یکجورهایی با روسیه دوست بودیم هم یکجورهایی داشتیم با روسیه می‎جنگیدیم. برخلاف غرب که در ظاهر دشمن بود اما در عمل نمی‎خواست رودرروی روسیه قرار بگیرد.

 

دیدار آیت الله خامنه‎ای با علی عزت بگویچ

 

علی‌عزت بگویچ‌: جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری است که در جنگ به صورت واقعی مردم مسلمان بوسنی را مورد حمایت قرار داد و در امور داخلی ما نیز به هیچ وجه دخالت نکرد و این حقیقت روشن به عنوان یک صفحه درخشان در تاریخ ثبت خواهد شد.

 

هفت: در مراسم بیستمین سالگرد سربرنیتسا که پریروز با تشییع جنازه‎های تازه‎یافتۀ شهدا برگزار شد، حاج آقای کلینتون به عنوان نماد صلح و از طرف کشور صلح‎افکنشان شرکت جستند و سخنرانی هم کردند. گویا ایشان از نخست وزیر صربستان هم دعوت می‎کنند و از مردم مسلمان هم می‎خواهند از او به گرمی استقبال کنند و خلاصه همه با هم دست بدهند و آشتی کنند. یک دهن کجی هم به روسیه. اما شکر خدا مردم داغدار این مورد آخری را برنتافتند و با سنگ و کلوخ نخست وزیر صربستان _که حاضر نشده هنوز نسل‎کشی را هم بپذیرد و یک کلمه عذرخواهی کند_ را از مراسم بیرون انداختند.

 

هشت: «یک داغ دل بس است برای قبیله‎ای»

اگر اخبار کشتار مسلمانان در فراوانی و استمرار، تنه به اخبار گزارش‎های آب و هوا نمی‎زد؛ سزاوار بود هرروز سوگوار مسلمانان شهید و  مظلومِ بوسنی و هرزگوین باشیم. اما دشمنان ما دوست ندارند ما بر یک داغ سوگوار باشیم. و البته کلاً دوست ندارند متوجه باشیم چه بلایی دارند سرمان می‎آورند.

 

تشییع شهدای قتل عام سربرنیتسا

 

نه: این خیلی وحشتناک است که روسیه هم یک آمریکای بالقوه است. یک آمریکا که همۀ آمریکا بودن‎هایش را به فعلیت نرسانده. چه نتوانسته چه نخواسته. اما آمریکا بودن بهتر از بندۀ آمریکا بودن است. وقتی همه نوکر خان‎اند، به سرعت دخل آدم آزاده را می‎آورند. ولی وقتی یک نفر دیگر هم ادعای خانی کند، برای مردم آزاده وسط دعوای این‎ها یک راه نفسی باز می‎شود. این تفاوت شاهان نخستین قاجار با شاهان فرجامین قاجار و پهلوی‎هاست. نادرشاه و آقامحمدخان، خون‎ریز و مستبد بودند اما برای شاه بودن خودشان و آمریکای درونشان هم احترامی قائل بودند. لذا دست کم در دوران آن‎ها یکپارچگی و تمامیت ارضی حفظ می‎شد و چیزی برای آیندگان باقی می‎ماند. اماپس از آن‎ها با شاهانی مواجه شدیم که خون‎ریز و مستبد بودند اما حقیر هم بودند. اقتدار خودشان را خیلی باور نداشتند و بیش از اینکه به فتح و شکست دشمن علاقه داشته باشند علاقه‎مند سفرهای خارجی برای «مداوا» و دیدار از نزدیک با پدیدۀ خارق‎العادۀ «خانم‎های موطلایی» بودند. این فرق پوتین با حکام فاسد عرب است.

و البته خدا همه‎شان را لعنت کند.

و از خدا می‎‏خواهیم که این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه تنها از کعبۀ مسلمین، که از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ امریکا و شوروی را به صدا درآوریم

...

اگر در روز قدس همه بیرون بیایند از خانه، فریاد کنند مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل و مرگ بر شوروی، همین قول مرگ بر شوروی برای آنها مرگ می آورد.

(امام خمینی)

نظرات  (۲۱)

شادترین مردم لزومأ بهترین چیزها را ندارند بلکه از هر چه سر راهشان قرار مىگیرد بهترین استفاده را مىکنند
پاسخ:
چه جالب!
خیلی مطلب تکان‌دهنده‌ای بود. خدا لعنتشان کند. 
تا حالا هروقت این نیمایی مرتضی اسفندقه را خوانده بودم در آن لحظه خیلی در شرایط حس‌کردنش نبودم ولی الان کاملا درکش می‌کنم و با او هم‌نوا می شوم که:
ای خدا...
کم کن از مساحت بهشت
به مساحت جهنمت اضافه کن
پاسخ:
خیلی شعر زیبایی ست این شعر آقای اسفندقه
نحوه بررسی و گزارش شما هم (چه محتوایی، چه فرم طولی) خیلی به فهم مطلب کمک می کرد. خصوصا تحلیل بند نه جالب و تامل‌برانگیز است. 
پاسخ:
نظر لطف شماست. خیلی ممنونم که مطالعه کردید.
در ضمن: آقای منتظر هم یک پاش تو شبکه یک است یک پاش تو شبکه قرآن! من چندتا از آوازهایش را شنیدم. بعضیش را نپسندیدم. ولی بعضیش عالی بود.
برای کاری آرشیو روزنامه های آن موقع را بررسی می کردم. دولت وقت خیلی کم گذاشت و آن قدر به دنبال جذب سرمایه ی خارجی از اروپا بود که رسماً بوسنی گذاشته بود فقط برای خطبه های نمازجمعه.
این خنجر و شقایق و این ها هم همت و غیرت بچه های تازه از جنگ برگشته بود وگرنه هیچ ربطی به ارگان های رسمی ندارد.
هنوز هم یاد حجم کشتارهایی که در آرشیو دیدم می افتم، قلبم می سوزد، کاش دستمان می رسید یک کار تصویری می کردیم.
پ ن: چقدر با این جمله ی آمریکا بودن بهتر از بنده ی آمریکا بودن است موافقم! چقدر...
پاسخ:
«گذاشته بود فقط برای خطبه های نمازجمعه»! :) عجب نکته‎ای. گویا ناگزیریم از آن تمایز قائل شدن و تقسیم‎بندی قدیمی «انقلاب اسلامی» و «جمهوری اسلامی». بالاخره امام خمینی و بنی‎صدر هیچ‎وقت حرف همدیگر را نمی‎فهمند. و شاید درستش هم همین باشد! به عنوان یکجور تقسیم کار! یکی دنبال معیشت باشد و دیگری حقیقت.  البته نه در حد اختلافِ امام وبنی صدر! در حدی که اولویت با حقیقت باشد و فدای معیشت نشود.
منم که نوشتم ایران منظورم دولت ایران نبود. منظورم انقلاب بود. ایرانِ اسلام. درست می‎گویید که آن کارهای فرهنگی هنری و  عموم کارهای فرهنگی هنری انقلاب و اسلام را خود اسلام و مسلمانان و خیلی جلوتر و جداتر از دولت‎ها انجام داده‎اند.
پ ن: چه مهیج بوده خواندن روزنامه‎های آن زمان! مخصوصاً درعرصۀ سیاست خارجی!

بله. کار تصویری چه مستند و چه سینمایی، تأثیر بسیار بیشتری دارد. اخیراً هم آقای رضا برجی یک مستند ساخته با نام «مادران سربرنیتسا» (اسم یک گروه بوسنیایی از مادران شهید هم هست که دنبال کار این شهدا هستند) ولی من ندیدمش.
پ ن: خودم هم موافقم! ولی بعضی حضرات آمریکاپرست ایرانی موافق نیستند. از کامنت‎هایشان ذیل مطالب روسیه در خبرگزاری‎ها مشخص است.
  • احمدرضارضایی
  • به نظرم مستضعفین باید بشتابند برای احیاء انقلاب آقا روح الله و مبارزه کنند با نواخته شدن ساز کلاسیک آنکادر جمهوری اسلامی. به هر اندازه که انقلاب اسلام پویا و پیشرو بود جمهوری لیبرال ناسیونالیستی  جمهوری اسلامی فشل و فربه شده که با ندای جهاد نمیتونه از جاش تکون بخوره.
    پاسخ:
    موافقم.
    اصل کار و شروع کار هم بستر فرهنگی هنری و آموزشی است
    و البته با استقلال کامل از جریانات سیاسی و معادن قدرت
    اگر وابسته به فلان و بهمان باشی، از امام خمینی هم بگویی، باز داری امام را خرج فلان و بهمان می‎کنی
    سلام
    ممنون بابت این تذکر! مطلب شما باعث شد دوباره کتاب "پرواز بر فراز ویوودینا" رو بخونم و مستند خنجر و شقایق رو ببینم.
    ...
    حیف! اینقدر سرگرم آب و نان خودمون شدیم که خیلی چیزها یادمون رفت...
    به قول شاعر : آنقدر از نان سرودیم تا شعرهامان کپک زد!

    پاسخ:
    سلام علیکم
    کامنت شما هم باعث شد من با رمانی درمورد جنگ بوسنی آشنا شوم «پرواز بر فراز ویوودینا»! نمی‎شناختمش. پس در همۀ زمینه‎های هنری کار کردیم. در شعر هم داریم، ولی کم. آقای محمدکاظم کاظمی شعر معروفی دارد به نام «کفران»:
    • کیست برخیزد از این دشت‌ِ معطّل در برف‌؟
      می‎دود خون کسی آن‎سوی جنگل در برف
    (البته این شعر بیشتر به «بهانۀ جنگ بوسنی» سروده شده تا «برای جنگ بوسنی». یعنی در ادامه شعر موضوعش کلی می‎شود.)

    ***

    این شعری هم که نوشتید خیلی خوب بود. خدا حفظ کند آقای محمود اکرامی را.
    • رفتند و رفتند و رفتند ماندیم و ماندیم و ماندیم
      آنقدر از نان سرودیم تا شعرهامان کپک زد
    خیلی شعرهای معروف دیگری هم دارد که کسی نام شاعرش را نمی‎داند. مثل «یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد».
    خیلی ممنون. خیلی خوشحال شدم شما هم دیددید و تشکر ویژه از یادآوری این آشنایی. من وقتی دیدمشان خیلی خوشحال شدم و نگران بودم که دیگران نبینند :) البته شبکه قرآن را ندیدم و ممنون از این اطلاع‌رسانی. من دو یا سه بار دیدمشان و آن شب شهادت حضرت علی من هم دیدم که خیلی خوب بود و یک مصرعش را یادداشت کردم که شاعرش را جستجو کنم که نیافتم. 
    و زیادی داشتم سرمست می‌شدم از این کشف! که دیروز متوجه شدم حتی رامبد جوان هم ایشان را می‌شناخته و در خندوانه از ایشان دعوت کرده.
    پاسخ:
    نه دیگه، تله پاتی شد ما هم دیدیم :)
    من هم دقیقاً همان شب را دیدم و خیلی پسندیدم. البته فکر کنم (شاید دو شب برای حضرت علی خوانده) غزل شهادتش با ردیفِ «مکنید» و قافیه‎های «سحر» و «نظر» و... بود؟ مثل «پدر پدر مکنید»؟ آن شب که من دیدم اینگونه بود. شعر مناجاتیش هم این بود: «دل چون شکست خلوت انس خدا شود» هیچکدامش هم در اینترنت نیست. آن شب بهترین شبش بود.

    :() در خندوانه؟!!؟! مگه میشه؟! :)

    *
    پ ن: تشکر بابت ویراستاری
  • محمد مهدی جعفری
  • سلام
    از استادمان در حوزه علمیه می شنیدم که وقتی جنگ بوسنی به اوج رسید حوزه علمیه به فکر افتاد که کار مذهبی و امثالهم انجام دهد، فراخان دادن که هر کجای ایران طلبه داریم که زبانشان را می داند بیاید که بفرستیمش تبلیغ و تشویق و تهییج و... از کل ایران 7 نفر طلبه پیدا شد که آن منطقه را می شناختند و شکسته بسته زبانشان را می فهمیدند. می گفت حوزه بسیجشان کرد و فرستاد بوسنی، چند نفر دیگر هم رایزن فرهنگی و چریک و مخلفات کنارشان گذاشتند محض خالی نبودن عریضه. می گفت وقتی رسیدند بوسنی دیدند طرف بیش از هزار نفر طالب حرفه ای سلفی با پول و امکانات از قبل آن جا جا خوش کرده بودند، از خود بوسنیایی ها زبانشان را بهتر می دانستد، تیر در کردن هم می دانستند. خلاصه که پس از مختصری بحث و جدل با این گروه طالب سلفی طلاب ایرانی دست از پا دراز تر برمی گردند خانه شان. این را نقل کرد که بگوید تبلیغ چه قدر جدی است. کاری به صحت این خبر ندارم اما من حداقل یک طلبه شهید در بوسنی می شناسم, نقاشی اش را بزرگ رو ساختمان های شهر دیدم.
    2. اگر اسرائیل تمام همت خویش را به کار گیرد باز هم نمی تواند به اندازه ای خودمان به ما جنایت کند، دقیق مقایسه نکردم اما به گمانم نسبت مسلمان کشته شده به دست یهودی به مسلمان کشته شده به دست مسلمان یک به صد است.(دوران معاصر که کلاش شوروی دست ما وحشی ها افتاد)
    3.بله جان همه ادمیزاد ها یک قیمت ندارد! بعضی مردشان مهمتر است از بعضی دیگر(حداقل با معیارهای اجتماعی مدرن) میانمار چند هزار مسلم را عین چی سوزاندند زنده زنده، زن وبچه، فیلم هم گرفتند صدای ما به اندازه دو سه بار محکومیت بیشتر درنیامد، صدای هیچ یک از ما درنیامد نه سعودی نه اخوان نه وهابی نه شیعه. خب نتیجه این می شود که حتما مهم نیستند و مردنشان هم به الطبع مهم نیست! جان افغانی چه بهایی دارد جان یک عراقی چطور جان لبنانی و ایرانی چطور؟ اولی ها اگر شهید شوند ده نفر هم مطلع نمی شوند اخری ها خون از دماغشان بیاید جنگ می شود!
    شرمنده که لحن و ادبیات مناسبی نداشت.
    در پناه خدا
    پاسخ:
    سلام علیکم
    «دست از پا دراز تر برمی گردند خانه شان»  :))
    بله تبلیغ خیلی مهم است. رساندن پیام اسلام و پیام صادقانۀ خودمان خیلی مهم است. و همیشه کفار در این تبلیغات بهتر عمل کرده‎اند تا ما آن دنیا بار بیشتری _از عمل نکردن به مسئولیاتمان_ بر دوش داشته باشیم و خیلی‎ها به خاطر گمراه بودنشان کمتر مقصر باشند.
    یک نمونه‎اش برای همین چندروز پیش سالگرد و تشییع جنازۀ شهیدان سربرنیتسا است. بالاخره مهمترین جنایت جنگی این روزگار است. بالاترین مصیبت اهل اسلام است. از آمریکا که مسلمان نیست «کلینتون» رفت. با کلی تبلیغات آمریکایی‎ها قبل و بعدش. می‎دانید از ایران چه کسی رفته؟ کدام چهرۀ برجستۀ فرهنگی یا هنری یا سیاسی مشهور و معروف و مؤثر؟! آقای ترکان! همه‎اش دعا می‎کنم خدا کند فقط آنجا میان جمعیت گم نشده باشد و توانسته باشد به ایران برگردد، تأثیر و گفتگو که هیچ! ... برای اینکه فکر نکنید من می‎خواهم بگویم فقط همفکرهای ما داخل آدم‎اند، تأکید می‎کنم می‎شد آقای هاشمی رفسنجانی برود. حداقل در حد کلینتون آن‎ها هست. محدودیتی هم برای رفتنش وجود ندارد (در دولت احمدی نژاد می‎گفتند، که دولت نمی‎گذارد آقای هاشمی از ظرفیت‎های بین المللی‎اش استفاده کند! حالا که دولت می‎گذارد هم ظرفیتی نیست) ... یا دست کم یک روحانی علمی برجسته، یک مرجع تقلید، مثلاً آقای جوادی آملی، آقای مصباح، یا یک هنرمند برجسته، مجید مجیدی، حاتمی‎کیا، یا یک متفکر یا استاد دانشگاه، رحیم‎پور، داوری، یا حداقل سیاستمداری که وجهۀ فرهنگی همداشته باشد، کم کمش حدادعادل ... ولی هیچکدام نه و ترکان! چون دم دست‎ترین گزینۀ دولت است، بقیه‎شان هم که مشغول مذاکره‎اند.

    2. بله. البته همیشه مسئلۀ جنگ نیابتی مطرح بوده است. و البته اهمال و جهالت و غفلت خود ما (عموم مسلمانان) به این مسئله دامن زده است. در کشور خودمان تازه دو سه سال است شیعیانِ تکفیری خفه‎خوان گرفته‎اند.

    3. والّا اگر برای جان ایرانی‎ها هم ارزش قائل باشیم و قائل باشند خوب است. ما عموماً فقط وقتی از جان خودمان ترسیم احساس خطر می‎کنیم.

    لطف کردید خواندید و نوشتید آقای جعفری. ببخشید اگر ادبیات من هم مناسب نبود!
  • امیر سلیمانی
  • سلام حاجسن.
    در باب موسیقی عرض کنم سامی یوسف هم یه قطعه چند سال پیش به نام سارایوو منتشر کرده بود.
    پاسخ:
    سلام استاد سلیمانی
    نمی‎دانستم. ممنون که گفتی. دیدم و شنیدم (اینجا) . به نظرم که ضعیف بود! . یه آهنگ هم دنگ شو داره که اونم خیلی ضعیفه. البته کار دنگ‎شو خیلی الکیه، انگار تو پنج دقیقه ساخته شده (اینجا). کلاً این گروه‎های موسیقی تو ایران خیلی الکی‎اند. فقط ادا و اطوارند.
    حالا بذار حاجسن هنوز یک آس دیگه درمورد موسیقی داره که به زودی رو می‎کنه!
    در حین خواندن متن میخواستم نظر بگذارم که اگرچه خود روسیه یک آمریکا بالقوه است ولی خدارو شکر که هست چون گاهی روسیه و آمریکا برای زدن طرف مقابل کارهایی می کنند که به نفع ماست.اگر روسیه نبود دنیا مثل سرگذشت کشور 1984 میشد نه اخباری واقعی وجود داشت و خیلی از اتفاقات از دید مردم در اروپا و آمریکا شمالی پنهان می بود که دیدم خودتان در بند هفتم این موضوع را متذکر شدید.
    پاسخ:
    این ویژگی آدمهای پرحرف است که حرفی برای طرف مقابل نمی‎گذارند :)

    پ ن: و چقدر احمق‎اند آمریکاپرستانی که الآن جو گرفته‎شان هی به روسیه فحش می‎دهند و آن را برای ما از آمریکا بدتر عنوان می‎کنند!
    روسیه و آمریکا
    کدوم آیه بود که میگفت اگر  عده ای از بدان به دست عده دیگری از بدان در زمین نابود نمیشدند زمین را فساد برمیداشت
    بالاخره دست بالای دست بسیارست
    پاسخ:
    بله
    «و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الأرض ولکن الله ذو فضل على العالمین»
    بله فکر کنم دو شب برای حضرت علی خواند. بله آن شعر خیلی عالی بود. البته بخشی از این شعر حسان را هم خواند « ابتا و واعلیا بنمود پر فضا را» 
    بله در خندوانه! و من آنجا فکر کردم لابد خودش هم شاعر است (اگر دوست داشتید، در دقیقه 19:05 برای رامبد جوان خواند!) البته بعید می‌دانم در حد آن ابیات! :)
    پاسخ:
    من آن شعر حسان را یادم نمی‎آید. فکر کنم ندیدم.
    الآن تازه شنیدم آواز را. حوصله‎ام نشده بود تا آن بخش برنامه را بروم. سپاس که گفتید.

    اخیراً مقاله‌ای دیدم که همین نظرِ شما را تأیید می‌کند:   +
    اسنادِ جدید نشان می‌دهد که آمریکا و فرانسه و انگلیس توافق کرده بودند تا شهر سربرنیتسا همراه با چند شهرِ دیگر به صرب‌های بوسنی واگذار بشود تا آن‌ها حاضر شوند مذاکره کنند. اسناد نشان می‌دهد، این سه کشور از وعدۀ رادوان کارادزیچ فرماندۀ صرب‌های بوسنی _که اگر نیروهایش واردِ سربنیتسا شوند، حمّامِ خونی به ارتفاعِ زانو راه می‌اندازند_ خبر داشتند و مهم‌تر این‌که سازمانِ سیا کشتارِ مردانِ مسلمان را با ماهواره‌هایش زنده تماشا می‌کرد...

    الا لعنة الله علی القوم الظّالمین


    می‌دانستید ما در بوسنی شهید داریم؟ خیابانی به نامِ شهیدمان داریم؟ (خاطرات و انگیزه و وصیّتِ شهید را هم ببینید، جالب است.)

    فکر کنم دو سالِ قبل قرار بود یک هیئتِ 25 نفرۀ فرهنگی به بوسنی بروند که وزارتِ امورِ خارجه به شدّت مخالفت کرد!


    من همیشه برای دخترهایم از نسل‌کُشیِ صرب‌ها می‌گویم، در کنارِ نسل‌کُشیِ صهیونیست‌ها.


    سپاس‌گزارم بابتِ این یادداشت و مأجور باشید اِن‌شاءلله.


    پاسخ:
    سپاس که خواندید. و ممنون و متشکر بابت این لینک دقیق و متناسب.
    البته نظر من هم نظر من نبود، خبر بود :) . نکته‎ای که وجود دارد این است که خیلی از جنایت‎هایی صرب‎ها انجام دادند و اروپا و آمریکا همراهیشان کردند را قبلا ایران و خود مسلمانان بوسنی می‎گفتند اما کسی بهشان توجه نمی‎کرد. الآن که به مرور بعضیش درز می‎کند توسط خود رسانه‎های اروپایی حقانیت آن حرف‎ها و فریادها اثبات می‎شود.
    خدا لعنتشان کند و کمکمان کند برای مبارزه با ایشان!

    بله. چه اسمی هم دارد! «رسولِ حیدر». یک کتاب هم امسال درموردش منتشر شد.
    نه! نمی‎دانستم این یکیو! چرا مخالفت کرد؟!

    دخترهایتان؟! شما که دختر ندارید!  ..... آها! یعنی به همان معنا که منم به پسرهایم می‎گویم بروند پنتاگون را منفجر کنند!


    سپاس از من است و خواهش می‌کنم.
    تحلیلِ شما در بابِ خبر.

    کاش در یادداشت، ذیلِ بخشِ موضعِ ایران به ایشان اشاره می‌کردید. به نظرم اقتضا می‌کرد و یادداشت معطّر هم می‌شد. 

    من هم نمی‌دانم. خبر را خوانده بودم.

    دخترهای مدرسه. کارِ خوبی می‌کنید.
    پاسخ:
    بزرگوارید.
    دیگه کامنت‎ها هم ادامۀ پست هستند!
    آها! :)
  • فاطمه نظریان
  • راستش را بخواهید، وقتی این پست را دیدم خیلی ذوق کردم. ممنون از توجهتان به این موضوع.

    یک کتاب هم هست به اسم «وطن فقط یک سرزمین نیست» که روایتی واقعی از زندگی قبل و در حین جنگ یک خانوده بوسنیایی است. کتاب ترجمه و از انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده. قسمت دوم این کتاب هم مربوط به بازگشت این خانواده به کشورشان است که با اسم «با من به بوسنی می آیی؟» ترجمه و از همان انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده. نمیدونم کتاب ها را خواندید یا نه، اما اگر نخواندید معرفی کتاب من:)


    این هم لینک معرفی بیشتر کتاب ها:

    http://www.sooremehr.ir/fa/book/1394

    http://www.sooremehr.ir/fa/book/1843/%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%B3%D9%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D8%9F

    پاسخ:
    سلام. خیلی ممنونم پست به این طولانی‎ای را در اولین حضورتان خواندید!

    سپاسگزارم از معرفی کتاب. نمی‎دانستمش. انشاالله تهیه می‎کنم. مخصوصاً که واقعی است و از زبان خودشان.
  • فاطمه نظریان
  • خواهش میکنم.
    این اولین حضورم نیست. وقتی که در بلاگفا هم مینوشید کم و بیش مطالبتان را میخواندم اما خاموش بودم. یا حرف بیشتری برای گفتن در بعضی پست ها از طرف من نبود یا اینقدر تفاوت نظر بود که ترجیح به خاموش بودن میرفت. اما خب این پست سکوتم را شکست...

    پاسخ:
    عجب! پس خوش به حال من!
    لطف داشتید و لطف دارید. ممنون.

    هفده هزار نفر... کل جمعیت ساکن شهرم, پنج هزار نفره!

    سلام
    این هم برام جالب بود
    http://www.srebrenica.org.uk/information/yusuf-islam-pens-song-for-srebrenica/
  • آبجی خانوم
  • در عین تلخی چقدر خوب بود این مطلب
    عالیییییییییییییییییییییییی

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">