در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ :
الْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ
أَلَا وَ إِنِّی مُعَسْکِرٌ فِی یَومِی هَذَا
فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَى اللَّهِ
فَلْیَخْرُجْ .

طبقه بندی موضوعی

و شهیدان دوباره برگشتند

سه شنبه, ۲۱ مهر ق.ظ

سردار شهید حسین همدانی


این عکس را خیلی دوست می‎دارم. تقریبا می‎شود بیست روز قبل از شهادت سردار حسین همدانی. عکس مربوط به دیدار فرماندهان سپاه با رهبر انقلاب است در 25شهریور، شهادت سردار همدانی هم 16 مهر بود. (یک برش دیگر از همان عکس: سردار حسین همدانی)

آن دیدار را هم بسیار دوست داشتم و مرورش کرده بودم. همان وقت که پخش شد. مخصوصاً که ابتدایش حاج محمدصادق آهنگران این مرد باصفا و خوش‎صدا آمد و نوحه‎های قدیم را بازخوانی کرد، با لباس سبز سپاه و با همان حنجرۀ قدیمی و گرم. این جلسه و مخصوصا این شروع خیلی قابل تأویل و تأمل بود. پیرمردهای سبزپوش رزمنده، پیرمردهای قدیمی دور هم جمع‎شده بودند و در چنین مکانی داشتند دوباره با همان نوحه‎های قدیمی سینه می‎زدند. تأثیر این هیأت و همایش برای من و فکر کنم برای خیلی‎ها بیشتر از رزمایش‎های موشکی بود. خیلی معنا داشت و بسیار هم ساختار شگفتی داشت. یک تکه فیلم از این مقدمۀ دیدار در سایت رهبری هست، شاکی‎ام که چرا ناقص است و اینهمه کات خورده و چرا یک دوربینه و چرا دوربین خیلی حرکت نمی‎کند و ... ولی با همین احوال هم این کلیپ کوتاه خیلی‎خیلی برایم عزیز است و دانلودش کرده‎ام و چندوقت یک‎بار می‎بینمش. در فیلم فقط سه شخصیت را می‎بینیم: آیت‎الله خامنه‎ای، جناب آهنگران و سردار حاج قاسم سلیمانی. اولین‎بار که این فیلم را دیدم به خاطر وجود همین سه شخصیت هم برایم خیلی عزیز بود، حالا که دوباره می‎بینم و می‎دانم شهید همدانی هم در همین جمع بوده فیلم برایم عزیزتر می‎شود. کاش این فیلم به طور کامل‎تر و بهتر هم منتشر شود. ولی اگر ندیدید همین را حتما ببینید:

نوحه‎خوانی صادق آهنگران در حضور رهبر انقلاب، سردار سلیمانی و دیگر فرماندهان


دوران انقلاب و دوران جنگ قهرمان‎های خودشان را داشتند. هم برای پیروزی و فتح، هم برای اینکه برای دیگران معنا بسازند. قهرمان‎هایی که واقعا اسطوره‎ای بودند و تعدّد و تکثّرشان در یک بازۀ زمانی کوتاه و در یک محدودۀ جغرافیایی واقعاً شگفت‎انگیز بود. هرکدام از این‎ها می‎توانستند ارزش تمدنی فرهنگی طولانی مدتی را در سرزمینی دیگر و با بازۀ زمانی‎ای طولانی‎تر به‎وجود آورند. فرض کنید شخصیتی مثل شهید چمران (من این را قبلاً هم نوشته بودم: آقای حاتمی‎کیا می‎گوید سعی کرده چمران را از فضای افسانه‎ای اسطوره‎ای و عرفانی و دست‎نیافتنی در بیاورد؛ حال آنکه این حرف پرت و پلاست، وقتی واقعیت و عینیتِ شخصیت‎های اینچنینی واقعا اسطوره‎ای و دست‎نیافتنی باشد. چنین حرفی اتفاقا غیرواقع‎گرایانه است). و همینطور بعضی شخصیت‎های دیگر. انگار واقعا ظهور و بروز شخصیتی مثل شهید رجایی (فرمانروایی با لباس کارگران و بی ادا و ادعاهای کمونیستی) فقط در این بخش از عالم و این برهه از تاریخ امکان داشت. یا فرض کنید شهید بهشتی یا فرض کنید شهید مطهری مثلا در یک کشور آفریقایی یا عربی ظهور می‎کرد؛ خب این آدم‎ها به تنهایی می‎توانستند منشأ یک انقلاب سیاسی و فرهنگی و تمدنی عظیم در سرزمین‎های دیگر باشند. از ما یک امام موسی صدر رفت لبنان و لبنان را به هم ریخت. تازه نگذاشتند کارش را کامل کند. البته امام موسی صدر چون دور است از ما و چون در محیطی خالی از دیگر قهرمانان به تنهایی درخشیده کمی اسطوره‎ای شده برایمان، ولی خیلی تفاوتی با افرادی چون شهید بهشتی نداشت. حالا پرانتز را ببندم، خلاصه که: تجمع و تکثر و تعدد اینهمه قهرمان و چهرۀ اسطوره‎ای در یک جغرافیای محدود و یک تاریخ کوتاه واقعاً گواه غیرعادی‎بودن ماجرا و شگفت‎انگیزی است. منظورم هم فقط شهدا نیستند و حتی فقط شخصیت‎های سیاسی ... پی‏‎اش را بگیری می‎بینی طرح‎ریزان برترین طرح‎های هنری هم در خیلی از هنرها (مثل موسیقی) در آن دوره درخشیدند... و البته می‎دانیم داستان داستان عجیب قطبی به نام امام خمینی است و البته که قهرمان‎های اصلی همین رزمنده‎ها و شهدا بودند که قهرمان‎های دیگری را هم در عوالم دیگر می‎پروراندند.


اما پس از دوران انقلاب و دفاع مقدس، انگاری درهای آسمان به روی ما بسته شد. دیگر قهرمان نداشتیم. به معنای حقیقی‎اش. هیچکس نبود. اگر قهرمانی بود هم از نسل قدیم بود و تا مدتی توسط جامعه بایکوت شده بود یا حتی کشته (مخصوصاً یکی دو دهۀ بعد از جنگ) آدم‎هایی مثل آیت‎الله جوادی از نسل قدیم بودند و تا مدت زیادی در غبار غفلت. یا شهادت افرادی چون لاجوردی و آوینی بیشتر از قهرمانی، نشانگر غربتشان بود. انگار خود جامعه این‎ها را می‎کشت، نه همۀ جامعه، مریضیِ جامعه. در این دوران جدید اقبال مردم و جامعه و سیاستمداران و ثروت‎مداران عموما به قهرمان‎های کوتوله و نصفه و ناقص و قلابی بود. بعد از دوران چمران و رجایی و مطهری انگار دوران هاشمی رفسنجانی، سروش، خاتمی، حجاریان، احمدی‎نژاد، لاریجانی، روحانی، ظریف، زیباکلام، مطهری، سریع‎القلم و... آغاز شده بود. دورانی که شاید بهترین قهرمان‎هایش یک آدم‎هایی باشند در حدود و اندازۀ آقای الهی قمشه‎ای و چندتا بازیگر ستاره و بازیکن والیبال. نمی‎دانم آیا واقعاً درهای آسمان بسته شد یا اینکه ما چشم از افق‎های دور بستیم و به پست‎ترین مناظر و دم دست‎ترین ظواهر و کوتاه‎ترین هیاکل خیره شدیم. لذا حال و روزمان این شد. از آنجا رانده، از اینجا مانده. کسی که دارد پرواز می‎کند به سمت آسمان می‎تواند وسط راه به زمین برگردد، اما کسی که خود را از آسمان به زمین پرت کرده وسط راه نمی‎تواند منصرف شود و به آسمان برگردد. آن روایت عروج بود و این حکایت سقوط.


ما هیچ قهرمانی نداشتیم دیگر. از رهبری هم به تنهایی هیچکاری بر نمی‎آمد، حتی اگر آقای خامنه‎ای صددرصد تبدیل بشود به امام خمینی، به امام خمینیِ تنها تبدیل می‎شود نه امام خمینی‎ای که نگین حلقۀ بهشتی و مطهری و چمران و رجایی و دیگر شهیدان و نیکان است.

اینجا بود که خدا دلش به حال ما سوخت. مخصوصاً که باوجود بارش بی‎امان «قنوط الایاس» آیینۀ دل خیلی‎ها هنوز روشن از ایمان به مبداء و معاد و اول و آخر بود.

ما قهرمان نداشتیم و نداریم، به همین خاطر قهرمان‎های دوران جنگ دوباره برگشتند. بعد از مدت‎ها سکوت، بعد از اینکه جامعه سال‎ها بین پرت و پلاهای روشنفکربازان و سریال‎های کمدی و عاطفی تلویزیونی در نوسان بود، وقتی حتی مذهبی‎ها و طلبه‎ها و حزب‎اللهی‎ها هم از فرط بی‎عملی و بی‎قهرمانی افتاده بودند به نظریه‎بافی  و نظریه‎پردازی و دعواهای جدلی و کلامی و فکری الکی و بیهوده (بازخوانی‎ها و بازتولیدهای وحشیانه و غیر اصولیِ «فردید»، «تفکیک»، «فلسفه اسلامی»، «انقلابی‎گری و ساده‎زیستی»، «سنت‎گرایی»، «فقه پویا» و...) گفت: «نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس | ملالت علما هم ز علم بی عمل است» ... در چنین شرایطی شهدا دوباره برگشتند. رزمنده‎ها دوباره برگشتند. همان‎ها، همان قدیمی‎ها، با همان پیراهن‎های سبز و سپید که پرچم اسلام بودند. اگر لبنان و جهان عرب توانست برای خودش سید حسن نصرالله داشته باشد از قِبَل همان دوران طلایی ما بود؛ امروز هم قهرمان‎های خود ما قاسم سلیمانی و شهید شوشتری و شهید همدانی و دیگر رزمندگان اینچنینی‎اند که یکی یکی دارند از همان دوران باز می‎گردند. و ما بدلوا تبدیلا.


چند روز پیش اتفاقا در یکی از این شبکه‎ها نوشتم: خسته‎ام از این‎همه افسر جنگ نرم و با بصیرت جوان و فعال فرهنگی بیکار و تنبل و...
شیر خدا و رستم دستان و افسر جنگ سختم آرزوست!


پیران وفادار در این عرصه غریب‎اند
یارب برسان خیل هژبران جوان را

این سوخته‎جانان همه در خط امان‎اند
یارب برسان یار امین را و امان را

آیینه مگر آورد از محضر قرآن
تفسیر کند مرز یقین را و گمان را

نبض من و یاران همه زیر نظر اوست
کو دست کریمش که بگیرد ضربان را

باشد به اشارات شهید همدانی
راهی بنمایند من هیچ‎مدان را

(قزوه، علیرضا)


یاعلی مدد.

نظرات  (۱۱)

سلام بر حسن
شاید منطق ما و منظومه قدسی ما  تغییر کرده و دیگه رجال الغیب برامون معنایی غیر از اساطیرالاولین ندارن. حتی توی محیطهای مذهبی هم به شدت به خاک چسبیده ایم و مفاهیم آسمونی رو تا حد امکان دکارتی کرده ایم. خب از این فضا جز فرد منتشر بیرون نمیاد. رحمت خدا بر همدانی و بر همه کسانی که فدائیان پیش پای امام الغیب اند. 
  • طاهره حاجی علیخانی
  • سلام
    در مورد پست قبلی و دعای آخر آن : انشالله :)
     این متن  جدید را هم نخوانده ام هنوز...
  • محمد نقیان
  • سلام
    به به...


    راستی استاد, مبارک باشه. همیشه خوشدل و تندرست باشید :)
  • علی چاوشی
  • خسته‎ام از این‎همه افسر جنگ نرم و با بصیرت جوان و فعال فرهنگی بیکار و تنبل و...
    شیر خدا و رستم دستان و افسر جنگ سختم آرزوست!

    آخ که چقدر حرف دل بود. باید برای جنگ، از لوله تفنگ بخوانم با واژه فشنگ...
  • طاهره حاجی علیخانی
  • افسر جنگ سخت؟!
    انگار شما خیلی دلتون جنگ می خواد!!!! می ترسم اگر خیلی هم افسر جنگ سخت برود سوریه، جنگ بکشد به کشور ما....:(
  • حسین سامانی
  • این متن به خاطر اون فیلم ارزش نوشته شدن داشت ؛ ولی خیلی جاهاش بی ایراد نیست حضوری دیالوگ میکنیم!
    حاجسن این متنت پر از قیاس های مع الفارق و استدلال های ضعیف است.
  • حامیم به علی چاووشی
  • علی جان زندگی «کال آف دیوتی» و «کلش آف کلن» نیست که برای سرزمینت آرزوی جنگ می کنی.
    هیچ امام و رسولی در تاریخ عالم آرزوی جنگ نکرده.
    و صد البته
    حرفی که شما زدی تصدیق این متن نه چندان قوی حاجسن است. متنی که از حسن که همیشه با ظرافت و دقت به همه چیز نگاه می کند بعید بود و بیشتر به بیانه بسیج دانش آموزی شباهت داشت.
    اگر اهل جهاد هستی بسم الله همیشه راه جهاد اکبر جهاد با نفس باز است. شروع کن تا روزی که اگر خدانکرده جنگی پیش آمد پا پس نکشی.

    ای بابا داداش پس کو جواب های طوفانی ات 

     

    در ضمن منتظریم منتظر یک غزل عاشقانه همراه با شیرینی

    پاسخ:
    یاعلی
    انی معکم من المنتظرین

    سلام استاد صنوبری گل

    اولا به قول شاعر نازنینم، انوری:


    ربع مسکون آدمی را بود دیو و دد گرفت

    کس نمی‌داند که در آفاق انسانی کجاست

    دور، دور خشکسال دین و قحط دانش است

    چند گویی فتح بابی کو و بارانی کجاست

    من ترا بنمایم اندر حال صد بوجهل جهل

    گر مسلمانی تو تعیین کن که سلمانی کجاست

    آسمان بیخ کمال از خاک عالم برکشید

    تو زنخ می‌زن که در من گنج پنهانی کجاست

    خاک را طوفان اگر غسلی دهد وقت آمدست

    ای دریغا داعی یی چون نوح طوفانی کجاست





    پاسخ:
    عالی بود این قطعه
    مرحبا انوری
    ثانیا دم قلمت گرم و دل خودت هم خوش.
    واقعا من غبطه حسادت رشک و هر چی معادل و مرادف دارن این الفاظ، می خورم به قلمتون حاج حسن.
    ثالثا با بدبینی وسط متن تا اواخر، با کمال نادانی و شرمندگی، مخالفم.
    دوستم بچه ش دبستان می ره. یه روز تو مدرسه دیدم یه گوشه نشسته داره آروم گریه می کنه. گفتم رفیق چته؟
    گفت بچه م یه معلم-لابد بی دین- دارن تا تونسته بود از انقلاب بد گفته بود. هیچ کی تو کلاس حرف نزده بود.
    سخنرانی طولانی معلم که تموم شده بود بچه هه یه کلمه گفته بود فبهت الذی کفر.
    یک ساعت بافتن، همه پنبه شدن.
    برای من این بچه ی دبستان رو، کمتر از چمران و اوینی و جوادی نیست.
    و کم له من نظیر
    در هر حال ممنون از متن تون.
    غصه نخور اما.
    حل میشه همه چی.
    بعضی می گن آقا داره میاد.
    کمی هم آقایانه بنویس!!!
    پاسخ:
    حق با شماست جناب نجفی «نومید نتوان بود از او»
    و البته اصل امید متن من همان تیترم است. نومیدی از آنان است که امیدی به مرحمتشان شایسته نیست

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">