در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ :
الْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ
أَلَا وَ إِنِّی مُعَسْکِرٌ فِی یَومِی هَذَا
فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَى اللَّهِ
فَلْیَخْرُجْ .

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با موضوع «نوحه‎خوانی :: میثم مطیعی» ثبت شده است

۰۶
تیر

حمایت از روحانی یا حمایت از داعش؟!


یک

قال مولانا امیرالمومنین :

قل الحق، و لو علی نفسک

ننوشتن این یادداشت را شرافتم، اقتضاء نمی‎کرد. 


دو

قضاوت کار بدی نیست، وظیفۀ هر انسان اخلاق‌مداری در بسیاری از مواقف قضاوت است، آنچه نکوهیده است قضاوت شتاب‌زده و برداشت سریع، بی‎تأمل و بی‎تحقیق است. در ماجرای «آتش به اختیار» ابتدا دیدیم بعضی از دوستان روشنفکر و در نهایت بعضی از حضرات ظاهرا حزب‎اللهی هم سخن رهبری را حتی یک‎بار کامل گوش نداده بودند و اقدام به قضاوت، برداشت شخصی، مخالفت‎های آتشین و موافقت‎های شدید کردند. امری که باعث شد روز گذشته، آیت‎الله خامنه‎ای رهبر فرزانۀ انقلاب در خطبه‎های نماز جمعه این استعاره را دوباره توضیح دهد، و فرصتی از فرصت‎های جهان اسلام به خاطر این کژفهمی‎ها محدود شود، در حالیکه ایشان در سخنرانی اولشان هم منظور فرهنگی خود را واضح بیان کرده‎بودند.

بدا به حال جامعه‎ای که پیش از تامل و تفکر و تحقیق، اقدام به موضع‎گیری و اعلام نظر می‎کند. بدا به حال گروهی که تلاشی برای فهم حقیقت نمی‎کند و علیهش موضع می‎گیرد. شاید مشکل این است که اظهارنظر سریع و به‎روز، به‎خودیِ خود در جامعۀ رسانه‎زدۀ ما فضیلت انگاشته شده است. شاید هم مشکل به خاطر دشواری‎های زندگی و معیشت است که از ما فرصت تفکر و تحقیق را گرفته، و البته مشکل بعضی هم همان مشکلی قدیمیِ همرنگی با جماعت از ترس رسوایی‎ست: و بدا به حال گروهی که حقیقت و مظلومیتش را می‎فهمد اما از بیان آن و دفاع از آن می‎هراسد.


سه

هنگام شعرخوانی صبح عید فطر آقای دکتر مطیعی من هم در مصلی امام خمینی حضور داشتم و شعر را با دقت گوش کردم. در شنیدن نخست، شعر بسیار تحسین‌برانگیز بود و مرا به وجد آورد، چنانچه بارها و بارها تحسین و تشویق نمازگزاران تهرانی را هم برانگیخت. وقتی پس از مراسم نماز به خانه آمدم و سراغ جهانِ شلوغ رسانه رفتم، دیدم صفحات و افراد زیادی با عصبانیت و توهین و فحاشی، از "توهین‎های شنیع و تندِ مداح عید فطر به رئیس جمهور" گفته‎اند!  با شناختی که از ادب، تقوا و فرهیختگی آقای مطیعی داشتم واقعا شگفت‎زده شدم. گفتم یعنی ایشان در صفحه‎ای مصاحبه‎ای چیزی مثل بعضی‎ها شروع به فحاشی کرده است؟! یا آیا در شعرخوانی ابیات توهین‎آمیزی بوده که من متوجه نشدم!؟ طبیعتا حدس نخستین که درست نبود، اما برای سنجش حدس دوم بارها متن کامل شعر را از ابتدا تا انتها خواندم. هنوز هیچ بیتی پیدا نکردم که توهین به رئیس جمهور باشد و در شگفتم از نمازها و روزه‎های کسانی که هنوز یک روز از ماه رمضان نگذشته، روزه خود را با دروغ، بدگمانی و افترا به یک مومن افطار کردند.

البته این شعر، بیت‎های خیلی تند و محکمی هم دارد، یک احتمال هم این است که کسانی که آن برداشت‎ها و دعواها را شروع کرده‎اند، آنقدر با خوانش و فهم شعر بیگانه بوده‎اند که بیت‎های تندِ ضدّ داعش آقای مطیعی را ضدیت با آقای روحانی و دولت برداشت کرده‎اند؛ بیت‎های صریح و البته زیبایی چون:

این قدَر بمب مچسبان به کمر ای نامرد!

صبر کن، موشک ما منفجرت خواهد کرد!

اما این شعر توهین به رئیس جمهور ندارد. بله این شعر نقد دارد، نقد جدی هم دارد، اما نه در قالب توهین و بی‌ادبی. نکند کسانی که این غائله را راه انداخته‎اند بر این باورند که کسی حق نقد دولت و دولت‎مردان را ندارد؟! کدام اندیشۀ اسلامی، کدام باور شیعی و کدام نحلۀ اخلاقی می‎گوید انتقاد از حاکمان، مسئولان و صاحبان قدرت و ثروت و رسانه، آن‌هم برادرانه، آن‌هم دربرابر اشتباهات فاحش و رنج‎های بیشمار مردم ممنوع است؟ چه کسی به اینان اجازه داده است منتقد را (ولو مشفق و مودب) تحقیر و سرکوب کنند؟ و برفرض که بعضی چنین باورهایی را داشته باشند، آیا فکر می‎کنند می‎توانند دهان حقیقت‎گو را بدوزند؟!


چهار

اگر بخواهیم از لحاظ ادبی این شعر را بررسی کنیم،  مثنوی عید فطر قطعا در ژانر و گونۀ ادبی خودش امتیاز بالایی می‎گیرد. زیبایی‎شناسی و ارزش‎گذاری شعرهایی که برای اجرا در یک مراسم مداحی آن‎هم با تم و درونمایۀ اجتماعی سروده می‎شوند، قطعا با شعرهای ادیبانه و ساختارمحور متفاوت‎اند، این شعرها باید ساده، معنامحور و  قابل‎فهم برای عموم مردم باشند. با این‎حال شگفت‎آور بود که ابیات بسیاری از این شعر کاملا فنی و با ارزش ادبی بالا سروده شده بودند. البته همین شعر اگر با سایر شعرهای فنی و ادبی منتشر شده در کتاب شاعرانش مقایسه شود نمرۀ کم‎تری می‎گیرد؛ به همین خاطر من این شعرها را بیشتر «خطابه‎شعر» می‎دانم و نه «شعر محض»، اما مهم این است که این خطابه‎شعرها حتی در مقایسه با خیلی شعرهای مدعی، نمرۀ بالاتری می‎گیرند. مهم‎ترین ویژگی این مثنوی برای یک منتقد ادبی، ارزش ساختاری و پیوستگی روایی آن در عین تعدد معانی و مضامین مطروحه در اثر است. شعر عیدفطر96 هم تم (درون‎مایه) عرفانی دارد، هم تم زاهدانه، هم تم تعلیمی، هم تم اجتماعی، هم تم سیاسی و هم تم حماسی. همچنین، مضامین و سخن‎های فراوانی از موضوع شب قدر، عید فطر، ماه رمضان، تا موضوع عدالت اجتماعی و رنج‎های کارگران، تا موضوع آسیب‎شناسی سیاست‎های فرهنگی و «بیست‎سی»، تا موضوع اخلاقی کسب رزق حلال و پرهیز از مال شبهه، تا موضوع سیاست خارجی و «برجام»، تا موضوع مقابله با جریان‎های تکفیری و فتنه‎های آل سعود، تا  موشک‎های انتقامی ایران به سوی داعش و نیز موضوعات دیگری را درخود دارد؛ اما نکته اصلی اینجاست که همۀ این مفاهیم و مضامین در یک شعر است و همه هم هنرمندانه با ساختاری واحد، اندام‌وار و پیوسته به هم بیان شده‎اند.

دومین زیبایی و ارزش‎مندی مهم این شعر برای یک پژوهشگر ادبیات، تک‎بیت‎های درخشان و نیمه‎مستقل در بینابین سطرهای چنین شعری است. وقتی با یک مثنویِ قصیده‎وارِ سیاسی اجتماعی مواجهیم طبیعتا اصل انتظارات ما در محور عمودی شعر است، نه محور افقی. طبیعتا منتظر استفاده از ظرفیت‎های میراث شعر سبک خراسانی هستیم، نه شعر سبک هندی. اما شگفتی این شعر این بود که بین این دو عالم و این دو فضای دیگرگون حرکت کرده بود و زیبایی‎های فراوانی را آفریده بود. به این تک‎بیت‎ها دقت کنید:

رقص شمشیر چو در خیمه دشمن برپاست

سپر انداختن و طعنه به شمشیر خطاست

بعضی از این بیت‎ها به تنهایی یک شعر کاملند. 

یا این بیت:

کارزار است، قدم قاطع و محکم بردار

سخن از صلح بگو، اسلحه را هم بردار!

همچنین بیت‎هایی چون:

به عمل کار برآید به سخندانی نیست 

پینۀ دست کم از پینۀ پیشانی نیست!

کارگر، گرچه عرق، آب وضویش باشد

عرق شرم مبادا که به رویش باشد

این سطر «پینۀ دست کم از پینۀ پیشانی نیست» را انگار خود صائب تبریزی یا کلیم کاشانی در ظهور دوبارۀ خود سروده باشد!

و یا این بیت زیبا:

سیلی از کوخ‎نشین، کاخ‎نشین خواهد خورد

و زمین‌خوار سرانجام زمین خواهد خورد!

جناس‎ها و ایهام قدرت‎مند این بیت می‎تواند به عنوان شاهد مثالی به یادماندنی در کتاب‎های بلاغی و آرایه‎های ادبی بیاید

و نیز بیت‎هایی از این دست:

دل به لبخندش اگر باخته‌ای، باخته‌ای!

گر ز اخمش سپر انداخته‌ای، باخته‌ای!


(شنیدم ترانه‎سرای ترانۀ ضعیف سریال «نفس» هم به تازگی درباره این شعر اظهار لحیه کرده‎اند و این شعر سخته و زیبا را «سُست» و «شتا‎بزده» خوانده‎اند. از طرف من به ایشان سلام برسانید بگویید آقای کاکایی شما یک نفر دیگر لطفا درمورد ساختار و ادبیت متون نظر ندهید! شما لطفا فقط درمورد محتوا اظهار نظر بفرمایید، ما می‎شنویم، بالاخره هرکس در کاری استاد است، فلذا نقد را به اهلش بسپارید، شما همان فحشتان را بدهید طبق معمول. یا دست‎کم بگذارید چندسالی از خاطرۀ «کجا رفته بودی که از رد تو | یه رویای نزدیک با من نماند » در ذهن اهالی ادبیات بگذرد، بعد وارد گود نقد دیگران شوید!)


پنج

زین‎پیش چندبار پیش آمده بود که یک مداح به خاطر خطایی کوچک یا بزرگ مورد فحاشی و توهین و انتقادهای فراوان قرار گیرد، راستش را بخواهید در اکثر آن موارد، جدا از انتقادهای نامنصفانه و فحاشی‎ها، من خود مداح را مقصر می‎دانستم، چه اینکه کسی که قرار است زبانِ ذکرِ اهلِ بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) باشد، باید بسیار پاکیزه‎سخن، منصف و اخلاق‎مدار باشد و هیچ قصوری از او در این‎باب نباید سر بزند. اما امروز فهمیدم بسیاری از آن انتقادها و فحاشی‎ها علیه فلان مداح، واقعا به خاطر اشتباه آن مداح نبوده، بلکه برخاسته از حنجرۀ افراد، جریان‎ها و قدرت‎هایی‎ بوده‎است که می‎خواستند صدای مکتب اهل بیت (علیهم اسلام) و حنجرۀ یادآوری‎کنندۀ تعالیم ایشان در جامعه خاموش شود. چون این گروه حتی مداح فرهیخته، اهل ادب و اخلاقی چون میثم مطیعی را که همواره از حاشیه‎آفرینی و حتی وابستگی به یک حزب سیاسی خاص دوره بوده است را هم نمی‎توانند تحمل کنند و انتقادهای برادرانه و نصیحت‎های دیروز او را فحاشی و توهین عنوان کردند. در حالیکه در متن شعرخوانی او این اتفاق نیفتاده است. یادمان نرود، میثم مطیعی یک مداح بی‎چاک و دهان و چاله میدانی نیست، میثم مطیعی، میثم مطیعیِ مناجات‌خوانِ مرحومِ آیت‎الله حاج‎‌آقامجتبی تهرانی است، میثم مطیعیِ فرهنگ‎سازِ مراسم بزرگ اربعین است، میثم مطیعی استاد و مدرس مسلط دانشگاه با دکترای علوم قرآن و حدیث است، میثم مطیعی حماسه‎خوان علیه تهدیدهای داعش و اسرائیل و دشمنان این سرزمین است؛ کسی که در هیچ انتخاباتی از هیچ نامزدی حمایت نکرد، وابسته و بلندگوی هیچ حزب خاصی نشد و همواره صدای گویای مردم ایران و انقلاب اسلامی در بیان رنج‎های مستضعفین و در مواجهه با دشمنان خارجی بوده است. تحقیر و تحریف کردن چنین سرمایه‎های ارزشمندی برای یک جامعۀ ایمان‎گرا و انقلابی، البته از سوی دشمنانش طبیعی است اما از سوی دوستانش بی‎گمان ناشی از جهالت و کوته‎فکری است. کسانی که از دین، این حنجرۀ متین و منطقی را هم نتوانند تحمل کنند، با این مداح و آن مداح و این حزب و آن حزب مشکل ندارند، می‌خواهند صدای اسلام و اخلاق در جامعه خفه شود.


شش

چه با نگاه «تحلیل محتوا» و چه از منظر «نشانه‎شناسی» این شعر را بی پیش‎داوری و غرض مطالعه و بررسی کنیم می‎بینیم گوینده سه خطاب و دیالوگ اصلی دارد. یکی خطاب معنوی و عرفانی است که با مخاطب نفس و خدا و برادر ایمانی است و عموما با تمنا و تحسر همراه است، در این خطاب گوینده خود و دیگران را به معنویت و اخلاق دعوت می‎کند، دوم خطابی اجتماعی و ناظر به سیاست داخل است که مخاطبش عموم مسئولان قوا است و در بعضی موارد به‌طور اختصاصی دولت‌مردان است، در این خطاب گوینده از زبان یک فرد مسلمان در جامعه اسلامی مسئولان را نصیحت می‎کند و به آنان در قبال خطرات و اشتباهات تذکر می‎دهد؛ و سوم که خطابی حماسی است و مخاطبش دشمن خارجی به ویژه تکفیری‎ها، داعش و حامیان آن‎هاست، در این خطاب گوینده با تلخی و تندی با مخاطب خود سخن می‎گوید و رجزگونه به آنان در قبال تجاوز و بدخواهی‎شان هشدار می‎دهد. وقتی این سه خطاب را در کنار هم بگذاریم، مخصوصا در چنین عید فرخنده و روز مهمی، می‎توانیم سیر اصلی شعر در درون‎مایه و محتوا و پیام اصلی آن را تفسیر و تحلیل کنیم. با کنار هم قراردادن این دیالوگ‎ها پیام اصلی شعر «رفع مشکلات فردی و داخلی و سرانجام اتحاد و استحکام در برابر دشمن خارجی» است. یعنی نوک حملۀ اصلی، لحن تند و هشدارهای ناهمدلانۀ شعر به سوی دشمن خارجی، به ویژه داعش است (البته پیش از شروع تحلیل‎های سریع و زنجیره‎ای رسانه‎های مغرض و به تبع آن چهره‎های سیاسی یا سیاست‎زده که با بهترین احتمال از سر بی‎اطلاعی آن تحلیل‎ها را ادامه دادند) حال اگر کسی (ولو با بهانۀ حمایت از دولت و اهتمام به مظلوم‎ساختن آقای روحانی) نوک همۀ این حملات نشانه رفته به دشمن خارجی را به سمت داخل برگرداند و لحن تند ضد داعش را ضد آقای روحانی تفسیر کند، به نظر شما دارد از آقای روحانی حمایت می‎کند؟

یا در حقیقت دارد از داعش حمایت می‎کند؟!

اتفاقی که امروز افتاد چنین بود. چند انتقاد معمول از دولت‌مردان انجام شد و چند موشک به سمت داعش شلیک شد، اما گروهی با ادعای حمایت از آقای روحانی و نفرت از تفرقه، مسیر موشک‎ها را از دیرالزور به سمت پاستور هدایت کردند! کاری نداریم که آیا این موشک‎ها به آقای روحانی اصابت می‎کند یا نه (در حالیکه در متن شعر هیچ توهینی نسبت به رئیس جمهور حضور ندارد) مهم این است که قطعا دیگر تعدادی از این موشک‎ها به داعش نمی‎خورد و اتفاقا موجب تفرقۀ داخلی می‎شود! حال به من حق بدهید درمورد مبدأ داعشی-اسرائیلی آغاز این تحلیل‎های مبتنی بر دروغ، افترا و تحریف مطمئن باشم.


هفت

و قال الله فی کتابه:

«من الذین هادوا یحرّفون الکلم عن مواضعه»

صدق الله العلی العظیم


  • حسن صنوبری
۰۹
آبان
  • حسن صنوبری
۱۵
اسفند

 

این روزها روزهای روضه است. هم روزهای شنیدن و خواندن و فهمیدن و به یادسپردن مسائل و مصائب بانوی بانوان جهان (سلام خدا بر ایشان) و هم روزهای گریستن. بعضی از فکرها و فهم‎ها ناگزیرند از گریستن، و اگر کسی بگوید نیازی به گریستن نیست و و مطالعه و دانستن و فهمیدن کافی‎ست، معلوم است در همان فکر و فهم هم فقط مدعی‎است.

پس خوش به حال کسانی که در این امور بتوانند بفهمند، به‎یاد بسپرند و بگریند؛ آنگاه بگویند، به‎یادآورند و بگریانند. واقعاً خوش به حال کسی که صدای گرمی دارد و می‎تواند با اخلاص و با دل شکسته روضۀ حضرت زهرا را بخواند. من حتی صدای گرم را هم ندارم، چه رسد به ویژگی‎های دشوارترش. پدرم صدای خیلی خوبی دارد و مادرم دوست‎داشت من روضه‎خوان حضرت زهرا و امام حسین (علیهم‎االسلام) شوم، شاید چون فکر می‎کرد آن صدا به من هم ارث می‎رسد؛ ولی آن ارث نرسید و آن آرزو هم محقق نشد. هرگاه نوحه یا شعر مرثیه‎ای می‎گویم و حنجرۀ گرمی آن شعر را می‎خواند و گوش عاشقی آن شعر را می‎شنود، بی‎شک خیلی خداراشکر می‎گویم؛ هرچند می‎دانم «اثر» خاص و خاسته از نفس و حنجرۀ خواننده و گوش و دل شنونده است. اما بالاخره شعر من هم خودش را قاطی ماجرا کرده. حس می‎کنم بدون داشتن بلیط و پنهانی سوار اتوبوس بهشت شده‎ام. ولو در ایستگاه بعدی بفهمند کیستم و پیاده‎ام کنند؛ یک ایستگاه هم یک ایستگاه است. «یک ایستگاه در بهشت».

در پوشۀ «میثم مطیعی»ام چهار قطعۀ صوتی با موضوع فاطمیه و با شعر خودم را پیدا کردم. آقای مطیعی واقعاً لطف کرده‎اند با وجود اینهمه شاعر خوب و بهتر از من، گاهی از من هم شعر خواسته‎اند. آن چهار عبارت‎اند از: سه روضه و یک نوحه. نوحه را دوست دارم. یک روضه را خیلی دوست دارم و دو روضه را نه خیلی. هرچند بابت همان‎ها هم خدا را شاکرم. از آن دو روضه که خیلی دوستشان ندارم یکی تقصیر شعر خودم و دیگری تقصیر طرف دیگر ماجراست! 

آن روضه که خیلی دوستش دارم، بسیار کوتاه است. لطف می‎کنید اگر بشنوید. اگر یک نفر هم این روضه (یا دیگری) را بشنود و بپسندد و بگرید بر مرثیۀ حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها) من حاجتم را از وبلاگ‌نویسی‌ام گرفته‌ام. این روضه به‌نظرم بسیار هنرمندانه و زیباست. یعنی اجرایش توسط آقای مطیعی. در این روضۀ کوتاه تا حدی از سنت آواز ایرانی استفاده کرده است. چیزی که کمتر در روضه‎های ایشان شنیده‎ام. موضوع روضه مربوط به روز شهادت (یعنی پس از شهادت) حضرت فاطمه زهرا (سلام‎الله علیها) است. شعرش را هم (با همه سرعت و محدودیت سرایش) دوست دارم. یک بیت دیگر هم داشت که بیت دوم بود اما آقای مطیعی یا شاید هم دوست شاعرم گفتند خوب نیست، حذفش کن. کنارش گذاشتم، ولی آن موقع حس لطیفی داشتم و این بیت را مناسب حس و حالم و حس و حال موضوع می‌دانستم:

دانش‌آموز دبستان خدا

بازمی‌گردی به بستان خدا

حس من حس آرامش حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) پس از پایان گرفتن رنج‌ها و قدرناشناختن‌ها، با شهادتشان بود.

دانلود «فاطمه! دست علی یار تو باد»

لینک به متن شعر

در نوحه، آقای مطیعی بند دوم را خیلی دوست داشت و با بند اول مشکل داشت. می‎گفت مردم معنای «باد مهرگان» را نمی‎فهمند. من گفتم اولاً شما استاد دانشگاهی و هیئتتان هم دانشگاهی است، اینجا ایرادی ندارد کمی سطح بالاتر برود. دوما در آهنگی محرمی و بسیار معروف با شعر استاد ما هم این واژه هست و ... خلاصه حرف مرا با دلی مکروه قبول کردند. الغرض: بادمهرگان بادی است که در فصل پاییز می‎وزد وبا خود پیام نیستی (و ریختن شاخ و برگ درختان و سبزی و گل‎های باغ) را دارد. همان باد خزانی. همچنین آقای مطیعی گفتند اگر می‎شود گریزی هم به موضوع حجاب بزنم؛ من بی اکراه و با اعتقاد گفتم چشم.

دانلود نوحه «وای از آن غربت شبِ دریا»

لینک به متن شعر

این (همان است که تقصیر شعر خودم است) از همه قدیمی‎تر است. شعر  را الآن خیلی دوست ندارم و مخصوصا به‎نظرم به درد روضه‎خواندن نمی‎خورد.

دانلود «به حال ما در و دیوار خانه می‎گرید»

لینک به متن شعر

این (که اجرایش را خیلی موفق نمی‎دانم) هم مربوط به پس از مراسم تدفین حضرت زهرا سلام الله و از زبان مولاعلی (ع) است. البته روضۀ آقای مطیعی خیلی خوب است مثل همیشه، منظورم خوب چفت نشدن شعر با روضه است. شاید چون طولانی بود، خوب مدیریت نشد ولی بعضی بیت‎هایش را هنوز خیلی دوست دارم، از جمله این:

دنیا برای مردم دنیا بماند

تنها برای مرتضی زهرا بماند

دانلود «از آن مزار بی‎نشان می‎آمدم من»

لینک به متن شعر

  • حسن صنوبری