در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ :
الْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ
أَلَا وَ إِنِّی مُعَسْکِرٌ فِی یَومِی هَذَا
فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَى اللَّهِ
فَلْیَخْرُجْ .

طبقه بندی موضوعی
۰۷
ارديبهشت

درباب حضور توأمان آقایان رئیسی و قالیباف دو تحلیل وجود دارد:

 

  تحلیل نخست: هردو باید باشند تا آخر، چون انتخابات به دور دوم می‌رود؛ وقتی به دور دوم رفتیم، رأی‌ها یک‌کاسه می‌شوند و روحانی می‌بازد. درست مثل انتخابات سال 1384 که همین اتفاق افتاد و آقای  احمدینژاد بر آقای  هاشمی پیروز شد.

 

نقطۀ قوت این تحلیل: دلیل باورمندان این تحلیل این است که «سبد رأی» آقایان قالیباف و رئیسی با هم برابر نیست. چه بسا اگر یکی از این افراد کنار بکشد، رأیش برود سمت سبد رأی آقای روحانی.

 

طرفداران این تحلیل: بیشتر آن‌هایی هستند که روی یکی از گزینه‌های رئیسی یا قالیباف صددرصد شده‌اند و انتخاب دیگری و نبودن گزینۀ خودشان برایشان دشوار است.

 

نقطۀ ضعف این تحلیل: در انتخابات 1392 هواداران جبهۀ پایداری و آقای  جلیلی دقیقا چنین سخنی را ابراز می‌کردند. اولا می‌گفتند هیچ اعتباری به نظرسنجی‌ها نیست و مردم امکان ندارد آقای جلیلی و (به قول خودشان) «گزینۀ مقاومت» را رها کنند و به گزینۀ «بستن با کدخدا» رأی بدهند. دوماً سبد آراء متفاوت است، رأی جلیلی و قالیباف ارتباطی به هم ندارد. سوما انتخابات حتما به دور دوم خواهد رفت و یک نامزد اصولگرا با یک نامزد اصلاح‌طلب رقابت می‌کند و پیروز می‌شود. و نشد. هیچکدام از این تحلیل‌ها با اینکه (به قول خودشان) بهترین نخبگان دانشگاه و حوزه پشتش بودند درست از آب درنیامد. پیشبینی طرفداران وحدت دقیقتر بود. علی‌ای‌حال این تحلیل امروز همان تحلیل دیروز پایداری‌هاست و با خوشبینی زیاد و ریسک‌پذیری بالایی همراه است. چرا؟

 

اولا: چنین نیست که سبد آرای آقایان قالیباف و رئیسی (حتی جلیلی) صددرصد متمایز باشد. جامعۀ انقلابی به این دو گزینه فکر می‌کنند. نسبت آرای ایشان هم حتی «عموم خصوص من وجه» نیست؛ «عموم خصوص مطلق» است. یعنی اگر آقای رئیسی کنار برود، قطعا 90% آرای او (که آرای مردم مسلمان انقلابی است) به سبد آقای قالیباف ریخته می‌شود؛ نه آقای روحانی. از طرفی اگر آقای قالیباف کنار برود حداقل نیمی از آرای او به سبد آقای رئیسی می‌ریزد. چه اینکه آرای آقای قالیباف بینابین است. یعنی هم گروه عمده‌ای  از نخبگان انقلابی به او رأی می‌دهند هم گروه عمده‌ای از عامّۀ مردم غیرسیاسی. اگر رأی آقای جلیلی 100% سیاسی اعتقادی بود، رأی آقای رئیسی حداقل هشتاد الی نود درصد سیاسی اعتقادی است؛ اما رأی آقای قالیباف تقریبا پنجاه پنجاه است و بسیاری کاری به انقلابی بودن او ندارند و نظر به عملکرد و توفیقات مدیریتی او طی سال‌های متمادی دارند.

 

ثانیا: در انتخابات قبل مجموع رأی‌های رقیبان آقای روحانی که عموما اصولگرا بودند و رأی مردم انقلابی را داشتند فقط اندکی از رأی ایشان کمتر بود. آقای روحانی 18میلیون رأی داشت و رأی رقیبان 16 میلیون. اما نکتۀ مهم این است که وقتی کاندیداهای رقیب متعدد باشند انرژی‌هایشان هم متکثر می‌شود و در جهت تخریب هم‌گروهی‌ها خرج می‌شود. اگر چنین نبود. یعنی اصولگراها و انقلابی‌ها یک نامزد واحد داشتند، در ثانی همدیگر را تخریب نمی‌کردند (انرژی‌ای که رجانیوز در آن ایام صرف تخریب قالیباف کرد اگر صرف تخریب روحانی می‌شد الآن روحانی جای دیگری بود!) و مردم از این جماعت یک صدای واحد می‌شنیدند و سرگردان نمی‌شدند، به راحتی و در همان دور اول رقیب را شکست می‌دادند. انرژی‌هایی که می‌توانند رأی خاکستری را جذب کنند نباید خرج دفع رأی‌های خودی شوند.

 

ثالثا: الآن آقای روحانی شرایط سابق را ندارد. چهارسال تمام با همه قدرت خود را تبلیغ و تثبیت کرده و رقیبان را تخریب و تحقیر. ریسک نمی‌گویم زیاد شده ولی کم هم نشده.

 

  تحلیل دوم: هردو تا دقیقه نود باشند. ولی در دقیقه نود با توجه به نظرسنجیها و فضای عمومی جامعه آنکه رأی‌آوریش نسبت به دیگری کمتر است به نفع او کنار برود. درست مثل انتخابات سال 1392 که همین اتفاق برای جناح رقیب افتاد، آقای  عارف به نفع آقای روحانی کنار رفت و ایشان بر چهار کاندیدای اصولگرا (یا شبه اصولگرا!) پیروز شد.

 

نقطۀ قوت این تحلیل:ریسک ندارد. نتیجه روشن است که با همۀ توان به میدان آمدیم. چه ببازیم چه نبازیم، عاقلانه رفتار کرده‌ایم.

 

طرفداران این تحلیل: کسانی که بیشتر از اینکه دربند یک فرد (رئیسی یا قالیباف) باشند در بند یک فکرند و به جای پیروزی الف و ب دنبال تغییر وضعیت موجود و روی کار آمدن یک دولت کارآمد، توانمند و وفادار به انقلاب هستند.

 

نقطۀ ضعف این تحلیل: در صورتی که آرای منفی روحانی و رأی‌های مثبت آقایان رئیسی و قالیباف طی روزهای آینده چندبرابر شود، بله، کنار رفتن یکی از این دونفر، به ویژه آقای قالیباف که نیمی از رأیش سیاسی نیست؛ ممکن است آرای او را به سبد آریالای روحانی سرازیر کند.

 

 

جمعبندی: من به تحلیل دوم خوشبین‌ترم. اما شاید عقل حکم می‌کند برای انتخاب تاکتیک بیشتر صبر کرد و منتظر لحظات پایانی بازی ماند. یعنی اگر در نظرسنجی‌ها آرای روحانی مدام کاسته شد و آرای رئیسی و قالیبف افزوده؛ به تحلیل دوم عمل شود. ولی اگر قدرت‌های رسانه‌ای مثل سال 92 با هم به نفع آقای روحانی متحد شدند باید سراغ تحلیل اول رفت. البته موفقیت تحلیل اول این است که حضرات بر نفس خود مسلط باشند! و اگر تکلیف دائر بر رفتن شد (چه جناب رئیسی چه جناب قالیباف) دچار توهمات آقای  ولایتی در سال 92 نشوند. «ان الله لا یحب کل خوّان کفور»

 

________________________________________

به کانال مشترک هواداران آقایان  رئیسی و  قالیباف بپیوندید:

https://t.me/joinchat/AAAAAEIWAw2E4TZe2vnoMQ

  • حسن صنوبری
۰۶
ارديبهشت


وقتی می‌روم در گروه هواداران رئیسی می‌بینم دارند از قالیباف انتقاد می‌کنند. وقتی به گروه دوستداران قالیباف می‌روم بحث نقد رئیسی است.

این یعنی «نابخردی» هفتمین کاندیدای تاییدشده توسط شورای نگهبان، جدی‌ترین رقیب آقایان رئیسی و قالیباف و بزرگ‌ترین دشمن پیشرفت و آبادانی ایران است.

در این فرصت کوتاه جز این راهی به ذهنم نمی‌رسد. وقتی پای سرنوشت وسط باشد، بیست‌روز هم بیست‌روز است. بیست‌روز _به قول شما روشنفکرها_ کار شعاری می‌کنیم، باقی سال می‌رویم بین کتاب‌هایمان خودمان را دفن می‌کنیم. بیست‌روز هم از اهوا و امیال متعالی‌مان بزنیم و به نفع شهیدان بنویسیم برای خودش توفیقی‌ست. و لله عاقبت الامور.

 شما هم اگر دوست داشتید بپیوندید و مطلب بفرستید و یاعلی بگویید:

https://t.me/joinchat/AAAAAEIWAw2E4TZe2vnoMQ

@RaisiGhalibaf

  • حسن صنوبری
۰۶
ارديبهشت

دیروز وقت ناهار به رفقا هم گفتم:

کاش  احمدی‌نژاد می‌آمد

و همه می‌رفتند

جز  روحانی.

همۀ این آدم‌هایی که محاسن و توانایی‌ها و امیدواری‌های ناتمام و نیم‌بندی دارند می‌رفتند

که یک قطره هم عذاب وجدان نداشته باشیم

فقط احمدی‌نژاد و روحانی می‌ماندند

مرد و مردانه

خشن و بی‌رحمانه

آنگاه دوئل آغاز می‌شد

با تمام قدرت و بی هیچ ملاحظه‌ای

اما یک دوئل سه‌نفره

بین احمدی‌نژاد و روحانی و  رأی_سفید

و ما همه می‌شدیم طرفداران سومی

ستاد می‌زدیم برایش

پویش مردمی درست می‌کردیم برایش

بیانیه‌های اول تا بیستم را تنظیم می‌کردیم برایش

همه جدی‌جدی پای کار می‌آمدیم

علی می‌گفتیم

اصلا خودم هم می‌شدم رئیس ستاد

کاری می‌کردیم آرای سفید از آرای این دو سخنران قهّار بیشتر می‌شد

و انتخابات می‌رفت به دور دوم

باز رأی سفید اول می‌شد

می‌رفت دور سوم

باز رأی سفید

دور چهارم ... الی آخر

تا از رو می‌رفتند این تندیس‌های پولادین اعتماد به نفس

و یک انتخاب بی‌اشتباه و بی‌پشیمانی داشتند این مردم

 

ولی خارج از شوخی به‌نظرم با پشتیبانی ما رأی سفید می‌توانست این کار را بکند. چنانچه یک‌بار هم بر  کروبی پیروز شده بود.

به جای رأی سفید گزینه‌های دیگری هم البته هستند. مثل  فامیل  دور و  پسرعمه زا

دیگر تصمیم نهایی با  جمنا

  • حسن صنوبری
۲۹
فروردين
 ابراهیم رئیسی


بخش نخست

از جدی‌ترین گزینههای باورمندان به اندیشهی سیاسی اسلام و حضور سیاسی اجتماعی اسلام برای انتخابات ، آقای رئیسی است.  اما کدامشان، آیتالله رئیسی؟ دکتر رئیسی؟ حجه الاسلام رئیسی؟ 

  • حسن صنوبری
۲۷
فروردين

یا هو ، یا من لا هو الا هو

سی و سه روز مانده به انتخابات . به روزی که ما با همین دست‌های به‌ظاهر کم‌رمق و کم‌توان ِ خود تاج سنگین دولت‌مندی را بر سری می‌گذاریم.
روزی که ظاهرا سرنوشت چهارسال و باطنا سرنوشت سی چهل سال آینده را به دست کسی می‌سپاریم.

شاعر جماعت، درویش جماعت، اهل فرهنگ و هنر جماعت را چه خوش آید؟ «فراغتی و کتابی و گوشه‌ی چمنی». غزلی سر بیندازیم. بهارنارنجی دم کنیم. نغمه‌ای گوش کنیم. حکایتی بخوانیم. عودی دود کنیم. رمانی باز کنیم. سینمایی برویم. فالی بزنیم. چشمی بدوانیم. نقشی بزنیم. بانگی برآریم. هویی بکشیم...

اما مسلمان محمد (صل الله علیه و آله و سلم) و شیعه‌ی علی (علیه صلوات الله) را -حتی اگر شاعر و درویش و فرهنگی و هنری هم باشد- از سیاست و جماعت گریزی نیست. نه مگر این سیاست، امری از اعلی امور الهی و شأنی از افضل شئون اسلامی است؟ نه مگر این منبر، منبر محمّد مصطفی و این ردا ردای علیّ مرتضی است؟!
دشوار و هولناک و خطیر و شگرف دام‌گها، که بر عهده‌ی من و توست که منبرنشین آن منبر و رداپوش آن ردا را بشناسیم و برگزینیم و به دام درنیفتیم. آنهم در مقام اکتشاف و گزینش. نه اختراع و آفرینش.

باری اگر زندیک و زندیق و گبر و دهری و ملحد و کافر هم باشد آن اهل فرهنگ و هنر، چاره‌ای ندارد از سیاست. چرا؟ چون اگر فرهنگ و هنر هم نخواهند کاری با سیاست داشته باشند، سیاست خیلی با ایشان کار دارد. فرهنگ و هنر هیچگاه نمی‌توانند در جزیره‌ای برای خود آزاد و رها باشند، مگر به خیال و توهم؛ چه اینکه سیاست همواره چتر خود را بر سر همه می‌گستراند.

پس:

بسم الله الرحمن الرحیم
اهالی فرهنگ و هنر و علوم و صنایع و فنون!
کتاب‌خوان‌ها! عینکی‌ها! موپریشان‌ها!
عارفان! عاشقان! زاهدان! درویشان!
همه‌ی آن‌هایی که سیاست را دوست ندارید و فکر می‌کنید کارهای مهمتری هم در این عالم هست!
این یک ماه را یاعلی بگویید و سیاسی شوید و سیاسی باشید.
نه با احساس، نه با توهم، نه با کین‌توزی یا منفعت‌طلبی شخصی و گروهی و خانوادگی و قومی و شهری و صنفی.
با عقل و به عدل و داد و تجربه و دانش و آگاهی.

امروز کلید عمارت امارت در دستان ماست. امروز امیریم، فردا باز دوباره مامور. اگر امروز معمار باشیم، فردا معمور هم خواهیم بود؛
هم ما، هم فرزندانمان، هم نسل و دودمانمان.
و در صورت غفلت و سستی، هم ما هم فرزندانمان هم نسل و دودمانمان،
همگی دود می‌شوند و دود!

یا رحمان و  یا ودود!

  • حسن صنوبری
۲۰
فروردين

« ...اینجانب روزهاى آخر عمر را مى‎‏گذرانم، و مع‎الأسف نتوانستم خدمتى به اسلام عزیز و مسلمین بنمایم؛ ملت‎هایى که با جمعیت بسیار انبوه و اراضى بسیار وسیع و ذخایر بسیار گران‎بها و سوابق بسیار درخشان و فرهنگ و قوانین آسمانى در تحت اسارت استعمار با گرسنگى و برهنگى و فقر و فلاکت و عقب‎ماندگى دست به گریبان و در انتظار مرگ نشسته‎اند، و دولت‎ها که به دست استعمار تشکیل مى‎شوند، جز در خدمت آن‎ها نمى‎‏توانند باشند. اختلافات موجوده در بین سران دوَل اسلامى- که میراث ملوک‎الطوایفى و عصر توحش است و با دست اجانب براى عقب نگاه‌داشتن ملت‎ها ایجاد شده است- مجال تفکر در مصالح را از آن‎ها سلب نموده است. روح یأس و ناامیدى که به دست استعمار در ملت‎ها حتى در رهبران اسلامى دمیده شده است آنها را از فکر در چاره‏‎جویى بازداشته است. امید است طبقه جوان که به سردی‎ها و سستی‎هاى ایام پیرى نرسیده‎‏اند با هر وسیله‌‏اى که بتوانند ملت‎ها را بیدار کنند؛ با شعر، نثر، خطابه، کتاب وآنچه موجب آگاهى جامعه است؛ حتى در اجتماعات خصوصى از این وظیفه غفلت نکنند، باشد که مردى یا مردانى بلند همت و غیرتمند پیدا شوند و به این اوضاع نکبت بار خاتمه دهند. باید جوان‎هاى تحصیل‎کرده از این هیاهوى اجانب خود را نبازند، و سرگرم بساط عیش و نوشى که به دستور استعمار براى آن‎ها و عقب نگه‎داشتن آن‎ها فراهم شده است نگردند. باید اشخاص بیدار، تولید مثل کنند و هر چه بیشتر هم‎فکر و هم‎قدم پیدا کنند و صفوف خود را فشرده کنند، و در ناملایماتْ پایدار و جدى و قوى‎الاراده باشند، و از تواصى به حق و تواصى به صبر، که دستورى است الهى، غفلت نکنند. از خداوند تعالى عظمت اسلام و مسلمین را خواهانم. سلام این جانب را به آقاى آزرم و هر کس که در فکر چاره است ابلاغ نمایید.»


بخشی از نامه امام خمینی در سال 1348 به محمدرضا حکیمی


امام خمینی و محمدرضا حکیمی

  • حسن صنوبری
۱۷
فروردين

این مطلب را در ایام حادثه پلاسکو در تهران نوشتم. بیش از دوماه پیش. بعد دیدم، در برابر حادثه‎ای که فعلا روی‎داده این حرف‎ها ارزش چندانی ندارد. شاید الآن که داریم به تنور سرد و بی‌بخار انتخابات نزدیک می‌شویم، زمانش فرارسیده. در چندروز اخیر اخبار زیادی هم درباره آمدن یا نیامدن شهردار تهران به میدان انتخابات منتشر شد. اینک آن یادداشت گردوغبارآلود:



http://bayanbox.ir/view/4576989938937758793/Ghalibaf.jpg

  • حسن صنوبری
۰۴
فروردين

http://bayanbox.ir/view/8079905996891722546/booshehr.jpg
«عمارت کازرونی در بوشهر»

اولین‌بارم بود که به بوشهر می‌رفتم. شهر بسیار دوست‎داشتنی‎ای بود و از ته دل مرا دوست‎دار و هوادار خود کرد. هوادار مردمش، خون‎گرمی و مهربانی بی‎مانند مردمش، دریایش، آرامش و بی‎کرانی شگفت دریایش، عمارت‎های تاریخی‎اش، موسیقی‎اش، نوحه‎خوانی‎اش و... به نظرم بوشهر برای زندگی شهر خیلی خوبی‎ست...

  • حسن صنوبری
۲۸
اسفند

https://aminus3.s3.amazonaws.com/image/g0022/u00021938/i02062707/94940aabb6e164a9f3c4833d2056c05f_large.jpg


از بعضی شنیده بودم و باز دوباره امروز شنیدم: برای سفر نوروزی، جنوب گزینه خوبی نیست.

متاسفانه موضوع گرد و غبار در جنوب کشور، به جز اثرات ناگوار  بسیارش بر زندگی مردم مظلوم آن دیار به ویژه مردم خوزستان؛ سایه‎ی خود را بر گردشگری و بازرگانی این مناطق هم انداخته است. من این سطرها را می‌نویسم که بگویم اتفاقا برای سفر نوروزی باید جنوب رفت. به دو دلیل...

  • حسن صنوبری
۱۹
اسفند
  • حسن صنوبری