در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ :
الْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ
أَلَا وَ إِنِّی مُعَسْکِرٌ فِی یَومِی هَذَا
فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَى اللَّهِ
فَلْیَخْرُجْ .

طبقه بندی موضوعی

مهدی سماواتی و آقای جاودان

یک

می‎دانیم که «مناجات‎خوانی» کار بسیار دشوار و مهمی است. هم یک آیین مذهبی و هم یک کار هنری.
این چیزی نیست که بشود با تقلید از آهنگ‎های خارجی و داخلی یک‎جوری سر همش آورد و پوسته‎اش را در ساده‎ترین صُوَر مدرن هم ادامه داد (مثل بلایی که بعضی مداحان و مرثیه‎خوانان، سر مداحی و مرثیه‎خوانی آوردند). از طرفی برخلاف مداحی و دیگر ساختارهای مشابه، کوچکترین تصنع، ریا و خودنمایی در این هنر خیلی سریع خودش را نشان می‎دهد و کار را خراب می‎کند. لذا مناجات‎خوانی از آن هنرهای اصیل و قدیمی است که فقط از عهدۀ آدم‎های اصیل و قدیمی بر می‎آید. آدم‎هایی که امروزه تعدادشان دارد به عدد غم‎انگیزِ «انگشتان دست و حتی کمتر» می‎رسد. (حداقل در این حوزه، حداقل در شهر ما).
بدبختانه امروز شاهدیم که چقدر دارد تعداد کسانی که در مناجات‎خوانی دارند تقلید عرب‎ها و موسیقی عربی را می‎کنند زیاد شده، بی اینکه خودشان عرب باشند (و نه حتی بوشهری و خوزستانی). این واقعاً ناراحت‎کننده و حتی گاه مسخره است. مناجات‎خوانی یک هنر موسیقایی اصیل ایرانی است. ولو ایرانی اسلامی، اما ایرانی هم هست. اگر کسی بخواهد مناجات عربی گوش بدهد هم عقل حکم می‎کند مناجات عرب‎ها را گوش بدهد نه مناجات کسانی که «عرب‎زده»اند و ادا در می‎آورند.
در کل الآن بیشتر کسانی که می‎شناسیم _و آواز و آوازۀ خوبی هم دارند_ در حوزۀ مناجات‎خوانی خیلی ضعیف‎اند و غیرقابل تحمل. قابل تحمل‎ترین‎هایشان آن‎هایی‎اند که از مناجات‎خوانان حرفه‎ای تقلید می‎کنند. بالاخره مناجات یک ترانه نیست که در پنج دقیقه بخوانی تمامش کنی، هم طولانی است هم اغلب به نثر است، اگر بخواهد به ملال کشیده نشود و مخاطب بیچاره هی تعداد صفحات باقی‎مانده تا آخر دعا را نشمرد، مناجات‎خوان باید هنرمند و این کاره باشد.

دو
باز بین «مناجات‎خوانی استودیویی» و «مناجات‎خوانی مجلسی» تفاوت از زمین تا آسمان است. هردو خوب‎اند، اما اولی نه به دشواری دومی است نه به اهمیتش. چون مناجات‎خواندن اصولاً امری جمعی و محفلی و بداهه است. لذا منظور بحث ما همین «مناجات‎خوانی مجلسی» است.  از مناجات‎خوانان استودیویی موفق می‎توان به آقایان «سید قاسم موسوی‎قهار»، «محسن فرهمند آزاد» و مرحوم «عباس صالحی» اشاره کرد (به دومی انتقاداتی دارم که انشاالله بعداً می‎نویسم).
در زمینه مناجات‎خوانی مجلسی بیشتر حرفه‎ای‎ها جزو نسل اول‎اند و متأسفانه پیرمرد. قطعاً اینجا اگر بخواهیم اسم یک نفر را ببریم، او «حاج منصور ارضی» است. یعنی کسی که سبک مختص به خودش را دارد و این سبک به جز تمایز، زیبایی و قدرت و هنرمندی زیادی هم دارد. مثلاً کمیل‎های ایشان، یا دعای مجیر یا عرفۀ ایشان همین الآن هم کاملاً مد نظر ارباب تحقیق است. اما جالب این است که با اینکه تخصص و تبحر و تمرکز حاج منصور بر اموری چون مناجات‎خوانی بود و مداحی ایشان (با همۀ قوت و قدرتش) فقط حاشیه‎ای بر روضه و مناجات ایشان بود، هنرمندی و تبحر شاگردانش بر مداحی متمرکز شد و مناجات برای ایشان حاشیه شد. اگر دقت کنید اکثر شاگردان حاج منصور یا اصلاً بلد نیستند مناجات بخوانند، یا اینکه کاملاً تقلید ایشان را می‎کنند که خیلی لطفی ندارد.
می‎ماند جناب «مهدی سماواتی» که از شاگردان حاج ماشالله است. اینکه نه اهل سیاسی‎بازی باشی، نه اهل مصاحبه و رسانه، نه اهل پریدن وسط همۀ میدان‎های اجتماعی و نه شاگرد حاج منصور و فقط و فقط به خاطر هنر خودت و صدایت فراگیر شوی، آن‎هم در امر خطیری چون مناجات (و نه ترانه و سرود)، یعنی واقعاً هنرمندی. «مناجات حضرت امیر در مسجد کوفه» با قرائت سماواتی، آنقدر زیبا بود و آنقدر خاص بود که نمی‎شد جلوی انتشارش را گرفت. و با همۀ زیبایی کاملاً متمایز و منحصر به فرد. نه تقلید حاج منصور، نه تقلید عرب‎ها، نه رفتن سراغ یک نوآوری که در شأن هنر مناجات‎خوانی و روح سنتی‎اش نباشد، بلکه با یک نوآوریِ کاملا زیبایی‎شناسانه و مؤدب در سبک و موسیقی. چنین بود که دیگر ما مردم عادی هم با «مولای یا مولای»های این مناجات آشنا شدیم.
خلاصه خدا سماواتی را از ماه رمضان‎های ما نگیرد.

مهدی سماواتی


سه
ساختار موسیقاییِ مناجات مهدی سماواتی مانند بیشتر دعاخوانی‎ها و موسیقی‎های عرفانی، رمزی و معنوی مشرق‎زمینی و باستانی با آرامش، ملایمت، خلسه، تمرکز ، توجه و جملات کوتاه آغاز می‎شود و آرام‎آرام بُعد عاطفی و گرمای لحن و اوج صدا و طولانی‎شدن جملات موسیقایی بیشتر می‎شود.
از موسیقی گذشته، سماواتی هم از کسانی است که در آغاز مناجات خود، دعاهای مخصوص به خود که حالت امضایی هنری دارند، دارد. نمی‎دانم چقدر به این چیزها توجه کرده‎اید، در علما هم این مسئله بسیار رایج ست. مثلاً آقای قرائتی همیشه سخنانش را با این دعا آغاز می‎کند: «الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی» که از دعای مکارم اخلاق امام سجاد است. سماواتی هم دو دعای کوتاه مخصوص به خود دارد که همیشه هم با یک لحن و آهنگ آرام می‎خواندشان و به همین خاطر بر شباهتش با «امضای هنری» تأکید کردم. این دو دعا تا حد زیادی به خاطر استفادۀ مکرر سماواتی مشهور و آشنای گوش مردم شده‎اند. یکی انتخابی از دعای ندبه است:

 

«وصل اللهم بیننا و بینه وصلة تؤدی الی مرافقة سلفه»

این را که مرتبط با امام زمان (عج) است عموماً پس از پایان دعای فرج ابتداییِ جلسه می‎خواند.
دیگری که شاید با نام سماواتی بیشتر عجین شده، از ادعیۀ خاص منتسب به حضرت حجت است:

 

«اللهم سرّحنی عن الهموم و الغموم، و وحشة الصدر ، و وسوسة الشیطان»

این هم مشخصاً برای ایجاد آمادگی درونی پیش از شروع مناجات است

چهار
از ویژگی‎های محتوایی سماواتی این است که برخلاف جو عمومی بیشتر از زیارات بر مناجات‎ها متمرکز شده و بیشتر از زیارات و مناجات‎هایی که معمول و معروف‎اند و خواندنشان بین عموم مردم متداول است (عاشورا، جامعه، جوشن، توسل، ندبه و...) بر آندسته از مناجات‎های زیبا و ارزشمندی تمرکز کرده و سعی کرده از غربت درشان بیاورد که کمتر مورد توجه عموم مردم بودند و داشتند فقط به خواص اهل مناجات محدود می‎شدند. مثل «مناجات امیرالمومنین در مسجد کوفه» یا «مناجات منظوم امیرالمومنین» که هر دو برای امام علی (علیه السلام) هستند و حالشان حال شب و سکوت است.

«مناجات امیرالمومنین در مسجد کوفه»

اللهم انی اسئلک الامان. یوم لا ینفع مالٌ و لا بنون، الا من اتی الله بقلب سلیم .
و اسئلک الامان یوم یعض الظالم علی یدیه، یقول یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا...


«مناجات منظوم امیرالمومنین»

لک الحمد یا ذالجود و المجد و العلی
تبارکت تعطی من تشاء و تمنع
الهی و خلاقی و حرزی و موئلی
الیک لدی الاعسار و الیسر افزع


البته به این مناجات‎ها مناجات‎های دیگری مثل مناجات التائبین و مناجات شعبانیه (در همین ماه رمضان امسال) را هم باید اضافه کرد.

پنج
داشتم فکر می‎کردم خدا آخوندهای پیرمرد و اهل نفس و اهل باطن _برای ماه رمضان_ را هیچ‎وقت تمام نمی‎کند. همیشه _حداقل_ یکی هست. مخصوصاً در عصر غیبت. چون خدا وسائل هدایت بندگانش را تضمین کرده. اگر نباشد کلاً وجود خدا می‎رود زیر سؤال. لذا همیشه هستند، ولو اندک، ولو دیریاب. یعنی _ تو گویی_ خدا قولش را داده. اما خدا در زمینۀ مسائل زیبایی‎شناسانه چنین قولی نداده. این دیگر به همت خود اهل زمین برمی‎گردد. زین‎رو من آرزو می‎کنم در زمانی زندگی کنم که دست کم یک مناجات‎خوان خوب و حرفه‎ای در جهان وجود داشته باشد. یعنی نه‎تنها اشتباه نخواند، نه‎تنها با توجه به معنای عبارات بخواند، نه‎تنها یکنواخت نخواند، نه‎تنها زیبا بخواند، نه‎تنها بی حاشیه و شاخه‎شاخه شدن و هی حرف زدن وسط دعا بخواند، نه‎تنها با ادب بخواند (و از به‎زور و با دادوبیداد فریاد گرفتن از مردم اجتناب کند!) بلکه با چشمان بسته بخواند. بله، با چشمان بسته. اینجا «با چشمان بسته خواندن» یک استعاره است. یعنی اولاً انس زیاد با متنِ مناجات (و ترجیحاً حفظ و دانستن معنایش) ثانیاً برای دل خود خواندن. این هم از تمایزات و دشواری‎های مناجات‎خوانی است. اگر بخواهی فقط یک شومن برای مخاطبانت باشی خیلی جاها جواب می‎دهد، اما اینجا نه. اینجا تا سعی بر ارتباط خالصانه و عاشقانه با مضمون مناجات و خدای مناجات نداشته باشی، مخاطب (مستمع) هم نمی‎تواند با مناجات ارتباط برقرار کند. تفصیلش بماند.
{یک نکتۀ دیگر هم برای پند و اندرز اضافه کنم: ما باید خیلی خوشحال باشیم که در مقطعی زندگی می‎کنیم که خیلی از مناجات‎خوان‎ها و روضه‎خوان‎هایمان جنگ رفته‎اند. این مسئله خیلی مهم و مغفول است. بیچاره نسل‎های بعد. عاشورا خواندن کسی که تجربۀ زیستی‎اش تا حد چنان جنگی است و گنجینۀ رنج‎هایش پر است از کشته‎شدن برادران و دوستانش در آغوشش و مقابل دیدگانش، فرق دارد با عاشورا خواندن مداح جوانی که دشوارترین نگرانیش قبول نشدن در کنکور و بیشترین اندوهش به اندازۀ کافی دیده‎نشدن است.
به قول شاعر:

ما کربلا شنیدیم ما کربلا ندیدیم
سرهای بی‎بدن را بر نیزه ها ندیدیم
وامانده خسته درگیر، سینه زدیم و زنجیر
زنجیرهای خون را بر دست و پا ندیدیم  ... (امیری‎اسفندقه، مرتضی)
   

     }

شش
البته که خودتان بهتر می‎توانید مناجات‎های سماواتی را پیدا کنید. من اینجا چندتا برای نمونه می‎گذارم. دوتایش برای رمضان امسال است و سه تا برای رمضان سال‎های خیلی قبل. شاید هفت هشت سال پیش.

  1. مناجات حضرت امیر در مسجد کوفه _ شب 18 رمضان _ 94
  2. مناجات حضرت امیر در مسجد کوفه _ شب 26 رمضان
  3. مناجات منظوم حضرت امیر _ شب شب 27 رمضان
  4. زیارت امین الله _ شب 21 رمضان
  5. مناجات شعبانیه _ شب 6رمضان _ 94

نظرات  (۱۲)

شاید باورتان نشود اما قصد داشتم بیایم بگویم، اگر بشود در باب مناجات خوانی چیز بنویسید لطفاً! گل روی ماه مبارک...
این مناجات خوانی های سحرگاهی شبکه ی یک هم خوب چیزی ست...در آرشیوتان از این نغمه ها پیدا می شود؟
پاسخ:
باورم می‎شود.
این مطلب را برای روشن نگاه داشتن چراغ رمضان نوشتم. چون همیشه بعد از پایان شب‎های قدر یکهو همه افسرده می‎شویم و سفره را جمع‎شده می‎پنداریم.
قبلا درموردش نوشته‎ام: کریمخانی
قدیمی‎ترین مطلبم لینک دانلود هم دارد، ولی بعید است از برنامه‎های سحر.

پ ن: ببخشیدا. والا هرچه می‎گذرد، آقای سلطانی در شبکۀ یک وقت بیشتری را به اجرای خودش و مواعظ خودش اختصاص می‎دهد و تعداد مهمان‎ها را هم بیشتر می‎کند. نتیجه چه می‎شود؟ هر مهمان کثری از ثانیه وقت دارد صحبت کند و بخواند! قدیم‎ها هرشب کریم‎خانی می‎آمد و یک دل سیر می‎خواند. حالا همه فقط فرصت سلام کردن دارند. لذا امسال از همان اوائل ماه رمضان دیگر قید شبکه یک را زدم. اولش داشتم دل می‎بستم به شبکه قرآن، چون همین روش شبکه یک را تازه شروع کرده و عیب‎های اخیرشان را هنوز ندارد. لکن دیدم همه‎شان یکجور مشکل دارند. البته در هر دو شبکه مداحان و مناجات‎های خوبی دیدم. مثلاً از جمله شب‎هایی که آقای منتظر (که اولین بار اینجا باهاش آشنا شدم) آمد هم شعر مناجات و هم برای حضرت علی خواند که خیلی خیلی خوب و خاص بود. شعرهایش هم خیلی خوب بود و متأسفانه نمی‎شناختمشان. از جمله شعرهای آن شب: «دل چون شکست خلوت انس خدا شود»

ای داد؛ با این توضیحاتِ شما و این همه تعریف‌تان از جنابِ «سماواتی» پس به گمانم من مصداقِ کج‌طبع جانور  باشم! چرا من اصلاً از صدای این بندۀ خدا و آهنگِ  خوانشش خوشم نمی‌آید، از مدّاحی‌اش هم ایضاً؟!

یادم هست وقتِ تشرّف به خانۀ خدا، وقتی در پیِ نسخه‌های صوتیِ ادعیه و زیارات بودم، هی اینترنت صدای ایشان را در این سایت و در آن سایت تعارف می‌کرد و من هی مقاومت می‌کردم. 

چقدر با نقدتان از شبکۀ اوّل و مجری‌اش موافقم. من هم اصلاً دیگر نگاه نمی‌کنم، خیلی اعصاب‌خردکن شده بود.

پاسخ:
اختیار دارید! بالاخره هرکسی حق دارد یک اشتباه بکند :) . نگاه کنید یان تیرسن هم نیست موسیقی هم نیست، ولی شما باز بهانه آوردید!

اما اگر جدی‎تر بخواهیم بحث کنیم، قطعاً پسند عوامل گوناگونی دارد و هرگز اشتراک همیشگی وجود ندارد، اما بعضی عوامل ارزش‎ساز را می‎توان ورای پسند تعیین کرد. مثلاً حتی شما هم که سبک آقای سماواتی را نمی‎پسندید، نمی‎توانید انکار کنید کار او تقلیدی نیست و سبکی تازه و مختص خود اوست. همین برای من کافیست.
  • احمدرضارضایی
  • و اضافه کن آوازخوانی‌های دلچسب مناجات‌گونه علیرضا افتخاری: عزیزم کاسه چشمُم سرایه. محمد معتمدی و حسام الدین سراج. به نظرم اینجا میدان صدای صرفه و ساز از رقتش میکاهه.
    پاسخ:
    آن آوازهای افتخاری برای آلبوم «صدایم کن» است. چندتا آواز بی ساز دیگر هم دارد. یکیش را برای تلویزیون خوانده بود و یادم است در همان گوشۀ روح الارواح.
    آواز بی ساز برای خودش هنری است که اهل موسیقی ازش غافل‎اند. می‎ترسند نکند کارشان شبیه کار هیئتی‎ها شود! حال آنکه وقتی به ساز بی آواز بها بدهی و بالعکسش نه، یعنی آواز انسان را حتی در حد یک ساز هم نمی‎دانی که حالا در یک قطعه برای خودش تک‎نوازی کند و نشان بدهد تنهایی هم می‎تواند (ولو با زحمت بیشتری) زیبا باشد. البته تجربه‎های محدودی اتفاق افتاده به جز فضای مذهبی. مثل آواز مشترک همایون شجریان و محمد معتمدی در اپرای مولوی که شاهکاری شده برای خودش و از همۀ قطعات آلبوم هم بهتر شده.
    *
    پ ن: الان یک انحرافی در بحث پیش آمد! بیشتر هم تقصیر اولین پاسخ کامنت خودم است. اینها «شعرِ مناجات‎خوانی» است! بحث اصلی ما خودِ «مناجات‎خوانی» است که از عهدۀ افتخاری و معتمدی برنمی‎آید!
  • امیر سلیمانی
  • سلام حاجسن بی معرفت.بلاگفا که به فنا رفت شما هم رفتی بی خیال ما شدی.با زور پیدا کردم.دلم برات یه ذره شده بود.گفتم نمایشگاه کتاب می بینمتون که کامنت هم گذاشتم اونجور شد.مرگ بر بلاگفا.بازم میام.
    پاسخ:
    سلام امیرجان. (حتی دل سنگ من هم برایت تنگ شده! انصافاً چندروز پیش به یادت بودم. بازم بیا)

    :)

    جملۀ ابتدایی غلط ِ تایپی دارد و یا من متوجّهِ منظورِ شما نمی‌شوم؟

    «یان تیرسن» که آهنگ‌ساز است و  برخی آهنگ‌هایش هم محبوبِ من.

    بهانه نبود، فقط تلاش می‌کنم که ماهِ مبارک، موسیقی گوش نکنم. حتماً انخاب‌هایتان را می‌شنوم و تشکّر هم کردم بابتِ آن یادداشت.

    پاسخ:
    غلط تایپی داشت!
    راستش مدت هاست که وقتی نمی توانم چیزی را تغییردهم سعی می کنم نسبت به آن سِر بشوم و استفاده ی خودم را ببرم، مجریان تلویزیونی یکی از این موارد است، زیاد حرف زدن و منبر رفتن مجریان مدت هاست که دیگر از دایره ی انتقاداتم از تلویزیون کنار رفته، بس که اصلاح نشدنی به نظرم میرسد.
    همان اول ماه مبارک بود که زمان تقریبی مناجات خوانی را پیدا کردم و طرف های همان زمان می زنم شبکه ی یک و بدون گوش دادن به مواعظ مکش مرگمای ایشان مناجات خوانی را گوش می کنم و بعدش هم که دعای سحر است...
    منظور من هم نه کل برنامه ی ماه خدا (حتی از اسمش مطمئن نیستم) که فقط همان شش، هفت دقیقه ی مناجات خوانی بود...!
    پاسخ:
    خوب می‎کنید. راه درست هم همین است. تلویزیون در سال‎های اخیر دوتا اشکال جدی دارد. یکیش مجری‎هاست یکی افزایش عجیب تبلیغات.
    به خاطر لینک ها هم ممنونم.
    پاسخ:
    خواهش می‎کنم
    من ممنونم که وقت گذاشتید و دیدید
    همه پست رو خوندم اما اونقد خسته ام که تمرکز نوشتن تک تک ندارم.
    در تفاوت خواندن آنقدر مثال داریم که زبان از بیانش قاصر.یکی زیارت عاشورا خوند و قرائت محمد اللیثی رو موندگار کرد.
    یکی مناجات میخوند و عمه زاده تقریبا حافظ بنده بعد از مراسم می پرسه : چرا این آقاهه انقد میگفت خاتم بلندیا؟! (منظور همون خاتم الانبیا است که به لطف مداح محترم حتی تاثیر لفظیشو از دست داده بود)
    پاسخ:
    خسته نباشید
    «یکی زیارت عاشورا خوند و قرائت محمد اللیثی رو موندگار کرد» الآن اینجا هم مفهوم را خلاصه کرده‎اید؟ یک کم مبهم است. البته من لیثی را دوست دارم، مخصوصاً آن قرائت معروفش در ایران.
    یکی از مشکلات ما در امور مذهبی، داشتن اعتماد به نفسِ زیاد است. اول ماه رمضان دیدم در نمازخانۀ دانشگاهمان مجلس قرآنی تشکیل شده. من هم رفتم نشستم. باورم نمی‎شد دارم چه می‎شنوم. بعضی‎ها انگار اولین‎بارشان بود با این کتاب آشنا شده بودند، اما اصرار داشتند پشت میکروفون بخوانند و طولانی هم بخوانند و صدای ملکوتی‎شان در کل دانشگاه پخش شود و حتماً سی چهل نفر از دین زده شوند. اعتماد به نفس خیلی بد است.
  • کوثر متقی
  • بحث جالبی بود
    ممنون
    من مناجات حضرت علی را شنیده بودم از تی وی خیلی هم دوست میداشتم اما نمیدونستم برای ایشون!!
    منتظر نقدتون به فرهمند می مونم مخصوصا که امسال با شنیدن دعای عهد ش در صحن های حرم امام رضا بیشتر مشروعیت واسم پیدا کرد ...
    پاسخ:
    تی وی؟! :-)
    لطف دارید. خیلی ممنونم که مطالعه کردید.
    هنرمندهای واقعی هنرشان از اسمشان معروف‎تر است!
    چشم. اتفاقاً به همین دعای عهدشان هم بیشتر نقد دارم. در عین اینکه قبول دارم بسیار زیباست.

     بله باید امثال ایشان باشند تا روشنفکرها و روشنفکرمذهبی‌های مدام منتقد مداحی و اینها بالاخره سپر بیندازند. نکته آخر پند و اندرزی هم بسیار طلایی بود. 

    *

     « و مخاطب بیچاره هی تعداد صفحات باقیمانده تا آخر دعا را نشمرد» من همیشه فکر می‌کردم فقط من اینطوری هستم. چقدر این جمله به من اعتماد به نفس داد :)

    *

    وقتی می‌رفتیم مسجد کوفه، چون گفته بودند وقت برای اعمال کم می‌آید، من در همان صف گشت که خیلی هم طولانی بود، مناجات حضرت امیر را خواندم. و البته که آاگر مناجات آقای سماواتی نبود ما اصلا نمی‌شناختیمش. و با همان لحن می‌خواندم. البته ارام برای خودم و به تصور خودم در دلم و فکر می کردم کسی نمی‌شنود. که خانم عربی که کنارم بود با یک حالت مهربانی  (که هیچ از آنها ندیده بودم! بهم گفت اولین باره آمدی؟


    پاسخ:
    البته الآن که عقلشان نمی‎رسد! بعد از مرگش سپر را می‎اندازند و شاید حتی آنقدر برایش سوگواری کنند تا طرف را مصادره کنند و مقابل حزب‎اللهی‎ها قرارش بدهند. مثل سوگواری‎شان در مرگ آقایان عسگر اولادی و مهدوی‎کنی و خیلی مذهبی‎های دیگر که تا زنده بودند محل اعتنایشان نبودند.

    *
    خانم محترم! من خودم مناجات‎بازم. عاشق اینجور چیزهام. جامعه کبیره را از بچگی حفظم بس که دوستش دارم. اما همین جامعه کبیره را در بعضی مجالس که شرکت می‎کنم هی صفحه می‎زنم ببینم کی تمام می‎شود! حال آنکه شاید اگر خودم تنهایی بخوانمش عمراً چنین کنم! بله! بعضی‎ها چنین استعدادها و ظرفیت‎هایی در ایجاد کسل‎کنندگی و ملال دارند!

    *
    چه خاطرۀ خوبی :)
    من خیلی سنم کم بود رفتم مسجد کوفه. و تا آنجا که یادم می‎آید در گوشی (یا MP3) این مناجات سماواتی را داشتم وگوش کردم. شاید هم دارم با خاطرۀ یک سفر زیارتی دیگر قاطی می‎کنم، ولی آنجا خیلی جواب می‎دهد و ارزش کار این مرد معلوم می‎شود.
    عاقبت به خیر باشید.
    آن قرائت معروف لیثی در ایران ماجرا دارد.ایشان بعد از روضه امام حسین و خواندن زیارت عاشورا دگرگون شده و اشک می ریزد بعد نوبت قرائت ایشان میشود که بعدها این قرائت به یکی از بهترین و ماندگارترین قرائت ها تبدیل میشود و خودشان بعد از خدا این قرائت را نتیجه دگرگونی حالشان در آن روز میدانند.به همین خاطر گفتم زیارت عاشورا قرائت ایشان را ماندگار کرد
    پاسخ:
    عجب عجب. نمی‎دانستم. حالا منظورتان را متوجه شدم. خیلی جالب شد. من همیشه تعجب می‎کردم آخه چرا باید بهترین قرائت این قاری مصری در ایران باشد. و البته بسیاری از قرائت‎های خوب قاریان مصری یا در سفر به اماکن متبرکۀ شیعه (مثل کاظمین) بوده یا مساجدی که به نام اهل بیت در خود مصر بوده است (مثل مسجد حضرت زینب و مسجد امام حسین). چه جالب که این اتفاق هم در ایران و پس از زیارت عاشورا بوده. به این می‎گویند گفتگوی فرهنگی فزاینده. چیزی که الآن نیست.
    خدا رحمتش کند. خیلی آن قرائت خاص بود.
    بنده هم که نگفتم شما اینجوری هستید. گفتم «چقدر این جمله به من اعتماد به نفس داد» آن دیگران، آن مخاطبان بیچاره که شما درکشان کرده بودید و من نیافته بودمشان به من اعتماد به نفس دادند. خودم خیلی خوب متن را فهمیده بودم. هرچقدر ما متنهای شما را با دقت می خوانیم،‌ شما کامنتهای ما را عجله‌ای و تقابلی می‌خوانید :)
    پاسخ:
    من عجله‎ای و تقابلی می‎خوانم؟!

    اتفاقاً شایان ذکر است، بنده هم نگفتم شما گفتید که من اینجوری هستم!
    عرض بنده این بود که اعتماد به نفس شما را بیش از پیش تقویت کنم و بگویم «حتی» من که خیلی آدم مهم و مناجات دوستی هستم :) نیز صفحه می‎زنم، با این اوضاع مناجات‎خوانی دوستان!

    حالا کی عجله‎ای و تقابلی می‎خواند؟!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">