در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ :
الْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ
أَلَا وَ إِنِّی مُعَسْکِرٌ فِی یَومِی هَذَا
فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَى اللَّهِ
فَلْیَخْرُجْ .

طبقه بندی موضوعی

پیشخوان: تماشای فیلمی که اکنون معرفی می‌کنم برای هر مشرق‌زمینی و مسلمانی لذت‌بخش است.



اصل مطلب: فیلم‌های هویتی و تمدنی، فیلم‌هایی هستند که به ما می‌گویند «ما چگونه ما شدیم». هر ملتی برای اینکه «ملت» باشد و بماند باید به هویت و تاریخ خودش اشراف داشته باشد. مردم بی‌تاریخ مردم نیستند. چنانچه آدم بی‌حافظه هم نمی‌توان رشد انسانی داشته باشد و همین است اهمیت هر هنر تمدنی و هویتی، اعم از سینما، شعر، تئاتر، رمان و...


در سینمای ما این موضوع بسیار کمرنگ است. تنها امیدم به امثال «داود میرباقری» است. با اینکه سرزمین و آیینی هستیم با قرن‌ها تمدن و هویت. با تمدنی قدیمی و هویتی غنی. بسیاری از سرزمین‌ها و اندیشه‌ها که یک صدم این تمدن، هویت، فرهنگ و تاریخ ما را ندارند به ساخت چنین آثاری با هزینه‌های بالا روی آوردند تا برای خودشات هویت بتراشند، هرچند تمام روایت و متن داستانشان مبتنی بر دروغ و تخیل باشد.

جالب است که در کشور ما یا چنین آثاری ساخته نمی‌شود، یا بسیار سخیف و ضعیف ساخته می‌شود، یا اگر متوسطی از استانداردهای سینمایی را داشته باشد از سوی منتقدان و رسانه‌ها با نهایت آرمان‌گرایی تحقیر و تضعیف می‌شود و از صحنه خارج.

«ریدلی اسکات» کارگردان شهیر انگلیسی که او را در شمار «قدرتمندترین مردان جهان» و «بزرگ‌ترین کارگردانان تاریخ سینما» می‌شناسند کسی است که از بهترین‌های سینمای حماسی تاریخی است. فیلم مشهور او «گلادیاتور» (2000) را کمتر کسی است که ندیده باشد یا دوست نداشته باشد، کمتر کشوری است که اکران نکرده باشد و کمتر جایزه‌ای است که به او تعلق نگرفته باشد. فیلم حماسی دیگری که او پنج سال بعد می‌سازد «قلمروی بهشت» (2005) نام دارد که با همه زیبایی‌اش جزو بایکوت‌شده‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما در غرب است. فکر می‌کنید چرا؟

«قلمروی بهشت» سراغ یکی از حساس‌ترین جغرافیاها یعنی «اورشلیم» (فلسطین) و یکی از حساس‌ترین زمان‌ها یعنی دوران «جنگ‌های صلیبی» رفته است. این فیلم جزو معدود فیلم‌هایی است که سعی کرده به جای روایت رسانه‌های انگلیسی و صهیونیستی، سراغ حقیقتِ داستان جنگ‌های صلیبی برود و تا حد زیادی به روایتی منصفانه از آن دوران بپردازد. علت بایکوتِ چنین فیلم حماسی و زیبایی، فقط همین انصاف است.

چنانچه می‌دانید و گفته‌اند «جنگ‌های صلیبی به سلسله‌ای از جنگ‌های مذهبی گفته می‌شود که به دعوت پاپ توسط شاهان و نجبای اروپایی داوطلب برای تصرف سرزمین‌های مقدس که در اختیار مسلمانان بود، برافروخته شد». البته این مشهورترین قرائت است و در حقیقت مسیحیان جنگ‌های صلیبی به نبرد با مسلمانان بسنده نکرده‌اند و با کافران، یهودیان و همه کسانی که به نظرشان «مسیحیان منحرف» بودند جنگیدند. از نه جنگ صلیبی مهم که بین مسیحیان و مسلمانان روی داد و در همه آن‌ها مسیحیان مهاجم بودند؛ مسلمانان فقط در جنگ نخست شکست خوردند و مسیحیان بازنده‌ی هشت جنگ بعدی بودند! «تخمین‌ها حاکی از آن است که یک تا سه میلیون نفر در جنگ‌های صلیبی کشته شده‌اند».  «در سال ۱۰۹۹ میلادی، طی وقوع اولین جنگ صلیبی، پس از محاصره‌ی اورشلیم، مسیحیان با وحشی‌گری تمام، به خیابان‌های شهر هجوم برده و تمامی مردان، زنان و کودکان مسلمان و یهودی را به قتل رساندند». همچنین «در سال ۱۱۹۱ میلادی، طی سومین جنگ صلیبی و بعد از سقوط شهر عکا، ریچاردِ شیردل دستور به قتل‌عام ۳۰۰۰ زندانی، از جمله زنان و کودکان داد.» و این‌ها فقط گوشه‌ای از جنایاتِ بی‌شمار غربی‌هایی است که در طی زمان به این نتیجه رسیدند که بهتر است به جای نبردهای پرهزینه و آبروبر، کاری کنند تا گروهی با لباس و پرچم اسلام خون مسلمانان را بریزند.

جالب اینجاست که مسلمانان در همین جنگ‌ها با اینکه اکثرا پیروز بودند ولی با جوانمردی و اخلاق با شکست‌خوردگان رفتار می‌کردند و این حسن خلق و رأفت اسلامی تا به حدی بوده است که طرف مقابل بارها و بارها به آن اقرار کرده است. «صلاح الدین ایوبی» پادشاه مسلمانِ کردنژاد هنوز هم نزد فرهیختگان و عاقلانِ غرب چهره قابل احترامی است. فیلم قلمروی بهشت، علی‌رغم بعضی تفاسیر نادرست از اسلام (مثل آنجا که معشوقه‌ی داستان در دیالوگ با عاشق می‌گوید«محمد می‌گوید تسلیم شو ولی مسیح می‌گوید تصمیم بگیر»! و واقعیت را خیلی طنزآمیز برعکس می‌کند و فحش نیچه به مسیحیت و ستایشش از اسلام را معکوس می‌کند!) در مجموع با ادای دین به صلاح الدین و حقیقت همراه است و آنقدر منصفانه روایت شده است که خشم محافل فاشیستی و فراماسونری مسیحی و یهودی را درآورد و هر مسلمانی از دیدن آن تا حد زیادی لذت ببرد.

خیلی تلاش کرده‌اند تا این فیلم به دست مخاطبانش نرسد و من و شما آن را نبینیم؛ به احترام انصاف و تلاش هنری والای ریدلی اسکات حتما این فیلم را ببینید. مخصوصا که چنین فیلم‌هایی را خودمان برای خودمان نساخته‌ایم.

البته که مخاطب هوشمند، تاثیراتی که «مختارنامه» میرباقری از این فیلم گرفته است را در چند سکانس متوجه خواهد شد. باری، اگر میرباقری در پردازش بعضی صحنه‌ها تحت تاثیر ریدلی اسکات است در شخصیت‌پردازی و دیالوگ‌نویسی به مراتب هنرمندتر از اسکات و اکثر کارگردان‌هایی است که می‌شناسیم. همین نکات است که امید ما را به میرباقری زیاد می‌کند و باعث می‌شود از شنیدن خبر پیش تولید سریال «سلمان فارسی» هیجان‌زده شویم.


***
پ ن: البته که به این نکته واقفم که صلاح‎الدین ایوبی در سیاست داخلی چهره درخشانی ندارد و درگیر تعصبات مذهبی بوده، از آن جمله است کشتار و تعذیب و تعقیب شیعیان و یا قتل شیخ شهاب الدین سهروردی در دوران حکومت وی. ولی دستکم در سیاست خارجی او را محاسن بسیار است: اولا متحد کردن صفوف مسلمین، ثانیا مقاومت در برابر دست‌اندازی‌ها و تعرضات صلیبیون مهاجم و بیرون‌راندن ایشان از ممالک اسلامی و ثالثا حسن خلق و مدارا و رأفت اسلامی به نحوی که چهره اسلام به نیکی بدرخشد.

نظرات  (۳)

سلام علیکم
ممنون از معرفی
وقتی یادم میاد چطور رابین هود رو کردن قهرمان کودکیمون ...
ان شاالله پروژه جدید جناب میرباقری هم مثل مختار نامه عالی باشه
پاسخ:
سلام بر شما
ممنون که وقت گذاشتید
رابین هودی که داستان مسابقه تیراندازی‌اش برگرفته داستان مسابقه تیراندازی امام باقر است
انشاالله
انصاف اقتضای قضاوت غیر مغرضانه داره استاد صنوبر
این درست
ولی مطالب انتهایی رو با اعتقاد نوشتید واقعا؟
رافت اسلامی؟
تو سرش بخوره...
کافرا بهتر از شیعه ها-که ممدوح خدا و انبیا و اولیا بودن- هستن که با اونا به رافت برخورد می کرد ولی هزاران هزار شیعه رو کشت، از سوریه و عراق تا جبل عامل و شمال آفریقا؟ آواره کردن کرور کرور مردم... و دودمان هایی که بر باد داد و خون دلی که شیعه های ناتوان از فرار دچارش شدن و خیانت به تمدن اسلامی از چندجهت.... وای وای وای... مثنوی هفتاد من کاغذ شود... از فساد و ظلم بی پایان او
صلاح! الدین
وای اگر از پس امروز بود فردایی...
و الله حاسبک و هو بالمرصاد
پاسخ:
منظورم رافت اسلامی در جنگ‌های خارجی بود
خیلی آسان نیست قضاوت درباره شرایط حکومت او. اینکه او در داخل چقدر حضور داشته و چقدر ازا مور با عنایت شخص او بودند
البته که خون‌ریزی و جنایت و نابودی بی‌گناهان را نمی‌توان هرگز بخشید
ولی وقتی مجبوریم انتخاب کنیم فرق می‌کند

نادرشاه خون‌ریز و مستبد و بی‌رحم بوده است. ولی نادرشاه را باید ستود وقتی با رضاخانی مقایسه می‌شود که جز خون‌ریزی و استبداد و تحوش؛ نوکر بیگانه است و تمامیت ارزی سرزمین خود را به راحتی از دست می‌دهد. وقتی صلاح‌الدین ایوبی را با حکام امروز جهان اسلام مقایسه می‌کنیم، که جد ااز شیعه‌کشی و بی‌گناه‌کشی؛ دربرابر بیگانگان ذلیل‌اند و چهره‌ی کثیفی از اسلام را معرفی می‌کنند باید صلاح‌الدین را بستاییم.
البته شما اهل فن هستید استاد و ما شاگردتان
اما به همان مناط و معیاری که نادر و صلاح ستودنی شدند رضاخان هم ستودنی است.
ولی من از منظر عدل علوی که می نگرم، فارغ از رنگ مذهبی، هر سه تیره سیرت هستند و مذموم
و معلوم نیست طبق تحلیل دنیوی هم وضع صلاح به از رضا و نادر باشد.
قضیه اخروی که بحث دیگر است و اگر نادر شیعه باشد و رضا هم شیعه مرده باشد وضع اخروی شان از صلاح سنی خیلی بهتر است.
در هر حال لعنت ابدی بر صلاح و رضاخان.
پاسخ:
شما آقایید، شکسته‌نفسی می‌فرمایید
البته درمورد رضاخان هم شوخی می‌فرمایید. یعنی باورم نمی‌شود شما که اهل مطالعه و تاریخ هستید چرندیات ربع پهلوی را باور کرده باشید. نادرشاه و صلاح الدین خون‌ریز و مستبد هم بوده باشند و مستقل بودند و تمامیت ارضی و اقتدار شخصی‌شان را حفظ می‌کردند. می‌دانید در زمان رضاخان به دستور انگلیس چقدر از خاک ایران به همسایگان عزیز ترکیه و عراق و افغانستان رسید؟! کتاب «تمامیت ارضی ایران در دوران پهلوی» را حتما نگاهی بیاندازید.

و باز صلاح الدین از نادر بهتر است. که نادر کشورگشا و متجاوز بود و صلاح الدین مدافع و محافظ سرزمین‌های اسلامی
البته فقط با بررسی این موضوع و دیگر رفتارها و کردارهای حضرات را باید جداگانه بررسی کردند

درمورد آخر: لا ینال عهدی الظالمین. ظالم شیعه و سنی ندارد. ظالم است و دشمن خداست

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">