در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ :
الْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ
أَلَا وَ إِنِّی مُعَسْکِرٌ فِی یَومِی هَذَا
فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَى اللَّهِ
فَلْیَخْرُجْ .

طبقه بندی موضوعی

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «غزل» ثبت شده است

۱۲
تیر

این زخم است، شوخی نیست. این حق است، بلوا نیست

یک ایران در رنج است، خوزستان تنها نیست


خرمشهر بعد از جنگ خرم‌شهر آیا شد؟

خرمشهر تا امروز، خونین‌شهر آیا نیست؟


مسئولان از صبر و آرامش می‌گویند

ویلای مسئولان در اهواز اما نیست!


در چشم مسئولان یک ذره گردی...؟ نه!

یک لحظه دردی در بی‌دردان، دردا نیست


این زخم است، این حق است، این داد است، فریاد است

شایانِ این فریاد، انکار و حاشا نیست


معلوم است پنهانی دشمن هم می‌آید

از بس گرد و خاک است، که چیزی پیدا نیست


این مردم یک عمر است سرشار از اندوهند

شادی تنها سهمِ اقشارِ دارا نیست


چل سال است می‌جنگند با دشمن، با قحطی

این قحطی اما حیف چون دشمن میرا نیست


چل سال است که هستند بر عهدی که بستند

مانند این مردم در کل دنیا نیست


دردا گر در ذهن یک کودک، آینده...

دردا گر در خواب یک کودک، رویا نیست


دردا گر یک کودک وقتی که می‌گرید

همراهش در خانه، مادر نیست، بابا نیست


ایرانم! ایرانم! فرزندت را دریاب

تو هستی، تا هستی خوزستان تنها نیست


  • حسن صنوبری
۰۱
دی

برای آیتِ حق و حقیقت، شیخ شریعت و طریقت

حضرت «محی‌الدین حائری شیرازی»

که فقدانش را جبرانی نیست




ای ستون دین محکم از تو و نماز تو

رفتی و به خود لرزید خاک -جانماز تو-


چشمۀ قنوتِ تو، هست با سحر هم‌راه

در سکوتِ شب جاری‌ست راز تو، نیاز تو


بود بس تماشایی، جمع این دو زیبایی:

روی دل‌پذیر تو، صوتِ دل‌نواز تو


نکته بودی آنک نغز، مغز بودی، آری مغز

در میان هم‌قشران، «عقل» امتیاز تو


شیخ و عالِم و عامی، جمله مستِ خودکامی

کی کنم قیاسی با جانِ پاک‌باز تو


کی تو را کشید به بند، فتنۀ زن و فرزند؟

زان‌طرف خدایت چون، می‎کشیده ناز تو


فهمِ آسمان‌جانی، نیست حدّ حیوانی

خوب شد زمانه نبرد پی به رمز و راز تو


نیست جانِ مهرآیین، نذر خاک، محی‌الدین!

رو، اگرچه سوخت مرا، هجرِ جان‌گداز تو


ای وداعِ ناباور، کاش این دم آخر

می‌شدی که بفرستم جان به پیشواز تو


بی‌نصیبم از فردا، من در این شبِ یلدا

میهمانِ خورشید است چشم‌های باز تو


آیتِ سرافرازی، حائریِ شیرازی

سرنگون نشد در خاک، روحِ سرفراز تو



30آذر 1396 - حسن صنوبری

  • حسن صنوبری
۱۲
بهمن


http://bayanbox.ir/view/3327075246710644930/0369df7d-aff2-45b8-a490-6703343511e2.jpg

سال‌ها عمرم تلف شد در خیالی کودکانه:
ماهی تُنگی که مانده محوِ عکسِ رودخانه

خواستم آزاد باشم، شاد باشم، شاد باشم
از سیاهی‌ها گریزان رو به آبی‌ها روانه

رفته تا اعماق دریا، خفته در آغوش رؤیا
غرق در امواجِ لطفِ آب‌های بی‌کرانه

خواستم با اجتماع ماهیان مأنوس باشم
اهل اقیانوس باشم تا قیامت جاودانه

ظرف دل‌تَنگی شکستم، از طلسم تُنگ رستم
شاد جستم رو به دریا عاشقانه...
                                                 _احمقانه_


***
چیست آزادی ورای شیشه‌ی تُنگِ شکسته؟
ماهیِ مرده کنارِ قاب عکسِ رودخانه!

  • حسن صنوبری
۰۱
ارديبهشت
به جز این دو غزل شتاب‎زده شعرهای دیگری هم نوشته‎ام برای دایی حسنم. ولی شاید هنوز فاصلۀ لازم را با موضوع نگرفته‎ام. در بعضی حادثات و وقایع زندگیم هم ابتدا چند شعر می‎نوشتم ولی سرانجام یک شعر حرف آخر را برایم می‎زد. هنوز منتظر آن شعر نهایی هستم.

1

نبرده است مرا صبح، رنگ شام هنوز

که ماتم تو مرا هست ناتمام هنوز


هنوز گریه نکردم شبانه یک دل سیر

امیدوار به تسکینِ گریه‎هام هنوز ...

  • حسن صنوبری
۱۳
فروردين


http://bayanbox.ir/view/5105818524652050855/PoemBook.png

در سوال سوم این نظرسنجی من این پنج کتاب را به عنوان ۵ کتاب شعر خوب پیشنهادی برای بهار نوشتم:

۱- چقدر دیر رسیدم، عباس چشامی
۲- تبسم‎های شرقی، زکریا اخلاقی
۳-بی‎هم‎شدگان، بیژن ارژن
۴-حق‎السکوت، محمدمهدی سیار
۵- شمشیر و  جغرافیا، محمدکاظم کاظمی

این نظرسنجی‎ها خیلی خوبند. مخصوصاً وقتی رقابتی و دعوایی نباشند. اینکه همه به‎هم دیگر کتاب خوب پیشنهاد کنند. پیشنهاد می‎کنم حتما آن مطلب و پیشنهادهای دیگران (که همه از من بهتر و آدم حسابی و شاعر درست درمان هستند) را هم بخوانید. کتاب‎های خوبی معرفی شده. البته کتاب‎های بد هم معرفی شده. ولی خواندن و دانستن همه‎اش جالب است. مخصوصا دانستن پاسخ‎های همان پرسش سوم نظرسنجی خیلی جالب و جذاب است...

  • حسن صنوبری
۲۵
آذر
  • حسن صنوبری