در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ :
الْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ
أَلَا وَ إِنِّی مُعَسْکِرٌ فِی یَومِی هَذَا
فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَى اللَّهِ
فَلْیَخْرُجْ .

طبقه بندی موضوعی


شهاب اسفندیاری که دیشب به عنوان سینه‌چاک دفاع از فیلم فروشنده اصغر فرهادی در مقابل مسعود فراستی در برنامه هفت ظاهر شد همانی‌ست که چندسال پیش رجانیوز او را یک «مدیر جوان تحصیل‌کرده‌ی کاربلد حزب‌اللهی» نامیده بود و البته هنوز هم راه زیادی دارد تا بتواند خود را در چهرۀ محبوب و مدافع سینماگران روشنفکر بنمایاند.

سعید قطبی‎زاده که در برنامۀ قبلی هفت آمد و از ساختار فیلم فروشنده انتقادهای تندی کرد و حتی در حاشیه آن برنامه مصاحبه کرد و تاکید کرد: «فروشنده ویژگی‌های یک فیلم ایرانی را برای اسکار ندارد» همانی‌ست که چندسال پیش در یادداشتی، نامۀ معروف ابراهیم حاتمی کیا (که با نقد فیلم فرهادی همراه بود) را به شدت نقد کرده بود. قطبی‌زاده در آن یادداشت فرهادی را یک کارگردان بزرگ دانسته بود و درباره فیلم جدایی نادر از سیمین گفته بود برخلاف تلقی حاتمی‌کیا این فیلم فیلمی است که «به یادمان می‌آورد که ایرانی هستیم، نامی داریم و نشانی و ادبی و آدابی».


( حافظه تاریخی چیز خوبی است که من سعی می‌کنم داشته باشمش.) ...


شهاب اسفندیاری با آن ادبیات بسیجی‌روشنفکری و مدام «امت حزب‌الله» گفتن‌هایش در شرایطی برای دفاع از فیلم فروشنده فرهادی به سیما آمده بود که خود روشنفکرها و طرفداران قدیمی فرهادی عموما حاضر به دفاع از این فیلم نیستند. رسانه‌ها -آن‌هم رسانه‌های سیاسی- چرا، ولی چهره‌های هنری و روشنفکری نه. فکر کنم فقط دو چهره را دیدم. یکی استاد داریوش مهرجویی که فرهادی در این فیلمش ادای دین بزرگی به فیلم گاو ش کرده فلذا قضاوت و سخنانش درباره فروشنده هرگز بی‌طرفانه و بی‌شایبه نیست، آن‌هم در دورانی که سینمایش دیگر چنگی به دل هیچکس نمی‌زند و با فروشنده افتخارات پیشینش به یادآورده شد.  دوم هوشنگ گلمکانی که باز او هم پس از حمایت از فیلم تاکید کرده این فیلم بهترین کار فرهادی نیست و نمی‌شود از یک‌نفر انتظار داشت همیشه رکورد بزند.

در چنین شرایطی اسفندیاری اینهمه راه آمده تا برنامه هفت، تا بگوید من حامی روشنفکرانم. هیچ استدلال خاصی هم در حمایت از فیلم نداشت. ابتدای جلسه را با نقد و بررسی شخصیت فراستی آغاز کرد. در میانۀ بحث مهمترین تاکتیکش پرحرفی، بیرون پریدن از بحث و ممانعت از سخن گفتن فراستی بود. نه نقدهای فراستی را می‌فهمید نه پاسخ میداد نه می‌توانست پاسخ دهد. فراستی نقد ساختاری می‌کرد او از محتوای فیلم دفاع می‌کرد. و مدام گریز به بیرون از بحث و پاسخ به کسانی که در جاهای دیگر انتقادهای تندی درمورد فروشنده داشته‌اند. ادبیاتش ادبیات همان بچه‌مذهبی‌هایی بود که 16سال دارند و فکر می‌کنند سینما یعنی اینکه یک پیام دینی و انقلابی را زورکی تصویرسازی کنیم. که برای آن‌ها هیچ ایرادی هم ندارد چون 16سال بیشتر ندارند و به عنوان یک منتقد هنری در یک برنامه تلویزیونی دعوت نشده‌اند.


انسان محصول موقعیت نیست، ولی گویا رفتار بعضی انسان‌ها واقعا با توجه به موقعیت تنظیم می‌شود.

 البته شاید هم من خوب شخصیت و پیشینۀ اسفندیاری را نمی‌شناسم. شاید نیت خیری پشت پرت و پلاهایش در دفاع از فروشنده بود. پناه بر خدا.

خلاصه اگر فروشنده هم جای دفاع داشته باشد، انتخابش برای اسکار به عنوان «نمایندۀ هنر و اندیشۀ ایران» چیزی جز شرمساری تاریخی در پی نخواهد داشت.


پ ن: آنقدر انتشار یادداشتی که در نقد فراستی و پیروانش نوشته بودم را طول دادم که بازی روزگار وادارم کرد در حمایت از او بنویسم!



یادداشت‌های پیشینم درباب فروشنده فرهادی:

نظرات  (۱۲)

شما ولی حافظه ی تاریخ تان هرچقدر در مورد بقیه خوب است در مورد خودتان خوب نیست به خودتان که میرسید گذشته را شیفت دیلیت میکنید !!!
پاسخ:
پناه بر خدا. حق با شماست
آدم دیگران را نقد می‌کند از خود فارغ می‌شود
  • محمد جواد
  • سلام

     

    میزان حال فعلی افراد است خوشحالم که انصاف را رعایت کردید و در بخشی به نیت خیر دکتر اسفندیاری هم اشاره کردید. من از ایشان نقد روشنفکری هم بسیار خواندم و دیدم و فکر میکنم دریافتشان از فیلم صحیح نیست

    پاسخ:
    سلام علیکم
    نظر لطف شماست. تازه الآن فکر می‌کنم شاید کمی تند رفتم.
    لکن مهم نیست طرف نقد روشنفکری کند یا نقد حزب الله؛ چیستیش مهم نیست، چگونگیش مهم است. اگر چگونگی صادقانه باشد و منصفانه، نباید فرد نکوهش شود. چه بسا کسی نقد روشنفکری کند برای خودنمایی. چه بسا کسی نقد اهل مذهب کند واقعا با صدق و به نیت اصلاح. من اینجا کاری نداشتم ایشان موضعش چیست، اول پرسیدم کیست و در چه مقامی‎ست و موقعیت چه موقعیتی‎است
  • محمد جواد
  • از انیمیشن و تحلیلتان در مورد پاراالمپیک هم خیلی متشکرم  اگر تلگرام امکان کامنت دهی داشت  همانجا میگفتم دست مریزاد
    پاسخ:
    بزرگوارید. ممنونم که آنجا را هم میخوانید. نقدی هم داشتید بفرمایید. 
    انیمیشن زیبایی بود به نظر من هم.

    گلم شما در حد و اندازه فراستی نیستی سوادت اونقد نیست که بخوای نقدش کنی

    اعتماد به نفس شما جوجه ماشینیها حیرت انگیزه

    پاسخ:
    اختیار دارید!
    چشم. با این حساب نقدش نمی‌کنم.
  • فاطمه غلامی
  • روزگاری شده!
    پاسخ:
    روزگار غریب
    خیلی حرسم گرفته بود..
    پاسخ:
    آدم را به نارحتی وادار میکنند!
    خیلی حرصم گرفته بود.

    ببخشید. کامنت قبلی اشتباه تایپی دارد 
    سلام
     
    من البته فروشنده را ندیده ام ولی این هفت از معدود هفت های این چند وقت اخیر بود که خوشم آمد.

    نکاتی درباره ی یادداشت شما:

    1) این طعنه ی نداشتن حافظه ی تاریخی به سعید قطبی زاده هم مربوط می شد؟ یعنی کسی که قبلا از جدایی دفاع کرده دیگر حق ندارد انتقادی به ساختار فروشنده داشته باشد؟ یعنی وقتی کسی از یک فیلم یک کارگردان خیلی خوشش آمده حق ندارد از فیلم های دیگر آن کارگردان بدش بیاید؟ به گفته خود شما خیلی از طرفداران همیشگی فرهادی از فروشنده حمایت نمی کنند. البته اوضاع در کشور ما در زمینه ی حافظه ی تاریخی خیلی خراب است و الحمدالله مثال فراوان برای ذکر داریم( مثلاً بعضی نظرات همین آقای حاتمی کیا) ولی در این مورد اشکالی در کار قطبی زاده نمی بینم.

    2)اسفندیاری اگرچه هیچ وقت برای من جذّاب نبود و او را در دسته بندی های خودم نمی توانستم در گروه آدم های "عمیق" یا حتّی نسبتاً عمیق قرار دهم ولی در این برنامه خیلی تلاش داشت شجاعانه و منصفانه ظاهر شود و موفّق هم بود به نظر من. فکر نمی کنم آن قدر ها هم طرفدار فیلم بود یا به قول شما آن همه راه را آمده باشد که بگوید حامی روشنفکران است؛ به نظر می رسید که می گفت تلاش برای کوبوندن این فیلم را نمی فهمد و مهم ترین حرف هایش هم در واکنش به مسخره بازی هایی بود که هر هفته آقایان فراستی و افخمی به جای نقد تحویل ملّت می دهند. 



    پاسخ:
    سلام علیکم
    بله، در مجموع برنامه خوبی بود.

    1) خیر. فقط یک دلیلش: موضع‌گیری قطبی‌زاده برای خودنمایی خاصی نداشت و چه بسا پرهزینه بود.
    2) این است که می‌گویند عدالت یعنی دانستن مقدار و قدر هرچیز. من هم موافقم که فراستی خیلی وقت‌ها نقدهای تند و نا معقولی دارد. باید در همان زمان‌ها هم فراستی نقد شود. آنهم وقتی به یک فیلم مظلوم و ضعیف و بی حامی رسانه‌ای می‎تازد. وقتی چنین جایی فراستی نقد می‌شود -که با همه انصافش دارد حرف می‌زند، که فیلم در رسانه‌ها هواداران بسیار دارد و نه تنها مظلوم نیست ظالم و قلدر و بی‌منطق هم هست- یعنی آقای اسفندیاری دارد سفسطه می‌کند و ناجوانمردی. یعنی دقیقا کاری با حقیقت ندارد
    سلام
    جناب صنوبری، واقعا نقد آقای فراستی نقد بود؟
    پاسخ:
    ایشان چند نکته را مطرح کردند. چندتایش را خوب یادم است که پسندیدم و واقعا نقد بود. از جمله شعاری بودن دیالوگ‌ها و بیرون بودنشان از عالم شخصیت.
    باری، من در یادداشت‌هایم بیش از اینکه بخواهم نقد فراستی را تایید کنم، نفس انتقادش به این فیلم و بد بودن و زشت بودن این فیلم را مد نظر داشتم.
    پیش از این دو مطلب وبلاگم اختصاص به نقد فروشنده داشت:
  • د‌ل‌باخته ..
  • روزگار عجیبی است...
    هیچ چیز سر جایش نیست
    پاسخ:
    روزگار غریبی است که هیچکس خودش نیست
    من هنوز فروشنده رو ندیدم
    پس نظری ندارم بالطبع
    ولی این که آدم مجبور بشه از فراستی دفاع کنه حکایت غریبی ست :)
     فراستی برا نقد فروشنده گیر داده به دوربین
    توو اکثر نقدهاش اصن درباره ی این بازی ها صوبت نمی کرد

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی