در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ :
الْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ
أَلَا وَ إِنِّی مُعَسْکِرٌ فِی یَومِی هَذَا
فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَى اللَّهِ
فَلْیَخْرُجْ .

طبقه بندی موضوعی

عصری رفتیم سینما شکوفه فیلم فروشنده اصغرفرهادی را دیدیم. راستش را بخواهید فکر نمی‌کردم اینقدر بد باشد.
فروشنده فرهادی چیز تازه‌ای برای فروش نداشت.


بعد از ظهر جمعه ام را خراب کردم. 

اگر در خانه یکی از فیلم‌های فلینی یا کوروساوا را بازبینی کرده بودیم، اگر می‌نشستیم با هم چندتا انیمیشنکوتاه می‌دیدیم، اگر با محسن رفته بودیم تمرین عکاسی، اگر به احمدرضا زنگ زده بودم تا فقط لهجه اصفهانیش را بشنوم ؛ بعدالظهر جمعۀ بهتری داشتیم.

فیلم قبلیش (گذشته) را ندیدم اصلا. فکر میکردم بالاخره بعد اینهمه سال استاد فرهادی اسکاری ما  پیش رفته، نه پس. فکر میکردم حداقل قصد تکرار خودش را ندارد. این کمترین چیزی است که از یک هنرمند انتظار می‌رود: «هین سخن تازه بگو»

بعد از واقعه جدایی نادر از سیمین و داستان اسکار، فرمول خاص اصغرفرهادی که در فیلم جدایی به اوج رسیده بود شد سرمشق کرور کرور بچه‌کارگردانِ کور، مقلد، بی‌فکر، بی‌خلاقیت  و سودایی؛ در این‌دوره کوتاه تا حالا صدتا فیلم ساخته‌اند با این سه مضمون:

 1_«اختلافات حاد زن و شوهری»

 2_ «قضاوت خیلی سخته ها! همه هم گناهکارند هم یکجورهایی حق دارند! یک وقت قضاوت نکنی!»

 3_ «انسان محصول شرایط و جامعه است؛ جامعه و شرایط هم مزخرفند»


خب این فرمول‌ها که امروز همه سینمای ایران را گرفته، کاری به درستی و غلطی یا زشتی و زیباییشان نداریم؛ دیگر از فرط تکرار دارد حالمان بهم می‌خورد؛ این وسط کی انتظار داشت استاد فرهادی پیشرو بیاید از روی همان الگوی نخ‌نماشده و فرمول کهنه و قدیمی خودش باز فیلم بسازد؟!  :


"یک موقعیت پرتنش و اعصاب‌خوردکن برای طبقه متوسط"

+
"دشواری قضاوت"

 +
"جامعه و شرایط مزخرف و غیرقابل اعتماد"


واقعا فیلم بدی بود. ارزش یک بار دیدن هم نداشت.

اگر از سینما رفتن دنبال زیبایی‌شناسی و ارزش هنری هستید،

اگر از سینما رفتن دنبال حال خوب و حس خوب و ارزش محتوایی هستید،

اگر از سینما رفتن در پی تماشای یک فیلم مهم هستید،

که هیچ، به نظر بنده وقتتان را تلف نکنید.

اما اگر دنبال این هستید که «فکر کنید یک فیلم مهم دیده‌اید» یا بتوانید به دیگران بگویید «من فیلم آخر اصغر فرهادی را دیده‌ام ها» هرگز تماشای این فیلم را در یک عصر زیبای تابستانی از دست ندهید!



پ ن: این ریویوی نقادانه به کلیت اثر می‌نگرد و منکر لحظات خوب فیلم، از جمله بازی‌های تماشایی، ارزش اقتباسی فیلم‌نامه و دیگر نیکی‌های فیلم -که همین‌ها هم به اعصاب‌خوردی پس از تماشایش نمی‌ارزید- نیست.


نظرات  (۵)

سلام
چقدر این به دلم افتاده بود راستش... من نه پیشگو هستم، نه فیلم باز حرفه ای، نه منتقد با سواد سینما، نه فیلم نامه و ژانر شناس و نه هیچ چیز خاصی... یک مخاطب از کل جامعه که حق اندیشیدن دارد و با مستندات و مشاهدات اش، یک نتیجه گیری بالاخره دارد... رنگ تصاویر...، مضمون کلی فیلم...، متاسفانه گرایش خود آقای فرهادی به سبک فیلم جدایی ( من گذشته را دیده ام، پس طبیعی ست بیشتر احتمال بدهم که فروشنده هم چه سمتی می رود... ) و چند نکته کوچک دیگر... مرا به این برداشت سوق می داد که این هم تکراری در خواهد آمد...
باز هم موکد می گویم پیش بینی و احساس خود در فیلم شناسی بزرگ بینی ندارم... حق تفکر و استنتاج شخصی ام را خرج کرده ام...
پاسخ:
سلام بر شما
پیش‎گویی نیست، تفکر است. هنرمند اگر این مقدار تفکر و شعور را برای مخاطب خود فرض نداند، خودش کوچک و ضعیف می‎ماند.
البته که تبلیغات مردم را پای گیشه می‎کشاند باز (چنانچه مرا) ولی خدا کند جوگیری اولیه به جوگیری ثانویه (یعنی تایید بدون تفکر فیلم) نینجامد
این ریویوی نقادانه؟!
ریویو فارسی؟؟؟
:-o
پاسخ:
ترجمه کرده اند به «مقاله مروری»، باز «یادداشت مروری» بهتر است. تا ترجمه بهتر صبر می‎کنم. البته باز هم به تذکر شما می‎اندیشم.
با توجه به اینکه ریویو را متفاوت از ساخت عمومی مقاله و یادداشت می‎دانم. البته به عنوان یک اصطلاح ادبی و سینمایی. در علوم و هنرهای دیگر به معناهای عامتری استفاده می‎شود.

پینوشتتان که کل نقدتان را خنثی کرد!!!

کدام فرط تکرار؟؟ سینمای ایران که همش عشق بود و جنگ و حرف از مشکلات طبقه ی ثروتمند  تازه اگر حرف شما را قبول کنیم که تکرار هم باشد مخصوصا شرایط مزخرف جامعه و شرایط طبقه ی متوسط آن هم زشتی تکرار ندارد بلکه حرف مردم است و تصویر زندگی رایج  است مهم آن است که هنرمندانه باشد و شامل لحظات خوب فیلم، از جمله بازی‌های تماشایی، ارزش اقتباسی فیلم‌نامه و دیگر نیکی‌های فیلم است!!

پاسخ:
   1. «بازی‌های تماشایی، ارزش اقتباسی فیلم‌نامه و دیگر نیکی‌های فیلم» اگر در یکی از کارها جناب دهنمکی یا جناب فرحبخش باشد، من از فیلمش تعریف میکنم؛ اما در کار افرادی در حد و حدود جناب فرهادی این‎ها حداقل‎هاست. هرچند همین‎ها هم در اوجی که انتظار می‎رفت نبود. شهاب حسینی بازی‎های از این بهتر فراوان داشت. از جمله در کارهای قدیمی تر جناب فرهادی.

2. فیلم‎های سه چهار سال اخیر را ندیده‎اید؟ من نظر به فیلم‎های اخیر داشتم. بسیاریشان را در جشنواره فجر دیدم. همه به همین منوال.

3. حتی اگر این فیلم‎ها حرف مردم باشند، فقط یکی از هزاران حرف گروهی از مردم اند. از طرفی اینکه شرایط مزخرف است را به هزارگونه می‎توان گفت! حقارت و تنبلی هنرمند است که در یک قالب بماند. و البته گاهی زیرکی و جشنواره‎شناسی‎اش. گویا حس می‎کند که دوست دارند ما را عصبانی و بیمارگون و نفرت‎انگیز و متنفر از یکدیگر و بی اعتماد به هم ببینند.
من که اینطوری نیستم، شما و جناب فرهادی خود دانید.
عنوان یادداشت خیلی خوبست. نقد هم همینطور. نقد بالا هم همینطور ولی این به نظرم بنیادی‌تر است و بالطبع شالوده‌شکنانه‌تر، آن یکی ساختاری‌تر. (البته با نگاه هنری‌تر) 
در مورد مضمون سومی که ذکر کردید بیدل می فرماید:

خوش‌باش که کس مانع آزادگی‌ات نیست
عالم همه راه است گر از خویش برآیی

پاسخ:
بسیار جالب شد! این یادداشت در مقابل آن یادداشت کم فروغ شده بود! شما نورانیش کردید!

بیت بسیار زیبایی است. دمتان گرم. خب چون بیدل مارکسیست نبود، مسلمان بود :)
در مورد مقاله امام موسی، نظرتون چیه راجع به اینکه بندهای دو و سه و تا حدی چهار رو مسئولان این دوره هم باید مد نظر داشته باشن؟
امکانات، ارزشهای اخلاقی، پیشرفت و دموکراسی،‌آزادی، نارضایتی... عبارت هایی هستن که این روزها هم مصداق دارن.
پاسخ:
اینها همیشه مصداق دارند و شایسته توجهند
لکن شدتشان در آن زمان با این زمان قابل مقایسه نیست. اگر بگویید این دو دوره در این زمینه ها مثل همند مطمئن میشوم قصد شوخی دارید. مملکت در کثافت و لجن رها شده بود زمان پهلوی. ما تا اینجا خیلی راه آمده ایم و البته قبول دارم خیلی هم راه در پیش داریم

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">