در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ :
الْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ
أَلَا وَ إِنِّی مُعَسْکِرٌ فِی یَومِی هَذَا
فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَى اللَّهِ
فَلْیَخْرُجْ .

طبقه بندی موضوعی
یادداشت پیشینم ساختاری‎تر بود، اینجا بیشتر درباب محتوا نوشتم:


فروشنده به نظرم یکی از مستهجن‎ترین فیلم‌های دنیاست
دوستی گفت وقتی به فیلمی فحش می‎دهی ترغیب می‎کنی به دیدنش. مشکلی ندارم. حالا که من دیدم بگذار همه ببینند. چرا فقط حال من گرفته باشد؟ خوشحال می‌شوم اگر کسی اعصابش را دارد برود فیلم را ببیند و ببیند توجه به ذائقه جشنواره‌ها چه بلایی سر یک هنرمند با استعداد می‌آورد...
گفتم فروشنده فیلم مستهجنی است. وقتی می‌گوییم مستهجن ذهن‌ها به سمت خاصی می‌رود. خواهش می‌کنم به آنجا نرود! آن مستهجن در مقابل این مستهجن که مد نظر دارم چه بسا که مستحسن است! تیکه‌پرانی‌های غیراخلاقی و اشاره‌های بدتر از تصریح به مسائل زناشویی و ...؛ چیزهایی هستند که زیر چتر طنز همواره حضور دارند و به خصوص با گسترش فیلم فارسی‌های نوین به سودای سود و آوردۀ مالی طبیعی شده‌اند. خیلی‌ها هم اصلا متوجه این بخش قضیه نمی‌شوند. از جمله کودکان. نکتۀ دیگر اینکه اینگونه موارد یا موارد وحشت‌آور فیلم‌های ترسناک تابلو دارند. ما کودکان و نوجوانان را به تماشای آن فیلم‌ها نمی‌بریم. اما چرا می‌گویم فیلم فروشنده فیلم مستهجنی است؟ در حالیکه اصغر فرهادی هرچی باشد فیلم فارسی‌ساز نیست.
بگذارید دیرتر به پرسش اصلی پردازم.
سینمای اصغر فرهادی -تا آنجا که من دیدم و فهمیدم- قرار است یک سینمای اخلاقی اجتماعی باشد. یعنی ظاهر امر این است که ایشان دغدغه اخلاق و بهبود روابط انسانی را دارند و حتی برای هنر کارکرد، آنهم کارکرد و وظیفۀ اخلاقی قائل‌اند. خیلی هم مارکسیستی و ضدفرد، چون شخصیت‌ها (افراد) در فیلم‎های ایشان قدرت خاصی در برابر جامعه و شرایط ندارند. اما اصل نکته اینجاست که زیبایی‌شناسیِ سینمای اصغر فرهادی مبتنی بر زشتی است. کسانی که کارکردی اخلاقی از هنر می‌جویند  از دیرباز بر دو دسته‎اند: یک---> آنانکه معتقند برای نابودی زشتی، مفهوم و مصداقش ابتدا باید توسط فرد درک شود، آنگاه از سوی او طرد. لذا برای درک زشتی امر زشت، باید آن را نمایش داد. دو ---> آنانکه معتقدند برای نابودی زشتی، باید آن را نادیده گرفت و به زیبایی پرداخت، که «الباطل یموت بعدم ذکره». به نظر من دومی اسلامی‎تر است و اولی یونانی‎تر و مارکسیستی‎تر و مسیحی‎تر. اولی نخ‎نماشده‎تر و فرمایشی‌تر، دومی کاربردی‎تر و انسانی‌تر.
مثال برای حالت اول: پدر برای اینکه پسر دروغگو نشود، هرگاه پسر دروغ گفت، به رویش می‎آورد، او را مجبور به اعتراف و عذرخواهی می‎کند، او را تنبیه می‎کند و می‎گوید: این بود نتیجۀ دروغ.
مثال دوم: پدر برای اینکه پسرش دروغگو نشود، خود دروغ نمی‎گوید. نه به پسرش، نه جلوی پسرش، نه حتی در غیاب پسرش.
به نظر من که دومی بیشتر هم جواب میدهد. که گفت «کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم» (امام جعفر صادق)
این است که روش ظاهرا اخلاقی نخست وقتی وارد هنر می‎شود، مخصوصا وقتی که با غلظت و شدت و اغراق همراه شود، زیبایی‎شناسی آن هنر را مبتنی بر زشتی قرار می‎دهد. این‎ها فکر میکنند – یا شاید فقط ادعا- که با فریادِ زشتی، زشتی عریان می‎شود و آنگاه مطرود و منفور. اما ما –چه جماعت شاعران و دوستداران شعر ایرانی، چه باورمندان به اندیشه و اخلاق اسلامی- بر این باوریم که فریاد کردن زشتی زشتی را در جهان منتشر می‎‏کند و قبحش را می‎شکند. با آغاز فرایند عادی‎سازی و طبیعی‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎سازی. 
این  سطر شعر رابعه بنت کعب، بانوی شاعرِ عاشقی که در سدۀ چهارم می‎زیست و جان بر سر عشق خود گذاشت، را همواره با خود مرور می‎کنم:
زشت باید دید و انگارید خوب
زهر باید خورد و انگارید قند
و این بیت عزیز حافظ عزیز را:
چو غنچه گرچه فروبستگی است کار جهان
تو همچو باد بهاری گره‎گشا می‎باش
این‎ها که گفتم نقد کلیت تفکر اخلاقی اصغر فرهادی از منظر ایرانی اسلامی و شاید شخصی خودم بود و اثبات مبتنی بر زشتی بودن زیبایی‌‎شناسی سینمایش. اما چرا تاکید می‎کنم این فیلم به خصوص مستهجن است؟ چرا باور دارم فیلم فروشنده زننده و زشت است از منظر اخلاقی؟
مهمترین قسمت فیلم (از اینجا به بعد به داستان فیلم می‌پردازم. اگر ندیدید فیلم را و می‎خواهید ببینید و دوست ندارید داستانش را بدانید در همین پرانتز شما را به خدا می‎سپارم و از حضورتان تا این قسمت از برنامه صمیمانه سپاسگزارم) و نقطۀ «اوج» و «گره‌‎گشایی» داستان؛ جایی است که یک جوان پیرمردی را تحقیر و توبیخ می‎کند. ظاهر، شما را به این مشغول می‎کند که حق دارد یا ندارد و چقدر حق دارد یا ندارد و چقدر این کار درست است یا نیست ، چون پیرمرد مجرم است، و اینجا اوج لذت و بشکن‎زدن کارگردان است و پیش خودش می‎گوید توانستم نفس‎هایشان را در سینه حبس کنم ... اما سینما هنر است و نمود و نمایش و اگر به این توجه نکنیم در دام سفسطۀ کارگردان می‎افتیم. کارگردان با درهم آمیختن دو روایت، سعی می‎کند دو قضاوت طبیعی و قدیمی درون مخاطب را به ستیز با هم وادارد. آنچه باید به آن دقت کرد اینجاست که یک روایت، روایت خبری و عقلی است و روایت دیگر هنری و عاطفی . متن روایت خبری این است: گناهکاری توسط دادطلبی مجازات می‎شود. اما آنچه بر تصویر نموده می‎شود -یعنی روایت نمایشی- این است: پیرمردی مظلوم و سر به زیر و نادم و ضعیف، توسط جوانی مغرور و قلدر و عصبانی و بی‎رحم مجازات می‎شود. وجدان بیننده در مواجهه با روایت اول با مجازات موافق است و در مواجهه با روایت دوم (که به خاطر هنری بودن موثرتر است) با مجازات مخالف است. سفسطه اینجاست که یک در میلیون اتفاق نمی‎افتد که حقیقتاً این دو روایت بر هم منطبق شوند. یعنی خیلی کم پیش می‎آید متهم یک جنایت اخلاقی آن‎هم به این صورت که در فیلم هست، یک پیرمرد خانواده‎دار مودب و متین و زحمتکش باشد. این دروغ اصغر فرهادی در توصیف جامعه ایرانی (و حتی غیر ایرانی) است. شاید افرادی بگویند حقیقت جامعه ایرانی به همین چرکی و سیاهی و تباهی است، که البته من برایشان این سطر از مولوی را می‎خوانم:
خویش در آیینه دید آن زشت مرد
رو بگردانید از آن و خشم کرد
بی‎شک حضرات تنها از تماشای چهرۀ خودشان به وحشت افتاده‎اند. ما که در این روزگار نیکی و نیکان را نیز بسیار می‎بینیم.
باری، این سفسطۀ کارگردان هنگام پرداختنش به فلسفۀ قضاوت و پرسش از اخلاق و عدالت است. پس موضوع فقط اندیشۀ متفاوت فرهادی مبتنی بر زیبایی‎شناسی امر زشت نیست. او با سفسطه خود مرتکب یک امر زشت می‎شود، لذا به خاطر این فیلم مستحق نکوهش افراد منصف و اخلاق‎مدار است. این دو. سومین نکته که باعث می‎شود این فیلم مستهجن باشد، همان صحنۀ قبح‎شکنانه و ساختارشکنانه‎ای است که پیرمرد توسط جوان تحقیر و تنبیه می‎شود. توجه بفرمایید اینکه مجرمی توسط ذی‎حقی تنبیه می‎شود، یک روایت خبری است که ارزش حقوقی دارد. اما آنچه در تصویر نمایش داده می‎شود با زبان خبری نیست، با زبان هنری است و معنای خودش را دارد. در پردۀ سینما این یک پیرمرد محترم است که توسط یک جوان خشن سرکوب می‎شود. چنین صحنه‎ای با این شدت و حدت در سینمای ایران تجربه ندارد و سیلی محکمی به فرهنگ و تمدن و اخلاق و آیین ایرانیان و مسلمانان است.

آنانکه برای فیلم‎هایی مثل «من مادر هستم»، «رستاخیز»، «گشت ارشاد» و... بیهوده به خیابان آمدند؛ کاش درمورد این فیلم، نه که به خیابان بیایند، بلکه تنها قدری بیاندیشند. مخصوصاً که فرهادی این روزها سرمشق‎نویس انبوه کارگردانان و هنرمندان مقلد و بی‎فکر است و سخنش با هزار زبان دیگر از هزار دهان دیگر بی‌کمترین اندیشه‎ای تکرار می‎شود.
برگردیم به بیت حافظ:
چو غنچه گرچه فروبستگی است کار جهان
تو همچو باد بهاری گره‎گشا می‎باش
پس ای نویسندۀ یادداشت! بیا و پس از این –چنانچه رسم دیرینت بود- به جای نقد فیلم زشت فرهادی، بیشتر به معرفی فیلم‌های خوب بپرداز! انشاالله، در آینده چنین خواهم کرد و سراغ از بهترین‎های امروز سینمای جهان خواهم گرفت.

نظرات  (۷)

  • د‌ل‌باخته ..
  • پربیراه نیست اگر بگویم هر چه می سازند، حال روز و دغدغه و زندگی خودشان و همفکران تاریک‌فکرشان است..
    پاسخ:
    صد امتیاز
    توجه به ذائقه جشنواره‌ها چه بلایی سر یک هنرمند با استعداد می‌آورد...
    واقعا
    امابعد
    بنظرم این ترجیح ارائه آثار هنری بانگاه زیبایی شناسی مبتنی بر زشتی که فرمودید، در اغلب موارد بیش از آنکه برخاسته از صفای باطن و دلسوزی هنرمند باشد حکایت از تاریکی دل و عقده های پنهان وی دارد و بیشتر، توجیه هنرمند است برای پوشاندن این گرایش هایش. مثل همین که خیلی‌ها هر مزخرفی می‌خواهند می‌سازند و می‌سرایند و می‌نویسند بعد تا اعتراض می‌کنی شعار هنر برای هنر سر می‌دهند.

    دیگر اینکه من فیلم را ندیده‌ام و تقریبا سررشته‌ای هم در زمینه فیلم و فیلم‌نامه ندارم  اما اینکه فردی مرتکب جنایتی اخلاقی شده باشد و در عین حال  خانواده دار، متین، مودب و زحمتکش هم باشد به گمانم می‌تواند یکی از ضعف های فیلم‌نامه باشد چرا که با قواعد روانشناسی و از آن مهمتر عقل سازگار نیست، و مگر فقط با افزایش بار احساسی فیلم به نفع کاراکتر بتوان این ضعف را پوشاند.
    پاسخ:
    « بیش از آنکه برخاسته از صفای باطن و دلسوزی هنرمند باشد حکایت از تاریکی دل و عقده های پنهان وی دارد »
    این جمله را باید طلا گرفت

    تقریبا همه در چنین مواردی با هم موافقیم
    جای تامل داشت برام این حرف ها.
    طرح داستان هایی که منفی نوشته شدن تا مخاطب به فکر فرو بره و سراغ اون روش یا منش نره و به اصطلاح درس بگیره!!! الان این یعنی اشتباه و نشون دادن بدی ها؟؟!
    پاسخ:
    خداراشکر
    خیلی موارد - مخصوصا با چنین ساختارهایی- به چنین نتایجی می انجامد
    خدا خیرت دهد.

    همش منتظر بودم نقد شما را در باره این فیلم مستهجن ببینم.
    پاسخ:
    بزرگوارید
  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • ۱۵ شهریور ۹۵ ، ۱۵:۰۵
    این کامنتی که ارسال کردم، نقدی به نوشته شما نبود و اصلاً حالم از کارهای این کارگردان بهم می خورد. 
    ولی فقط بابت داستان های خودم برایم سوال پیش آمده!
    پاسخ:
    بله متوجه منظور شما بودم
    البته میشود چنان رویکردی داشت و به چنین نتیجه ای هم نرسید. ولی خیییییییلی هنر میخواهد. و حداقلش: نیت خیر.
    هرچه "دهلیز" رشته بود " فروشنده " پنبه کرد...
    پاسخ:
    احسنت!
    عجب فیلم خوبی بود دهلیز

    سلام

    اول تبریک به خاطر کانال تلگرامی خدا خیرتان بدهد اینطوری خیلی زود  و ساده پستها را دنبال میکنیم  داماد ما در همان پست در مدت معلوم به شما پیشنهاد این کانال را داده بودند :-) 

    خیلی ممنون تقسیم بندی و نقد جالبی بود ولی یک سوال برایم پیش آمد . خب  با نادیده گرفتن زشتی  و عدم شناسایی و بیان  آن که اوضاع بدتر میشود.

    یعنی میشود یک جور غفلت و بی توجهی. ما فقط بخشهای خوب و درست را فریاد بزنیم همه چیز درست میشود؟؟ هیچ کدام از راههایی که گفتین کامل نیست. باید هر دو در کنار هم باشند. هم زشتی را دید و شناخت و توضیح داد که چرا زشت است و هم زیبایی را فریاد زد و ترویج داد    

     

    من فیلم را دیدم و اتفاقا اعصابم به خاطر بی غیرتی داغون شد   این که این اتفاق یک در میلیون می افتد یا نمی افتد مهم نیست  اتفاقا از این جهت که قانون و زشتی و زیبایی  و اخلاق  سن و شرایط ندارد مهم است. به نظر من این تابوشکنی لازم است.  ما خیلی وقتها از اشتباهات کوچک و بزرگ دیگران به خاطر سن و ریش و موی سفید و یا مقام و منصبشان و احترام میگذریم و این که اخلاقی نیست !! به نظر من اگر مثلاً این داستان را کسی غیر از فرهادی ساخته بود و ما به او مضنون نبودیم شاید این قدر آن را نقد نمیکردیم. بعد چرا شما از این فیلم نتیجه گرفتید که یعنی همه ی جامعه ی ایرانی اینطور هستند؟ وقتی یک فیلمساز یک هنرمند یک بی اخلاقی را بیان میکند یعنی همه ی مردم بی اخلاق هستند؟ علاوه بر آن این اتفاق تجاوز که متاسفانه خیلی زیاد شده چقدر در اخبار و این طرف و آن طرف میخوانیم که پدر و ناپدری و دایی و عمو به دخترهایشان تجاوز کردن اگر حالا امار به شکل رسمی منتشر نمیشود به معنای عدم وجود آن نیست که . اگر من بگویم که فیلم خیلی بدی نبود و مستهجن نبود از این جهاتی که گفتم یعنی از دایره ی سملمان و ایرانی بودن و اخلاقی بودن خارجم ؟؟

     و در آخر هم کاش بیشتر روی سیاسی بودن اسکار و جوایز فرهادی و سرمایه گذاری قطر روی این فیلم مانور میدادید  

     

    پاسخ:
    سلام علیکم
    نظر لطف شماست که میخوانید و درود بر محمد میثم. خیلی فکر کردم تا به این نتیجه و این سر و شکل رسیدم
    بله. ولی اصل باید نمایش خوبی و خیر باشد. اگر خوب را نشان بدهی کسی به بد نمی نگرد. روش اولیای معصوم هم چنین بوده در برخورد با افراد خاطی. خیلی وقت ها اصلا به روی مبارک نمی آوردند.

    از شما البته تعجب کردم :)
    پس فرمودید چون این اتفاق ولو یک در میلیون می افتد باید در سطح ملی و جهانی نمایشش داد؟ آیا اتفاقهای دیگری در عالم نمی افتد؟ اولویت با کدام است؟
    سوال دوم: تماشای این فیلم بیشتر حماسه بر می انگیزد تا به جنگ مشکلات وصف شده در آن برویم، یا بیشتر ما را نومید میکند که «این است وضعیت کثیف ما». واقعیت را باید گفت ولی چگونگیش خیلی مهم است.
    سوال سوم: به نظرتان واقعا این فیلم غیرت را ستود و بی غیرتی را نفی کرد؟ چنین نبود که غیرت شهاب حسینی نشان از گاو بودن و تعصب و جهالتش باشد؟ حتما فیلم را یکبار دیگر ببینید.
    سوال چهارم: دقیقا بیاییم بپرسیم چرا قطر روی فیلم سرمایه گذاری میکند. چرا اسکار و کن مایل به تایید فرهادی هستند؟ هیچ چیزی سیاسی تر از این نیست که در یک فیلم جامعه ات را کثیف نشان بدهی.

    من حاضرم درباب این فیلم با شما تفصیلی و تلفنی یا حضوری به مناظره بنشینم :)

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">