در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری

در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری

در آن نیامده ایّام

ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ :
الْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ
أَلَا وَ إِنِّی مُعَسْکِرٌ فِی یَومِی هَذَا
فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَى اللَّهِ
فَلْیَخْرُجْ .

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات

۱ مطلب در اسفند ۱۴۰۴ ثبت شده است

۰۲
اسفند

 (معرفی و نقد کتابی از پروفسور «فرامرز رفیع‌پور»)

 

https://bayanbox.ir/view/7074528655519881682/%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%BA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA.jpg

هرسال بهمن‌ماه اینجا کتابی متفاوت را دربارهٔ تحلیل و بازخوانی انقلاب ایران معرفی کردم. یک‌بار همهٔ این تحلیل‌ها را به سه بخش مدرن، بینابین و پست‌مدرن تقسیم کردم و گفتم چرا فقط معتقد به دو گروه آخر هستم. ولی امسال تصمیم گرفتم برای اولین‌بار یک تحلیل مدرن را معرفی و نقد کنم که اتفاقاً چندان هم موافقش نیستم.

 

پروفسور «فرامرز رفیع‌پور» از مهم‌ترین جامعه‌شناسان و استادان علوم اجتماعی در ایران است. او از متفکران ایرانی‌ای‌ست که سعی می‌کند با ترکیب دانش بسیار و دلسوزی بسیارش برای ایران به تبیینی کامل درباره چرایی و چگونگی انقلاب برسد و از این نظر خواندن پژوهش‌های او مخصوصاً با دید نقادانه بسیار مفید و آموزنده است. (دید نقادانه‌ای که خود آن را در سطرسطر نوشته‌هایش به ما آموزش می‌دهد).

 

یکی از مهم‌ترین و جامع‌ترین تلاش‌های رفیع‌پور برای تبیین انقلاب مربوط به کتاب مهم و جنجالی «توسعه و تضاد: است. فصل اول این کتاب خود کتابی در آموزش و بررسی نظریه‌های انقلاب است.

 

اینجا قبلا کتابی را برایتان معرفی کرده‌ام که تا هنوز به‌نظرم دقیق‌ترین تحلیل انقلاب ایران است: «انقلاب تصورناپذیر در ایران» (نشرهای دیگر با نام‌های دیگر منتشر کرده‌اند) نوشتهٔ متفکر آمریکایی چارلز کورزمن. رفیع‌پور در توسعه و تضاد (که پس از این کتاب نوشته‌شده و احتمالاً نظری هم به آن داشته) بسیار شبیه به کورزمن عمل می‌کند و دقیقا برعکس او! یعنی چی؟ یعنی او هم نظریه‌های متعددی را درمورد انقلاب ایران مطرح می‌کند ولی برخلاف کورزمن که با روشی پیشرفته، پست‌مدرن و ابطال‌پذیر اشکال هر نظریه را نشان می‌دهد، اتفاقاً سعی می‌کند با روشی مدرن و بلکه سنتی، بین تمام نظریات جمع کند! و به تبیینی برسد که گویی خلاصهٔ تمام نظریات انقلاب است!

 

آنچه در این تبیین، هم ارزشمند است و به ما دیدی راهبردی می‌بخشد و هم افراط رفیع‌پور در آن باعث می‌شود کمی او را از واقعیت دور کند، رویکرد و توجه او به مطالعات پسااستعماری است. رویکردی که در بسیاری از تحلیل‌های ایرانی جایش خالی است و اگر‌ هم هست با دقت علمی همراه نیست. این نکته اولا؛ رویکرد تاریخی رفیع‌پور ثانیا و نزدیکی‌اش به دل حوادث ایران ثالثا باعث می‌شود اثر او یک اثر مغتنم باشد و همین هم باعث شد انتخاب امسال من هم این اثر شود.

 

(رفیع‌پور در جایی از این کتاب به کتاب کورزمن هم اشاره می‌کند و برای تلاش علمی عظیمش احترام قائل می‌شود اما تقریباً بدون آوردن هیچ استدلال فراگیر و محکمی آن را کنار می‌گذارد؛ درحالیکه مشخصا آنتی‌تز نظریه رفیع‌پور هم در کتاب کورزمن وجود دارد)

 

در کتاب جدیدتر و بسیار خواندنی «دریغ است ایران که ویران شود» این رویکرد استعمارپژوهی (برخلاف توسعه و تضاد) بسیار قدرتمندتر و علمی‌تر می‌شود و البته تحلیل رفیع‌پور از انقلاب نیز فشرده‌تر و صریح‌تر. رفیع‌پور اینجا انقلاب ایران را به عنوان یکی از ماجراهای استعمار و در کنار سلسله رویدادهای دیگر استعماری تحلیل می‌کند که باز خود همین جامع‌نگری برای افراد دقیق بسیار آموختنی و جذاب است.

 

مطالعهٔ تاریخ به ما می‌گوید اگر کسی واقعا دنبال حقیقت است:

دستکم در این دویست سیصدسال، فهم هیچ رویداد اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی کلانی، بدون دانستن تاریخ و ماجرای استعمار ممکن نیست و بلکه تلاش برای چنین فهم ناقصی تلاشی احمقانه است.

 

چرا؟

دیگر روزگار اینکه مثلاً چنگیز در مغول، ناصرلدین‌الله در حجاز و فردریک دوم در روم، استبدادهای مستقل و مخصوص به خودشان را داشتند گذشته؛ و با شروع عصر استعمار، به قول بعضی فیلسوفان دوران استبداد جامع آغاز شده، پس ما در هر جای عالم باشیم در سیطرهٔ بخشی از این نظامیم؛ انکار این مسئله استعمار را حذف یا محدود نمی‌کند، ما را احمق و‌ کوته‌بین بار می‌آورد (امری که در وقایع جهانی سه‌سال اخیر برای تمام جهان بیش از پیش آشکار شده). این است که بازخوانی انقلاب وقتی با دید مطالعات پسااستعماری و مرور تاریخ استعمار همراه باشد -ولو در فرمی مدرنیستی و کاملا متعهد به نظریات کلیشه‌ای غربی- بسیار ارزشمند و مغتنم و خواندنی‌ست.

 

و اما نقد دیگرم نیز به این کتاب نگرش کاملا مادی‌گرایانه پروفسور رفیع‌پور در تبیین انقلاب معنوی ایرانیان است (که در دیدگاه مدرنیستی طبیعی است). استاد رفیع‌پور با آنهمه آیات و روایات و اشعار ایرانی و دعا و ثنا در ابتدا و انتهای متون خود، در پژوهش خود مانند استادان قدیمی خویش نگاهی صددرصد مادی و جزمی (و مودبانه‌تر: دئیسمی) دارد و خلاصه آنقدر که برای نظریه‌های کلاسیک، سازمان سیا، آمریکا و استعمار، قدرت و منشأ اثر بودن قائل است، در ظاهر و جزئیات ماجرا برای خداوند عالم اراده و قدرتی قائل نیست! طبیعتاً همین نگرش از علمیت و دقت کار می‌کاهد و سوال‌های بسیاری را باقی می‌گذارد که مخاطب برایشان پاسخی پیدا نمی‌کند. از جمله اینکه: اگر همه‌چیز تحت کنترل است چرا اندیشکده‌های پیشرفتهٔ علمی و جاسوسی آمریکایی نتوانستند اوضاع ایران را پیش‌بینی و کنترل کنند؟

 

استاد رفیع‌پور در کتاب توسعه و تضاد اینگونه از نقد کورزمن فرار می‌کند که: انقلاب‌ها چون عموما آنی هستند اساسا غیرقابل پیش‌بینی هستند و نظریه‌های انقلاب پس از انقلاب باید تبیین شوند! حال آنکه اولا طبق تمام مطالعات فلسفه علم علم باید قدرت پیش‌بینی داشته باشد وگرنه چندان علم نیست و تاریخ است، ثانیا طبق گواهی نظریه‌ها و تاریخ این پیش‌بینی‌ناپذیری ذاتی انقلاب نیست و خیلی از انقلاب‌ها و حتی فرجامشان توسط متفکران یا نهادهای امنیتی پیش‌بینی شده‌اند و ثالثا طبق خود داده‌های استعمارشناسیِ دکتر رفیع‌پور، استعمار در طراحی بسیاری از کودتاها و شورش‌ها و... دست داشته،‌ پس آنچه قابل طراحی است یعنی قابل پیش‌بینی هم هست!

 

  • حسن صنوبری