۳۱۱۷ را فراموش نخواهم کرد
۳۱۱۷ عدد خیلی بزرگی است.
مخصوصاً برای این بازهٔ زمانی اندک خیلی زیاد است.
۲۴۱۷ هم عدد خیلی بزرگی است.
حتی ۶۹۰ هم عدد بزرگی است،
هرچند دربرابر عدد قبلی، عدد چندان بزرگی نیست،
دستکم باید گفت: عدد عادلانهای نیست.
وقتی ویدئوهای تجمع و توحش زامبیوار جماعتی صدنفره بالای سر یک یا دو سه آدم را میبینم که مثل حرامیهای لشگر یزید ریخته باشند سر یک جان شریف و پاک (که هیچ نیتی جز نجات دیگران را نداشته)، و حتی دست از سر جسدش هم برنمیدارند عدد ۶۹۰ خیلیخیلی کم و کوچک است، خیلیخیلی ناچیز و ناعادلانه است در برابر ۲۴۱۷.
این یک درد است.
و درد دیگر -شاید بزرگتر- این است:
ظاهراً تمام، یا اکثریت قاطع آن ۳۱۱۷ خون که بر زمین ریخت (ظالم یا مظلوم، باشرف یا بیشرف، اینطرفی یا آنطرفی) خونِ ایرانی است.
انصاف و اخلاق حکم میکند به تاوان ۲۴۱۷ فکرکنیم و از آن ساده نگذریم.
ولی همت و حمیّت هم حکم میکند به گرفتن انتقام ۳۱۱۷ برخیزیم،
از هر آن جانور مضر و خونخوار که از آنسوی جهان و برای بلعیدن ایران، باعث شد تا خون ایرانیان بر زمین بریزد.
«تا چند باید
با خود ستیزیم؟
وقت است تا خون از سر شیطان بریزیم»
😭😭😭😭