مراحل تنشهای خیابانی در ایران و دیگر کشورهای جهان جنوب
وقتی در یک کشور معمولی تنشی رخ میدهد، مرحلهٔ بعدی یا گفتگو و تنشزداییست، یا تنشافزایی و سرکوب، یا بیمحلی دولت به مردم و بعد پایان تنش. یعنی کل فرایند -در هر سه حالتش- دو سه مرحلهای است.
ولی در کشورهای «جهان جنوب» که منابع و موقعیتشان محل طمع و سوژهٔ استعمار و استثمار است، پس از رخدادن تنش با انبوهی از مراحل سخت دیگر مواجهیم که طبیعی نیستند و استعمار طراحیشان میکند.
من این مراحل را برای خودم چند جور صورتبندیاش کردم.
یک مدلش -اگر خودمان را جای طراحان بگذاریم- اینطوری است:
مرحلهشناسی تنش خیابانی در ایران
۱. تفسیر خصمانهٔ تنش و سوارشدن مزدوران استعمار پشت آن، برای ایجاد جو رسانهای
۲. فراگیرشدن و انعکاس تفاسیر استعماری در بخشی از افراد هیجانی جامعه
۳. افزایش دوقطبی + آشوب خیابانی + قلابانداختن طراحان آشوب برای سوژههای افزایش تنش + پمپاژ روایتگری استعمار (راست) + پمپاژ روایتسازی استعمار (دروغ)
۴. سکوت و انفعال نیروهای وفادار به وطن در پاسخ درست، هوشمندانه و به موقع + در نتیجه گیجشدن و فریبخوردن گروههای زیادی از جامعه
۵. وطنفروشی و خودشیرینی بخشهایی از صاحبان ثروت و شهرت برای استعمار، از ترس عقبماندن و حذفشدن + غالبشدن صدای قطب منفی، و پذیرش آن به عنوان «نظر اکثریت» توسط گروههایی از مردم + تفسیر مقاومت پلیس به استبداد و خشونت + توجیه خشونت آشوبطلبان به قهرمانی و ضرورت
۶. تکصدایی و تکقطبیشدن فضا + پیوستن اقشار زیادی از جامعه به قطب منفی، صرفا به دلیل «احساس غلبهٔ قطب منفی»
۷. پذیرش ذهنی شکست از سوی نیروهای وفادار به وطن + افزایش اعتماد به نفس آشوبطلبان
۸. بالا گرفتن آشوب خیابانی + بالا رفتن آمار کشتهها و مجروحان طرفین + کینکشی و فوران خشم کور + برادرکشی
۹. شکستن آخرین و بزرگترین سد وفاداران وطن + خارجشدن کنترل خیابان و فضا از دست حاکمیت + آغاز مداخلۀ خارجی + آغاز قتل عام و جنایات گسترده
۱۰. سقوط دولت + تجزیه یا تصرف کشور + هرج و مرج + نابودی زیرساختها + سرقت اموال + قرارگرفتن منابع، مدیریت و موقعیت سرزمین در اختیار استعمارگران
جمعبندی
به نظرم الآن بین مرحله دوم تا چهارمیم؛
البته بنا به باورهای شخصیام اعتقاد دارم ما هیچگاه به شمارهٔ ۱۰ نمیرسیم -به دلیل حضور خون مقدس انبوه پاکترین شهیدانی که برای حفظ این سرزمین و آیین، با خاک ما آمیخته شده-
اما واقعبینانه میبینم هربار از مرحلهٔ ۱ تا ۹ را کم یا زیاد، به شیوههای گوناگون، با ترتیب و بیترتیب، در آشوبهای گوناگون میپیماییم.
و تلخی ماجرا اینجاست که آنچه این روند را تا قبل از مرحلهٔ پایانی متوقف میکند فدا شدن انبوهی دیگر از پاکترین جانها و خونهاست؛
دیو تا قربانی نگیرد و خون نیاشامد آرام نمیگیرد، آنهم فقط خون پاک و مقدس.
نکتهٔ دیگر این است که در هرکدام از این مراحل که هستیم میتوانیم جلوی پیشروی روند بیماری را بگیریم و به مرحلهٔ سیاهتر بعدی نرویم، چگونه؟
با: منظرنگری + مسئولیتپذیری و رفتار مسئولانه + گفتگو + مطالعه + کنشگری + دلسوزی + هوشیاری + تدبیر + اولویتدادن اخلاق به ایدئولوژی + اولیتدادن تفکر به احساسات + اولیتدادن مصلحت اجتماعی به منفعت فردی ... و مهمتر از همه: عدم انفعال.
فقط کافیست دستکم سی سال عمر کرده باشی + در این مملکت زندگی کرده باشی + دستکم دوتا کتاب دربارۀ تاریخ رفتار استعمار با دیگر کشورها خوانده باشی + و البته حافظۀ تاریخیات را با پاککنندههای قوی ِتفاسیر احساسی و خیالی یا اسیدهای لج و جدل از بین نبرده باشی؛ تا ببینی این وضعیت چقدر تکراری است و چه فرجام سیاهی میتواند برای مردم داشته باشد. وضعیت آنقدر تکراری است که حتی آشوبطلبان برای نمایشش خیلی اوقات از فیلمهای سالهای قبل استفاده میکنند!
الآن حتی وقت اعتراض درست هم نیست.
عقل میگوید وضعیت جنگی قواعد خودش را دارد.
وقتی کشورت در محاصرهٔ کفتارهای بیگانه است، وقتی جان میلیونها انسان بیگناه در خطر است، وقتی رسماً از سوی وحشیترین تمدنها تهدید به جنگ میشوی، وقتی تفالهٔ گندیدهٔ سلطنت پدرپسری فراخوان اعتراض میدهد و وقتی رژیم کودککش میگوید ما در خیابان در کنار شماییم! مسالمتآمیزترین دعوت و بیخشونتترین حضور در اعتراضات و آشوبها هم، آشکارا بوی وطنفروشی، بیشرفی و بلاهت میدهد.
مطلب مرتبط:
آموزش کودتا در ایران، با دکترین آمریکایی

حسن صنوبری
تلاش خوبی برای بهم بافتن پروپاگاندای حکومتی و منطق بود
ایشالا پیشرفت میکنی