تعداد حاضر در تجمع مردمی امروز تهران (۲۲دی) یک جمعیت عظیم و باورنکردنی بود. البته ما تصاویر هوایی نداشتیم (تا بعد که آمدیم و در اخبار تلویزیون دیدیم آن عظمت را) ولی در همان خیابان هم معلوم بود جمعیت عادی نیست و ازدحام بسیار شدید است. دوستم میگفت مطمئن است از ۲۲بهمن هم جمعیت بیشتری آمده. با موتور او رفتیم. به خیابانها و مسیرهای مختلفی سرک کشیدیم. دستکم مسیرهای متعددی را از شرق و از جنوب بررسی کردیم؛ خیلی مسیرهایی که فکرش را نمیکردیم با ازدحام جمعیت مسدود شده بودند. خیلی جاهایی که فکرش را نمیکردیم هم جمعیتی عظیم از مردم سرازیر بودند. مثلا از پایین خیابان فردوسی، آنهم در نخستین دقایق شروع راهپیمایی که طبیعتا خیابانها باید خیلی خلوت باشند. از همان حوالی ساعت ۱۴ که ساعت اعلامی برای شروع بود یکعالمه آدم که زودتر آمده بودند داشتند برمیگشتند.
فشار و اضطراب اقتصادی برای همه است. این مثل درخواست برداشتن روسری نیست، این مثل درخواست ابطال انتخابات نیست که گروه یا قشر خاصی دغدغهاش را داشته باشند؛ فشار اقتصادی به جز افرادی اندک شامل همۀ ملت است. بخشی از بازاریهایی که دو هفتۀ پیش ذیل تحولات ارزی و... اعتراضات خودشان را شروع کردند در حقیقت به زیاندهی اعتراض داشتند، به کاهش سود و افزایش زیان. ولی جمعیت خیلی خیلی بیشتری از مردم ایران که بازاری نیستند مشکلشان خیلی فراتر از این و از جنس فروپاشی زندگی اقتصادی و اضطراب جدی از آینده است، جمعیتی که اکثرشان هیچوقت هیچ اعتراضی هم نداشتند. وقتی به این موضوع فکر کنیم و وقتی به موضوع افزایش ناامنی و تهدیدات جانی که در حاشیۀ همین راهپیمایی جریان داشت (و مشابهش را هم مردم در بمب گذاری راهپیمایی سالگرد سردار سلیمانی در کرمان و حتی حمله تروریستی به زائران شاهچراغ یادشان بود) فکر کنیم میفهمیم این حضور ما این حضور مردم چه حضور هوشمندانه و نجیبانهای بود. با اینهمه تهاجم و انفجار تبلیغاتی، با اینهمه پولی که ثروتمندان عالم برای تحریک ما خرج کردند، مردم ایران نشان دادند فریب نمیخورند و میفهمند بازیهای استعمار گرهی از مشکلات اقتصادی ما باز نمیکند، هیچ، گرهها را کورتر هم میکند. (البته که در میان پوسترها و پلاکاردهای دستساز و ماژیک و مقوایی مردم چنین عباراتی هم زیاد دیده میشد که «به گرانی اعتراض دارم ولی وطنم را هم به بیگانه نمیفروشم»، » یا «هم مرگ بر اختلاس هم مرگ بر اغتشاش».)
مردم تهران امروز خیلی خشمگین بودند، خیلی کنشگر بودند، از نوع شعارها، از مردمی بودن شعارها، از منتظر بلندگوها نبودن، از قطع بودن سرودها و بلند بودن فریادها معلوم بود مردم خیلی حرف و حس و حماسه و خشم دارند، ولی این خشم خشمی نبود که دیگری را بترساند یا تهدید کند، این خشم خشمی نبود که دودش به چشم هموطن برود، در این تجمع عظیم و خشمگین، با این عظمت میلیونی غیرقابل مقایسهایش (با تجمعات چندهزارنفرۀ ضدایران)؛ خون از دماغ هیچکسی ریخته نشد، هیچ دشنام زشت و ناموسی به کسی داده نشد، هیچکس وحشت نکرد، هیچ کودکی کشته یا یتیم یا هراسان نشد، هیچکس کتک نخورد، هیچ بخشی از اموال عمومی یا خصوصی آتش نگرفت؛ این جمعیت با همه خشمی که داشت جمعیتی نبود که مردم را بترساند و مغازهدار و بازار را تعطیل کند. زیر سایۀ عظمت و امنیتِ این جمعیت، هیچ بازار و پاساژ و فروشگاهی دستکم در این منطقه تعطیل نبود و کاسبیها جریان داشت. تمام جمهوری باز بود، پاساژ علاالدین باز بود، دلارفروشهای سر منوچهری شلوغ و فعال بودند، حتی چندتایشان وقتی جمعیت مردم رد میشدند مردم را هو کردند و البته کسی هم کاریشان نداشت. در این تجمع نه نفرت بود، نه لجاجت، نه جهالت، نه سیاهی، نه دیگریهراسی، نه برادرکشی، نه خودتحقیری، نه بیگانهپرستی، نه دشمنشادی، نه منفعتطلبی، نه قبیلهگرایی و نه کینهکشی؛ هرچه بود پرچم ایران بود و سلام و صلوات و وقار و ایثار و اتحاد و اقتدار یک ملت که شایستۀ کلمۀ «ملت» بودند.