در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری

در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری

در آن نیامده ایّام

ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ :
الْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ
أَلَا وَ إِنِّی مُعَسْکِرٌ فِی یَومِی هَذَا
فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَى اللَّهِ
فَلْیَخْرُجْ .

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات

پس از گفتگوی عجیب اخیر آقای کاکایی (صفحه گفتگو)، من خیلی صبر کردم تا ایشان متن گفتگو را تکذیب کنند. یا کسی مردانه جوابی بدهد به آن حرف‎ها. ولی نه ایشان سخنشان را تکذیب یا اصلاح کردند، نه کسی پاسخ ایشان را داد. لذا یادداشت زیر را با نهایت ادب و مهربانی ممکن و البته منطق و استدلال نوشتم (صفحه فارس). ادب و منطقی که پاسخ خوبی نگرفت و با واکنش تند ایشان مواجه شد. (عکس صفحۀ آقای کاکایی). اینک آن یادداشت:


به تازگی گفتگوی کوتاهی با عبدالجبار کاکایی ترانه‎سرای معروف و دبیر جشنواره شعر یار و یادگار (وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی) منتشر شد که با واکنش فراوان رسانه‎ها و حیرت اهالی ادبیات همراه شد. شگفتی بعضی از فرازهای سخنان کاکایی در این گفتگو برای دوست‎داران ادبیات انقلاب با خود نوید جعلیبودن آن و تکذیبش در روزهای آینده را داشت، اما این اتفاق هم تاکنون -با همۀ انتظاری که برایش کشیدیم- عملی نشده‎است. در عوض عبدالجبار کاکایی به‎تازگی تنها به ارائۀ توضیحی کوتاه در صفحۀ اینستاگرام خود بسنده کرده است که باوجود متهم‎کردن خبرگزاریِ مصاحبهکننده در انتخاب تیتر، متن گفتگو را نفی نمی‎کند.

بخشی از این گفتگوی بحث‎برانگیز که با تیتر «از سرودن شعر برای مدافعان حرم خودداری می‌کنم | اگر شعر بگویم طیفی از قدرت از آن سوءاستفاده می‌کند» در خبرگزاری «دفاع‎پرس» منتشر شده است، چنین است:

* وی در پاسخ به اینکه تا به حال شعری درباره شهدای مدافع حرم سروده است یا خیر، گفت: حقیقتاً این موضوع به قدری در ذهن من کدر است، که نمی‌توانم درباره آن فکر کنم چرا که پیوند و شاخه‌ی آن به سیاست و دخالت در سرنوشت یک کشور مربوط می شود؛ نمی‌خواهم وارد جزئیات شوم چون مجبور می‌شوم حرف‌هایی را مطرح کنم که ممکن است خودم هم از بیان آن پشیمان شوم.

* دبیر جشنواره سراسری شعر "یار و یادگار" که از سوی موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی (ره) برگزار می شود با پافشاری بر مواضع خود، ادامه داد: به نظر من چون از این ماجرا استفاده‌های سیاسی می‌شود و طیفی از قدرت از آن سوء استفاده می‌کند من هیچ اظهار نظر و ورودی نخواهم کرد.

*کاکایی در پاسخ به اینکه احتمال ورود داعش به کشورمان چقدر است، گفت: من برخلاف اظهار نظرهای صورت گرفته، ورود داعش به کشورمان را محال می‌دانم. ... داعش یک لشکر منظم نیست که بتواند مرزی را فتح کند ... اگر قصد ورود به مرزهای کشورمان را داشتند تا به حال اقدام کرده بودند .... برعکس تبلیغاتی که جنبه سیاسی دارد که می‌گویند داعش می‌خواهد به تهران حمله کند و... بعید می‌دانم که چنین قدرتی داشته باشند با تانک به کشور ما حمله کنند... چطور چند عرب با سلاح سبک قادر می‌شوند به مرزهای ما ورود پیدا کنند؟

* به همه کسانی که صادقانه برای دفاع از حرم حضرت زینب و حضرت رقیه (س) که بنده هم به آن‌ها به خاطر سفرهای که به سوریه داشته‌ام تعلق خاطر دلی دارم، رفته‌اند و جنگیده‌اند احترام می‌گذارم اما از سرودن هر گونه شعر به دلیل اینکه به نفع جریان خاصی مصادره می‌شود خودداری می‌کنم و سکوت را مثل مظلومیت مدافعان حرم که هیچ تریبونی ندارند، پیش می‌گیرم.

 

شگفتی سخنان کاکایی وقتی بیشتر می‎شود که توجه کنیم همین چند هفتۀ پیش خبری مبنی بر سرودن ترانۀ تیتراژ پایانی فیلم ارزشمند «هیهات» توسط کاکایی منتشر شده بود.

اما متن توضیحات اینستاگرامی کاکایی چنین است:

"تیتر این خبر ، هنر دبیر منصوب شده روز قبل خبرگزاری ست تلاش صادقانه ! برای اثبات التزام به مشی خبر گزاری اما نمایی عمومی از فرهنگ آلوده ی سیاسی کاری در جامعه ی ماست. همین تیتر در سایتهای دومینوی افراطی منعکس شده است متاسفانه تفاوت بین تیتر و متن ، نیمه ی خالی لیوان را به ذهن متبادر می کند."

همانطور که گفتیم این توضیح تنها معترض و متعرّض نحوۀ انتخاب تیتر گفتگو شده است، اما متن گفتگو را انکار نمی‎کند. از طرفی نمی‎توان گفت تیتر انتخاب‎شده در متن وجود ندارد و گزارشگر از سر نادانی یا قصد و غرض، سعی کرده است مفهومی بیرون از متن را در تیتر القا کند.

جدا از اینکه همه می‎دانیم موضوع شهیدان و مجاهدان مدافع حرم موضوعی سیاسی و جناحی نیست و در طراز ملی و دینی قرار دارد؛ بی‎شک شعرگفتن برای شهیدان مظلوم مدافع حرم و دیگر ارزش‎های الهی و انسانی، آزاد است و کسی را نمی‎توان به انجام چنین اموری مجبور کرد. هر شاعری آزاد است بنا به اعتقادات و خواسته‎های درونی خود شعر بگوید و اگر غیر از این باشد، اگر همه مجبور به سرودن شعر ارزشی باشند ریا حاکم می‎شود و به اخلاص و صداقت هیچ سروده‎ای نمی‎توان دل بست. اما این نکته و این آزادی نباید منجر به این شود که سرایش برای ارزش‎های ملی و معنوی امری مذموم شمرده شود. این دیگر «نهی از معروف» است. چنین تلقی و چنین سخنانی، مخصوصا از اندیشه و دهان کسانی که از منتسبین به ادبیات انقلاب اسلامی هستند و نظرشان در  مسئولیت‎ها و جایگاه‎های گوناگون در این زمینه موثر است، جای شگفتی دارد.

چگونه است که حضور آقای کاکایی در دبیری جشنوارۀ یار و یادگار یا دبیری جشنوارۀ شعر فجر زیر نظر دولت (که همه همراه با حقوق مادی و معنوی‎اند) و حتی سخنان سیاسی ایشان، به «سوءاستفاده بخشی از قدرت» نمی‎انجامد؟ اما سرودن برای مجاهد مظلوم جنگ امروز و شهید مظلومش (بی هیچ امتیاز مادی) از تقوای روشنفکرانه به دور است و خطر سوءاستفاده بخشی از  قدرت را دارد؟!

دبیری جشنوارۀ یار و یادگار (یعنی ترویج و حمایت از سرودن برای امام خمینی)، وقتی با این موضع نادر، همراه میشود پیام عجیبی را برای شاعران جوان و نسل‎های بعد از جناب کاکایی می‎فرستد: برای امام خمینی شعر بگو و جایزه بگیر! ولی برای شهیدان مدافع نگو وگرنه متهم میشوی!

آری، می‎توان برای توفیق (معنوی یا مادی) در جشنوارۀ یار و یادگار، شعرهای زیاد و زیبایی در مدح امام خمینی (ره) و با موضوع ایشان سرود. اما اگر امام خمینی در بین ما بود، بی‎شک تمایل داشت در شعرها، بیش از موضوع خمینی، موضع امروزی خمینی و فرهنگ مد نظر او طرح شود. بی‎شک امام خمینی (قدس سره الشریف) دوست می‎داشت اگر قرار است کسی مدح شود هم، آن‎ها فرزندان غریب و شهیدان مظلومش باشند که امروز یاد و نام او و اسلام عزیز را نه با سخن و دعوی، که با خون و عمل خود زنده نگاه می‎دارند.

خیرِ این ماجرا این است که اتهام تازه‎ای به جریان شعر انقلاب، شعر مقاومت و شعر حماسی وارد شد تا هزینه‎های هنر اجتماعی و مبارزه در راه خدا بالا برود. من از این امر استقبال می‎کنم. هنر و مبارزه اگر هزینه نداشته باشد از صفا و اخلاص خالی می‎شود. پیش از این هم دشنام‎ها و اتهام‎های گوناگونی متوجه جریان‎های فعال ادبی انقلابی و آیینی بود، یادمان نرفته همین جناب کاکایی چقدر از دشنام «شاعر دولتی» و «شاعر حکومتی» روشنفکران می‎آشفت و عجیب که خود او  هشت سال پس از آن واکنش‎ها و موضع‎گیری‎های انقلابیاش در مقابل رسانه‎های روشنفکر (پس از درگذشت مرحوم قیصر امین‎پور) در حال یادگیری همان ادبیات روشنفکرانه و اپوزوسیون است، چیزی که اصلا به ایشان نمی‎آید.

من همینجا آرزو می‎کنم اگر جشنواره و همایشی برای شعر مقاومت و برای سرودن از شهیدان مدافع حرم برگزار می‎شود از جوایز مادی و نقدی خالی باشد تا این فضا، اخلاص، تقدّس، صمیمیّت و معنویت خود را از دست ندهد. این سخن به معنای برداشتن بار حمایت از دوش مسئولان و نهادها و توجیه کم‎کاری‎های فرهنگی‎شان نیست، پیش از این در یادداشتی[1] مفصل به این موضوع پرداخته بودم و تاکید کرده بودم که:

 " اهتمامِ جشنوارهها، جایزهها، مسئولان، متصدیان و دوستداران و معتقدانِ اسلام و انقلاب و ایران بیشتر از «سفارشِ تولید اثر هنری خوب» باید بر «شناسایی هنرمندِ خوب و حمایت از او» باشد. ما نمیتوانیم با جایزه و آفرین، چیزهایی را که نیست (یعنی «باور» و «هنر») را در کسی به وجود بیاوریم. با پول و قدرت نمیتوان اتفاق جدیدی را در عالمِ معنا و معنویت به وجود آورد... "

در پایان باز تأکید می‎کنم ما خوشحالیم برای هرچه بیشتر خالص‎شدن فضای شعر متعهد به جامعه و اخلاق و اسلام؛ اما خوشحال نیستیم چنین سخنانی از دهان کسانی مطرح شود که خود را با انتساب به همین جریان شعر انقلاب شناساندند.

خدای‎ناکرده نکند امروز ما مخاطب سطرهای نکوهش‎آمیز این شعر زنده‎یاد قیصر امین‎پور شده‎باشیم:

ما که این همه برای عشق

                              آه و نالۀ دروغ می کنیم

راستی چرا 

در رثای بی‎شمار عاشقان

                          -که بی‎دریغ-

خون خویش را نثار عشق می‎کنند


از نثار یک دریغ هم

                         دریغ می‎کنیم؟[2]

 

 



[2]  «شعر بی دروغ» از مجموعه شعر «گل‎ها همه آفتابگردانند»

نظرات  (۱۰)

  • . خانم الف .
  • هعی.. چی بگم..
  • آبجی خانوم
  • یاد بر دار کردن حسنک وزیر افتادم ...
    هوای این روز ها خیلی ها را مسخ کرده انگار
    این ها را از زبان کاکائی خوندم ترسیدم

    +این قدر آخه ماشاءالله مودب!!
    جناب عبدالجبار، از زمان فتنۀ 88 راهش را کج کرد. 

    برای ایشان انصافاً متأسفم... 
    سلام
    اقا این یادداشت قبلی تون چرا حذف شد؟
    پاسخ:
    حذف نکردم. دیدم نوحه‎ها زود پایین رفت، جا به جا کردم.

    http://fihmafih.blog.ir/1394/12/09/ParvaneSalahshoori

    من که غیر از این از جناب کاکایی انتظار نداشتم نمی دانم شما چطور متعجب شده اید!
  • ناصر عزیزخانی
  • حسن عزیز 
    با سلام و ارادت
    خیلی خوشحالم که اینجا بعد از مدتها پیدایت کردم.اگر چه بیشتر از هر چیزی خیلی خیلی دلتنگتم و امیدوارم به زودی سعادت دیدار نصیبم شود.
    لطفا شماره ای از خودت برام بفرست یا لطفا تماسی با این کمترین بگیر
    امیدوارم در شعاع مهر حضرت دوست همواره جانتان آفتابی باشد.
    با احترام :ناصر عزیزخانی

    طرز حرف زدن و فکر کردن آقای کاکایی به عنوان نمونه منحط ادب و اخلاق و نمونه بارز اندیشه سطحی در تاریخ ادبیات ماندگار شد
    اما یک سوال جدی از شما دارم
    شما اهل علمید
    چرا باید برای چنین افراد و شخصیتهای نازلی وقت بگذارید؟
    ککایی با این طرز صحبت کردنش خودش آبروی خودش را پیش هر آدم منصفی برده، نیاز نیست اصلا توجهی بهش بشود
    لازم به تشکر نیست  بجهت اینکه در این سرشلوغی آخر سال همگان ، پاسخ دادید .خدا خیرتان دهد 
    و البته اینکه از چنین موقعیتی و منتسب به چنان موسسه ای این حرفها زده شد در این روزهای آخر سال غربت بار ۹۴ سندی است بر مظلومیت یاران امام و لابد بماند تا روزی که در صحنه محشر رونمایی شود
    برداشتها! برداشتهایی که در روز روشن تصویر سوخته ثبت میکنند نمیدانم چرا به جای نگرانی مضمن برای خلق نظری به خود نمیندازند
    بی شک خدایا اگر رحم نکنی بدبخت ترین نوع تاریخ بشر خواهیم شد قطعا و یقینا
    ما را هم در معرکه نبرد بپذیر





    خدایا 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">