در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ :
الْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ
أَلَا وَ إِنِّی مُعَسْکِرٌ فِی یَومِی هَذَا
فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَى اللَّهِ
فَلْیَخْرُجْ .

طبقه بندی موضوعی

شکست اصولگرایان در تهران

يكشنبه, ۹ اسفند ق.ظ

1.

یک فضای خاصی بعضی از این بچه حزب‎اللهی‎ها دارند که الآن هم می‎گویند «نه! ما شکست نخوردیم! ما این‎بار هم پیروز شدیم!» برادر من، عزیز من، بی‎خیال شو، چرا حرف زور می‎زنی؟ این کجایش پیروزی بود؟ خب قبول کن شکست خوردی، ایرادی ندارد که. گفته‎اند شکست مقدمۀ پیروزی است، نگفته‎اند ادعای پیروزی، پیروزی است. قبول کن شکست را تا بفهمی چرا شکست‎خوردی، تا بتوانی علتش را از بین ببری و پیروز شوی. کسی که افتاده اگر خیال کند هنوز ایستاده، هیچ‎گاه دوباره از جایش بلند نمی‎شود. اما افتاده‎ای که فهمید و باور کرد افتاده است، بالاخره یک‎روز دست بر زانو می‎گذارد و بلند می‎شود.

چه آن ادبیات «ما همیشه پیروزیم» و چه سخن زشت و خطرناکی که در گوشه کنار از دهان اقلیت بسیار کمی از جهلۀ قوم مبنی بر «تردید در سلامت انتخابات» شنیده‎می‎شود، هردو ناشی از توهم و تکبر و عدم فروتنی و عقلانیت لازم برای مواجهه با حقیقت است. البته قبول دارم هردوی این ادبیات‎ها در اقلیتِ حزب‎الله‎اند، ولی همین کمش هم نباید باشد. بله چند پیروزی وجود دارد، یکی پیروزی برای اعتبار و سلامت انقلاب و نظام جمهوری اسلامی به خاطر حضور خوب مردم در انتخابات است، دومی پیروزی اکثریت قابل اعتماد در اتخابات خبرگان و سومی پیروزی اصول‎گرایان در انتخابات مجلس شورای اسلامی سراسر کشور. اما در انتخابات مجلس شورای تهران ( که ویترین انتخابات است و از جاهای دیگر قطعاً مهم‎تر است) ایشان مسلماً شکست خورده‎اند و پذیرش این شکست و اذعان به پیروزی طرف مقابل، از شاخصه‎های فروتنی، خرد و بزرگواری است.

2.

شکست اصول‎گرایان یکی دو دلیل ساده نداشت. چند دلیل پیچیده داشت و عموماً هم فرهنگی. اما یک دلیلش سیاسی است و ساده، که همان دلیل سیاسی و سادۀ شکست اصول‎گرایان در انتخابات 92 است. همانکه قرار بود درس ما برای این انتخابات باشد و نشد. لابد می‎گویی: «خب ما که ائتلاف کردیم! دیگر چه می‎خواهی؟» نه عزیزجان، این نه ائتلاف بود نه اتحاد. در ظاهر لیست، اسم‎ها به هم نزدیک شدند، اما در باطن آنقدر رسم‎ها و فکرها از هم دور بودند که این ائتلاف عملاً ائتلاف نشد. کلاً ائتلاف با اهلِ اختلاف، کار دشواری است. ائتلاف با کسانی که بنیان اختلاف و تفرقه را در بین اصول‎گرایان گذاشتند و مفاهیم ساده‎ای مثل «وحدت» و «حجیّت» برایشان دیریاب و دور است. کسانی که بسیاری‎شان سابقۀ انقلابی دیرینه‎ای هم نداشتند و به صرف استاندار و مشاور و معاون و ... شدن در دولت احمدی‎نژاد، یک‎شبه سابقۀ سیاسی و اصول‎گرایی و انقلابی پیدا کردند و پدران اصول‎گرایی و عدالت‎طلبی را به اصلاح‎طلب‎شدن و مسامحه‎گرشدن متهم کردند. کسانی که خودشان را از هر آیت‎اللهی، آیت‎الله‎تر و از هر مردخدایی با تقواتر و خداپرست‎تر می‎دانند. بزرگترهایشان آن زمان که هنوز به‎طور رسمی وارد گیر و دارهای سیاسی نشده بودند، با اتکاء به داشتنِ عنوان شاگردی آیت‎الله مصباح یزدی، به این نتیجه رسیدند که می‎توانند مجلس درس یا خطابۀ بزرگی چون آیت‎الله جوادی‎آملی را بهم بزنند. وقتی رسماً وارد سیاست شدند، به بهانۀ حمایت از «احمدی‎نژاد»، «پایداری»، «لنکرانی»، «جلیلی» و... مقابل اصول‎گرایان اصیل و قدیمیِ منتقد احمدی‎نژاد، آیت‎الله مهدوی‎کنی و اندیشۀ وحدت‏‎گرایانه‎اش و دیگر قدیمی‎ها و عقلای دوران انقلاب و جنگ صف‎آرایی کردند. هرروز اختلافی تازه را در متنِ و درون گفتمانِ حزب‎الله رقم زدند و امروز هم نوبت به بزرگانی چون آیت‎الله موحدی‎کرمانی، حدادعادل و... رسید. اگر آمریکا هم در درون خود چنین اختلاف‎باورانی را داشت، تا به‎حال صدبار از درون متلاشی شده بود. البته در آن‎ها هم تکبر بیداد می‎کند، ولی تکبرشان را به جای توهم، تعقل همراهی می‎کند. رأی مردم به شخصیت کاریزماتیک و کاریزمای شخصیتی احمدی‎نژاد، شاید مهم‎ترین عامل بود در متوهّم شدن ایشان به تقدس خود و احمدی‎نژاد و دیگر اسلافش. اینان باور دارند انسان‎های برگزیدۀ خدا در آخرالزمان هستند. باور دارند؛ نیاز به مشورت با هیچ کارشناس کارکشته، نیاز به شنیدن نصیحت هیچ پیرِ خردمند و دلسوز و نیاز به داشتن هیچ تدبیر و اتحاد برای پیروزی در انتخابات ندارند. این باور درونی آن‎هاست، ولو امروز در ظاهر با گرفتن باج بسیار (اگر لیست ائتلاف را با دقت نگاه کنید) و مشاهدۀ شکست‎های قبلی، کمی از موضع خود کوتاه آمده باشند.

شاهدم برای این سخنان چیست؟

علی رغم حرف‎های رسمی مبنی بر ائتلاف و اتحاد، دو پرچم بزرگ مبنی بر اختلاف و تفرقه (مخصوصاً در شبکه‎های اجتماعی) از سوی حضرات بلند شد. یکی برای لیست جامعه مدرسین خبرگان و دیگری برای لیست ائتلاف اصول‎گرایان مجلس شورای اسلامی. پرچم فتنه‎انگیز و تفرقه‎افکن نخست اعلام کرد: «به افراد مشترک بین لیست جامعه مدرسین و لیست آقای هاشمی رأی نمی‎دهیم»! و پرچم تفرقۀ دوم اعلام کرد: «به تصویب‎کنندگان برجام رأی نمی‎دهیم»! و قس علی هذا. حضرات انواع و اقسام این لیست‎ها را تهیه و تکثیر کردند تا ائتلاف فقط یک شعار ظاهری باشد نه یک عمل واقعی. هنوز برگه‎های این لیست‎های تفرقه‎افکانه از سطح شهر جمع نشده و کانال‎ها و گروه‎های تلگرامی بر این جهالت گواهی می‎دهند. در حالیکه حزب‎اللهی‎های عاقل و سنتی، هرگز چنین خیانتی را در قبال حضرات تندرو و نوظهور انجام ندادند. لیستی نساختند در خبرگان که آقای مصباحش حذف شده باشد. لیستی بدون حضور پایداری‎ها برای مجلس ندادند (حتی غیرعلنی). جالب اینجاست که چاه‎کن خود اول به چاه می‎افتد. بدترین رأی‎ها در خبرگان و مجلس شورا را نامزدهای محبوب همین حضرات اهل تفرقه آوردند. این‎ها همه برای ما درس است. هرچند گوش‎های عصبانی و خودمرکز عالم‎بین، قصد شنیدن نداشته باشند.

باری، براین باورم که اگر این اختلاف‎ها و حماقت‎ها نمی‎شد هم به خاطر دلایل دیگر (چه آن دلایل فرهنگی مهم و مبنایی و چه دلایل سیاسی دیگر، مثل اشکالات لیست‎ها) احتمال پیروزی اصول‎گرایان در تهران قوی نبود، شکست در کمین بود، ولی نه اینقدر قاطع و تأسف‎آور.

3.
با توجه به تکراری‎شدن تجربه‎ها:
تا انتخاباتی دیگر و شکستی دیگر
موفق و پیروز باشید :)




پ ن 1 : البته هنوز نتایج تهران قطعی نیستند.
پ ن 2: دو یادداشتم قبل از انتخابات اخیر:
1. 
آیا میشود به یک لیست رأی داد؟
2.  دوباره: پناهیان، حماقت و انتخابات!

نظرات  (۱۰)

مفهموم امروزین اصول گرایی نفسهای آخرش رو میکشه و فعلا داره تکاپو میکنه برای زنده موندن. یک گروه متکبر مقدس مآب بی سواد که عنوان دکتر رو هی اینطرف و اونطرف میکشه. اینها تنها یه راه نجات دارن. بازگشت واقعی به عهد روح الله. که البته کار بسیار سختی است و بسیاری باید در این راه قربانی بشن. هرچند بعید میدونم که تقدیر الهی اینطور باشه. جلوگیری از تفکر جمعی و بر طبل نفاق و تفرقه کوفتن نهایتی جز این نداره.

پاسخ:
اصل سخن شما را قبول دارم. اما زیادی کلی فرمودید.
اصل درست مورد توافق این است: پیروزی اصول‎گرایی نه در سیاست‎بازی که در بازگشت به اصول امام و انقلاب است.
  • آبجی خانوم
  • حقشون بود
    پاسخ:
    طبیعتاً موافقم با شما
    ولی حق مردم و اسلام و شهدا این کاهلی‎ها نبود
    مجلس که هیچ 
    ولی الان فکر می کنم برا مجلس خبرگان کاش به مشترکها رای نمی دادیم !
    پاسخ:
    یعنی ما اینهمه استدلال کردیم، شد کشک؟ :)
    عزیزجان، دقیقاً چون خیلی‎ها به مشترکین رأی ندادند، آقایان هاشمی و روحانی رتبۀ خوبی آوردند.
    از طرفی اگر لیست‎ها شکسته نمی‎شد، تبلیغش هم بهتر بود، اعتماد مردم هم به لیست بیشتر می‎شد.
    حرف در این زمینه زیاد است، ماهی‎ای که حضرات از این آب‎گل‎آلود گرفتند در همین گزارش سایت نزدیک به خاندان هاشمی مشخص است:
    سردرگمی هواداران اصولگرایان از لیست های متناقض / پناهیان: فاجعه ای در راه است؛ به موحدی کرمانی رای ندهید

    خوشم میاد که شما هم شکست های تحلیل تون رو یک جورای خاصی لا پوشانی می کنید عزیز دل برادر
    کسی مجبورتون نکرده این جور متخصصانه؟ تحلیلای سیاسی کنید.
    مثل ادمای معمولی یه چیزی بنویسید و این اندازه خودتون رو بالا نگیرید....
    خویشتن بی سبب بزرگ مکن
    تو هم از ساکنان این کویی

    پاسخ:
    من؟!
    :))
    خدایا! ما را گیر چه قومی انداختی؟! :)
    تحلیل م نشکست خورد واقعا؟!
    اینجانب پیش از انتخابات دو یادداشت دربارۀ انتخابات نوشته‎ام که پیش‎بینی‎هایم در آنجا تماماً به منصه ظهور رسیدند.
    در یادداشت نخست از ضرورت رأی به لیست واحد و عدم پراکندگی سخن گفتم و گفتم «مخصوصا در تهران» خطر زیادی وجود دارد. نتیجه هم همین را ثابت کرد. در همین «تهران» به خاطر اینکه طرف مقابل به لیست واحد رأی داد و ما دچار تفرقه شدیم، لیستشان به طور کامل رأی آورد. از طرفی اصول‎گرایان مستقل که شعور انصراف نداشتند، در چهل پنجاه نفر اول هم جایی نداشتند.
    در یادداشت دوم باز بر ضرورت رأی به لیست تأکید کردم و عرض کردم این پراکندگی لیست‎ها در خبرگان نه‎تنها حضور آقایان ثلاث در خبرگان را قطعی نمی‎کند بلکه جلوی اول شدن امثال آقای موحدی را می‎گیرد تا آقای هاشمی و قل دیگرش اول شوند. نتیجه هم همین شد.
    با بیت آخرتان درمورد خودم موافقم، اما با ادعای شگفتتان ... فقط عرض کنم که خدا به احوال و اعمال ما بیناست. ولی ما هرچقدر بخواهیم می‎توانیم کور باشیم.
    سلام 
    پست قبل خیلی خوب بود قبول دارم صد در صد تبلیغ هم کردم برای خانواده و دوستان 
    آقای صنوبری خیلی غمگینیم .... شما فکر میکنید چرا لاریجانی چرا مطهری به اینجا رسیدند .... پناه بر خدا از این مجلس دهم ....
    پاسخ:
    سلام علیکم
    قطعا لطف کردید و لطف دارید
    غمگینی چرا؟ مگر دستگاه خدای متعال از این نسیم‎ها لرزشی به خود می‎گیرد؟ باید امیدوار و آگاه و مبارز و شاد بود. به حکم خداپرستی و مسلمانی.
    پناه برخدا! این پرسش آخر خیلی دشوار است :)
    سلام

    پیروزی اصلاحات در گرو رسیدن به فهم عدم تندروی بود.
    امثال جبهه پایداری به جای کمک به بدنه اصول گرایی باعث تنفر قشر مذهبی سنتی شده و تا این جبهه برچسب اصول گرایی بر پیشانی دارد و در بین معدود اصول گرایان مقبولیت نسبی وضع همین است.
    مردم به دنبال ثبات در جریانات اجتماعی و به خصوص سیاسی و اقتصادی اند و نه ماجراجویی هایی که به نام مردم ثبت می شود و ریسک بسیار بالایی دارند.
    حتی در تهران نیز اکثریت قشر مذهبی می باشد ولی همین قشر مذهبی نیز درگیر مسایل متعددی از قبیل وضعیت بی ثبات اقتصادی و سایه جنگ شده و بی اعتماد به جریان فعلی قدرت.
    پاسخ:
    سلام علیکم
    احسنت
    این یکی از مهم‎ترین دلایل بود
    بدنامی و بدکرداری پایداری‎ها و امثالهم، به پای همۀ اصول‎گرایان و حتی همۀ حزب‎الله و انقلاب نوشته شد.
  • حسین سامانی
  • خب...
    اینکه مجلس تقریبا نصف نصف شد خوبه ؛ چون لااقل اینطوری برای پاسخگویی به حزب و یا حتی رقابت درون فراکسیونی یا درون مجلسی هم شده یکم بیشتر به فکر مردم خواهند بود و به جای حل مشکلات مردم به زدن یا تشویق کردن دولت مشغول نمیشن.

    اما اینکه نماینده های بسیار خوبی مثل احمد توکلی و حداد عادل یا حتی خانم دستجردی در مجلس نخواهند بود جای بسی بسی تاسف داره.

    فقط در این بین متن توهین آمیز جناب یامین پور به مردم از اون مسائل قابل بررسی بود.

    اینکه بگی مردم جو گیر شدن و انتخابات مثل مراسم تشییع مرحوم پاشایی بود و مردم تهران غرب زدن ، اول توهین به مردمه و بعد توهین به خود ؛ چطور توی 22 بهمن و مراسمای عزاداری و 9 دی و انتخابات 84 مردم جو گیر و غرب زده نیستن ، اینجا که نتیجه به میلتون نیست مردم غرب زده میشن ؟ 
    اف به این تفکر که بیشتر از اینکه رنگی از اصولگرایی اصیل ( مثل مرحوم مهدوی کنی ) و تقوا و حزب اللهی بودن داشته باشه ، برج عاج نشینی روشنفکرانه است.
    پر بیراه نمیگه مسعود خان فراستی که انتلکت ها و رادیکال های قلابی تهش به هم میرسن. به هر حال : از کوزه همان برون ترآود که در اوست.
    یکی مثه شما اول به نقایص خودی ها نگاه میکنه یکی هم میره بالای برج عاج از اونجا تف میندازه رو سر مردم فقط این دفعه به جای کلاه فرانسوی ، تسبیح دستشه.
    والله اعلم.
    پاسخ:
    از خوش‎بینی شما ممنونم. ولی به نظرم مجلس نصف نصف نیست و اکثریت مؤثر اصلاح‎طلبند. شاید هم دارم زود قضاوت می‎کنم.
    با بقیۀ سطرهایتان صد در صد موافقم.
    واقعا نمی‎دانم این آقای یامین‎پور و رفقایش چرا چندروزی برای اظهار نظر نکردن و استراحت به خودشان فرصت نمی‎دهند؟! چرا شمال نمی‎روند دسته‎جمعی؟!
    کاش دلایل دیگر را بگویید در یادداشتی
    تا اینجاش که همه خیلی گیج شدیم
    پاسخ:
    ببینیم خدا چه می‎خواهد
    «واقعا نمی‎دانم این آقای یامین‎پور و رفقایش چرا چندروزی برای اظهار نظر نکردن و استراحت به خودشان فرصت نمی‎دهند؟! چرا شمال نمی‎روند دسته‎جمعی؟!»
    به همون دلیلی که شما چندروزی برای اظهار نظر نکردن و استراحت به خودت فرصت نمی‎دهی عزیزم.
    چرا شمال نمی‎ری دسته‎تنهایی؟!

    پاسخ:
    سلام بر هوادار جناب یامین‎پور
    چشم من می‎روم.
    ولی تحلیل‎های من مخالف واقعیت جامعه نبوده است. من نبودم آنکسی که گفت حالا که مردم تهران به ما رای ندادند پس لابد تهران شهر غرب‎زده‎هاست. لذا اولویت برای سفر استاد هستند.
    غمگینیم چون باز هم باید هزینه بدهیم و خون دل بخوریم ...
    پاسخ:
    کار دنیا همین است. و ما ناگزیریم از رشد

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">