در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

در آن نیامده ایّام

حسن صنوبری گوید

ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ :
الْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ
أَلَا وَ إِنِّی مُعَسْکِرٌ فِی یَومِی هَذَا
فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَى اللَّهِ
فَلْیَخْرُجْ .

طبقه بندی موضوعی

http://bayanbox.ir/view/6997524369067197616/Donald-Trump.jpg

رسانه‎های جهان و حتی ایران هرروز از دونالد ترامپ نامزد مشهور جمهوی‎خواه آمریکایی خبری را روی خروجی خود قرار می‎دهند. به گونه‎ای که انگار او یک شخصیت حقیقی است. خیلی از روشنفکران و مسلمانان در سراسر جهان نسبت به حرف‎های او واکنش نشان داده‎اند. این به نظرم خیلی عجیب است. تو می‎توانی با یک آدم واقعی دست بدهی ولی نمی‎توانی با یک تصور دست بدهی.

ترامپ فقط یک استعاره است. از انفجار خشونت‎طلبی، امپریالیسم و کاپیتالیسم آمریکا. از اوج‎گیری حماقت و جهالت برآمده از هالیوود و رسانه‎های خبری آمریکا نزد مخاطبان. مخصوصاً وقتی در نظرسنجی‎ها می‎بینیم در میان نامزدهای جمهوری‎خواه اقبال بیشتری یافته است. یک ابر پول‎دارِ احمقِ فحاشِ بی‎منطق و خشونت‎طلب چطور می‎تواند در قرن بیست و یک به عنوان یک کاندیدای ریاست‎جمهوری یک کشور ظاهرا دموکراتیک و مدرن مطرح شود؟ آن‎هم خیلی بیش از دیگران. به لیست مطرح‌ترین نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نگاه کنید ببینید جز ترامپ بیش از دو نفر دیگر را می‎شناسید؟ نهایتاً کلینتون و یک نفر دیگر را بشناسیم ما.

در رسانه‎های غربی ترامپ هرروز از سوی روشنفکران به سخره گرفته می‎شود. چه به خاطر بلاهت سخنانش، چه به خاطر کلاه‎گیسش ... بسیاری از روشنفکران آمریکا به او می‎خندند. اما این خیلی هم خنده‎دار نیست. چون ترامپ یک آدم و یک مفهوم روشن نیست که بتوان به این راحتی به او خندید.

ترامپ یک پیام است. پیامی از قلبِ آمریکا به همۀ جهان برای بازتعریف مفاهیم گذشته.

فرض کنید در ایران یک احمدی‎نژاد می‎گوید تحریم کاغذپاره است و یک خاتمی می‎گوید ما منزویم شدیم. این دو، دو سر حد و دو سر خط گفتمان سیاسی کشور ما می‎شوند. آن‎وقت معدل گفتمانی‎شان در مصداق می‎شود چیزی در مایه‎های لاریجانی (هرچند در مفهوم و دعوی سیاسی گفتمان روحانی بشود). حالا فرض کنید یک‎نفر رئیس جمهور یا کاندیدای ریاست جمهوری شود که رسماً حرفش این باشد «باید به کشورهای همسایه یکی یکی حمله کرد» در چنین حالتی سرحد جدیدی برای مرزهای گفتمان سیاسی کشور وضع می‎شود و گستره و مصادیق آرای سیاسی ما بسیار متفاوت می‎شود. در چنان شرایطی یک نفر مثل جلیلی می‎شود نمایندۀ یک اندیشۀ معتدل. قالیباف یک اصلاح‎طلب رسمی است. احمدی‎نژاد عاقل و مدبر است. عارف یک اصلاح‎طلب تندرو و خطرناک است و خاتمی مجری برنامۀ من و تو. چنانچه برعکس این اتفاق افتاد. از دل 88 و تلاش برای کودتا و براندازی نظام، روحانی به عنوان یک معتدل (نه یک اصلاح طلب) خود را نشان داد. یعنی ما در ادبیات و گفتمان سیاسی رسانه‎ای‎مان یک قدم قابل توجه به عقب رفتیم.

عکس این اتفاق دارد در آمریکا می‎افتد. آمریکا می‎خواهد (شاید در برابر آن عقب‎نشینی گفتمانی ما) یک قدم بلند به جلو بردارد. ترامپ بی‎اجازۀ امنیتی و حمایت رسانه‎ای حکام و تدبیرگران حکومت آمریکا نمی‎توانست سربرآورد. این الاغِ پیل‎نشان، اگر نه به دستور و فرمان، به دستوری و اجازۀ فرمان‎روایان آمریکا آمده است، که دیگر جمهوری‎خواهانِ جنگ‎افروز، به عنوان شخصیت‎هایی معتدل جلوه کنند و دموکرات‎های خدعه‎گر، شخصیت‎هایی صادق و مهربان و بشردوست. بعید نیست فردا روز جایزۀ صلح نوبل (هرچند که سال‎هاست از فحش ناموسی هم بی‎ارزش‎تر است) را به هیلاری کلینتون که از مهمترین حامیان حمله به عراق و افغانستان بود بدهند، یا اینکه بعضی از رسانه‎ها و روشنفکران ایرانی از این خانم که هفت سال پیش رسماً از «اقدام برای نابودی ایران» سخن گفته بود به عنوان یک آمریکایی روشنفکر و قابل احترام حمایت کنند.

خلاصه: آمریکا می‎خواهد از این هم جلوتر بیاید. این معنای آن پیام استعاری است.

به نظرم خیلی نباید این فرد (و دیگر پیام‎های استعاری مشابه) را جدی بگیریم، بهش واکنش نشان بدهیم و اخبارش را پوشش بدهیم. والله اعلم.

نظرات  (۷)

به هر طریق، هم حکومت آمریکا در حال فروپاشی است و هم جمهوری اسلامی و هر دو برای بقاء نیازمند تغییر ماهیت اند. جمهوری اسلامی از حالت فعالانه انقلابی خود خارج شده و کاملا فشل و اخته، با اروپای مدرن همصدایی میکند تا آدم به حساب آید بدون توجه به این که ما اصلا قرار نبود آدمی باشیم همجنس آدم غربی. آمریکا هم برای بقاء خود نیازمند همین تغییر است. ترامپ چهره سگی آمریکاست که کماکان باید حفظ شود هرچند که از درون واخورده و بیحال باشد. پس نبرد در صورتهاست نه ماهیتها. از این میان دو قشر سر بر می آورند: عبور کنندگان از جمهوری اسلامی و عبور کنندگان از آمریکا. 
بناهای کوچک و قد و قواره های نامتناسب خراب شده و تنها دو برج رفیع ساخته میشود. دو ستون بلند و محکم که از مردمان انقلابی فارغ از صورت تشکیل میشود.
پاسخ:
به این شدت هم نیست. تسلیم خوف شدن شیطانی است. باید بین خوف و رجا زندگی کرد. بله، جمهوری اسلامی بی انقلاب اسلامی قطعا نابود و قلب ماهیت خواهد شد. بالاخره سپاه خیر و شر با هم در مقابله‎اند (در داخل کشور) برای حذف یا بقای انقلاب. هنوز کار یکسویه نشده.

  • آبجی خانوم
  • کاملا درسته
    پاسخ:
    یاعلی
    بندِ چهارم (سیاستِ ایران) را خوب نفهمیدم؛ یعنی داده‌هایم اندک است و نمی‌توانم موضعی داشته باشم. قدری هم گیج شدم. ولی بندِ پایانی: بله.
    کاریکاتور هم خیلی خوب. :) 
    پاسخ:
    ممنون که مطالعه کردید
  • آب‌گینه خطاب به جنابِ احمدرضا
  • اگر منظورِ حضرت‌عالی در عبور از جمهوریِ اسلامی، تشکیلِ آن مدینۀ فاضله و قیامِ معصوم است، خب، بله ولی اگر هژمونیِ جدیدی در قد و قامتِ همین انسانِ ناقص و انقلابِ خودمان را در نظر دارید، البتّه که خیر! این همه خونِ پاک پای این درختِ جوان جاری شده و هزینه صرف شده است و دستِ خدا و حجّتِ خدا بر سرِ آن است...؛ این چه فرمایشی است؟!
  • احمدرضا به آبگینه
  • نظر بنده این است که جمهوری اسلامی نیز نمیتواند با ماهیت فعلی اش در برابر نیست انگاری غرب بایستد. آن چیزی هم که امروز توانسته مکتب و تفکری را بیافریند جمهوری اسلامی نیست بلکه مردمانی اند که نفس حضرت روح الله را سینه به سینه منتقل کرده و میکنند. خلاصه مطلب اینکه گریزی از نابودی مکتبها به نفع معصوم نیست کما اینکه روایتی از حضرت فاطمه سلام الله علیها این نکته را تایید میکند. انقلاب اسلامی توانست وجدان جمعی را تعمیق کند و عقل و انتظار بشر را ارتقاء ببخشد تا موعود بیاید. همه شهیدان نیز پای ظهور حجت خدا و نایبش به شهادت رسیدند. پس ما اگر جمهوری اسلامی را حسن روحانی یا محمود احمدی نژاد یا هر خیره سر دیگری تعریف کنیم نه تنها راه به جایی نمیبریم بلکه همسو با غرب حرکت میکنیم و در محیط بازی او.
  • آب‌گینه خطاب به جنابِ احمدرضا
  • بله؛ حالا متوجّهِ منظورِ شما شدم. سپاس بابتِ توضیح. ولی خب به قولِ ما ادبیات‌چی‌ها، جملۀ شما کژتابی داشت.
    یک نکته و یک پرسش:
    نه جمهوریِ اسلامی، نه هیچ‌کس و چیزِ دیگر نمی‌تواند در برابرِ کُفر و استکبار ایستادگی کند و به پیروزی برسد. چه این‌که اگر همۀ مردمان، خمینیِ کبیر  هم بودند، نمی‌توانستند. همان‌طور که خودتان هم اشاره کردید، درنهایت باید معصوم عنابت فرماید.
    آن حدیثِ بانو را لطف می‌کنید؟
     
  • آب‌گینه خطاب به جنابِ احمدرضا
  • چندین‌بار ؛ بارها و بارها آمدم به این صفحه، شاید آن حدیثی را که بدان اشاره کردید، روزی‌ام شود، امّا هر بار دستِ‌خالی بازگشتم. 
    به هر روی، من مشتاق و خریدارِ آن فرمایش بودم و از سویِ دگر، گفتنی‌ست که حضرتِ مادر سلام‌اللّه علیها به من آموخته‌اند، سلام و سؤالِ هیچ‌کس، حتّی غاصبِ حقم را بی‌پاسخ مگذارم! 
    از نظرِ من دیگر این گفتگو تمام شد و خدانگهدارِ حضرتِ‌عالی.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی